برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1394 100 1

اغراض

/'aqrAz/

معنی اغراض در لغت نامه دهخدا

اغراض. [ اِ ] (ع مص ) خمیر تازه کردن برای چاشت قوم : اغرض لهم غریفاً. (از منتهی الارب ). سرشتن خمیر برای چاشت قوم و بشب نخورانیدن به آنان : اغرض للقوم غریفاً؛ عجن عجیناً ابتکره و لم یطعمهم بائتا. (از اقرب الموارد). || پر گردانیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). پر کردن ظرف : اغرض الاناء؛ ملاه ُ. (از اقرب الموارد). || به پیشبند بستن ناقه را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). بستن ناقه را به پیشبند آن : اغرض الناقة؛ شدها بالغرضة. (ازاقرب الموارد). تنگ بر اشتر بستن. (تاج المصادر بیهقی ). تنگ بر ستور بستن. (المصادر زوزنی ). || تنگدل کردن و بستوه آمدن. (آنندراج ). تنگدل ساختن : اغرض فلاناً؛ ضجره. (از اقرب الموارد). تنگدل کردن.(تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || بهدف زدن : اغرض الغرض ؛ اصابه. (از اقرب الموارد).

اغراض. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غَرض ، بمعنی پیش بند شتر مانند تنگ زین را. || ج ِ غَرَض ، بمعنی نشانه ٔ تیر و خواست و آهنگ. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به غرض شود. || مأخوذ از تازی. غرضها. خواهشها. آرزوها. مرادها. اراده ها. قصدها. نیت ها. مقصودها. نتیجه ها و فائده ها. (ناظم الاطباء) : رسولی باید فرستاد و نامه ای نبشت بحضرت تا به اغراض وی واقف گردیم و آنچه رای واجب کند بفرمائیم. (تاریخ بیهقی ص 558). امیر گفت اغراض دیگر است. (تاریخ بیهقی ص 454). چون اغراض حاصل شد لشکرهای ما از آب بگذردو دست با لشکرهای سلطان یکی کنند و آتش این فتنه نشانده آید. (تاریخ بیهقی ص 519). چون دستوری یابد آن را عرض کند و مشافهه ٔ دیگر است با وی در بابی مهم تر که اگر اندر آن باب سخن نرود، عرضه نکند و پس اگر رود، ناچار عرضه کند تا اغراض بحاصل شود. (تاریخ بیهقی ص 209). فکر اصحاب اغراض... بی اثر نباشد. (کلیله و دمنه ). آن چهار که مطلوبست بدین اغراض و بجز آن نتوانند رسید، کسب مال است از وجهی پسندیده. (کلیله و دمنه ). و عاقل باید که در فاتحت کارها نهایت اغراض خویش پیش چشم دارد. (کلیله و دمنه ). و مقرر است که دوستی تو با من ازبرای این اغراض بود. (کلیله و دمنه ).
- اغراض شخصی ؛ مقاصد شخصی.
- اغراض نفسانی ؛ آرزو و خواهشی که از روی هوا و خواهش نفس باشد. (ناظم الاطباء).
|| در تداول امروز، ...

معنی اغراض به فارسی

اغراض
خواستها، هدفها، جمع غرض
( اسم ) جمع غرض . ۱ - نشانه ها آماجها نشانها . ۲ - خواستها مقاصد . ۳ - اندیشه های بد دشمنیها .
خمیر تازه کردن برای چاشت قوم

معنی اغراض در فرهنگ معین

اغراض
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ غرض ، خواست ها، هدف ها.

معنی اغراض در فرهنگ فارسی عمید

اغراض
= غرض

معنی کلمه اغراض به عربی

اغراض را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MohammadMehdi
خواست ها، هدف ها
عباس احمدی
اگر واژه آماج میان مردم شناخته شده بود، بهترین برابر پارسیِ اغراض شمرده می‌شد؛ ولی اکنون، فهم خواست‌ها برای مردم آسان‌تر است. مشکل خواست‌ها این است که به خوبی درون‌مایه اغراض را نشان نمی‌دهد. از این رو، واژه هدف‌ها، اگر چه هدف واژه‌ای عربی است، مفهوم‌تر و مناسب‌تر به نظر می‌رسد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اغراض   • مفهوم اغراض   • تعریف اغراض   • معرفی اغراض   • اغراض چیست   • اغراض یعنی چی   • اغراض یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اغراض
کلمه : اغراض
اشتباه تایپی : hyvhq
آوا : 'aqrAz
نقش : اسم
عکس اغراض : در گوگل

آیا معنی اغراض مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )