برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

اعتراف

/'e'terAf/

مترادف اعتراف: ابراز، اذعان، اظهار، افشا، اقرار، بیان، تصدیق، خستو، مقر

متضاد اعتراف: انکار

برابر پارسی: بزبان آوری، پذیرا، پذیرش

معنی اعتراف در لغت نامه دهخدا

اعتراف. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خبر دادن کسی را از نام و حال و صفت خود. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). از نام و کار خود کسی را خبر کردن. (از اقرب الموارد): اعترف الی اعترافاً؛ خبر داد مرا از نام و حال و صفت خود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خبر کردن. (المصادر زوزنی ). || خبر پرسیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خبر خواستن از کسی ، یقال : «اذهب الی هؤلاء القوم فاعترفهم ». (از اقرب الموارد). پرسیدن چیزی از کسی. (تاج المصادر بیهقی ). پرسیدن چیزی. (آنندراج ). || ذلیل و خوار گردیدن. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). خوار و فرمانبردار گردیدن. (از اقرب الموارد). || شناختن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شناختن. (آنندراج ) (منتخب از آنندراج ). || شکیبا شدن بر امری. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). صبر کردن. (آنندراج ). بر چیزی شکیبایی کردن. (از اقرب الموارد). || اقرار کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی ) (ترجمان القرآن تهذیب عادل بن علی ). بر خطای خود اقرار کردن. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). اقرار کردن بگناه و جز آن. (بهار عجم ). اقرار دادن. (تاج المصادر بیهقی ). بزیان خویشتن بچیزی اقرار کردن. (از اقرب الموارد). بَوء. بُوآء. تَذریع. اِمصاع. اِذعان. به گردن گرفتن.ضد انکار. (از یادداشتهای مؤلف ). مقر شدن. خستو شدن. اقرار کردن. (فرهنگ فارسی معین ). استو شدن. (تاریخ بیهقی ). خستو شدن. (از یادداشت مؤلف ). || صید کردن. (تاج المصادر بیهقی ). || (اِمص ) اقرار. (ناظم الاطباء). اذعان. ضد انکار : و ثمره ٔ این اعتراف و رضا آن است که احاطه کند زیادتی فضل خدا را. (تاریخ بیهقی ص 309). و بفضل او جزم داشتم به آن که امامت حق اوست و اعتراف داشتم ببرکت او. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 315). و دوست و دشمن به علو همت و کمال سیاست آن خسرو دین دار... اعتراف آوردند. (کلیله و دمنه ). مرد... بگناه خویش اعتراف آورد. (کلیله و دمنه ). اعتراف بنادانی دانایی و اقرار بناتوانی توانایی است. و با لفظ داشتن و آوردن مستعمل است. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (بهار عجم ) :
بعجز عیسی و خضر اعتراف آری اگر وقتی
دمی در خاطرم آیی و غمهای نهان بینی.
واله هروی (از آنندراج ).
زآیینه ٔ جمال تو دیدیم هرچه بود
عارف کسی بود ...

معنی اعتراف به فارسی

اعتراف
آگاه کردن کسی راازنام وحال وصفت خود، اقرارکردن ، شناختن
۱ - ( مصدر ) اقرار کردن خستو شدن مقرشدن . ۲ - ( اسم ) اقرار . جمع اعترافات .
ماخوذ از تازی اقرار . اذعان . ضد انکار و ثمر. این اعتراف و رضا آنست که احاطه کنی زیادتی فضل خدا را .
( اسم ) اقرار نامه
اقرار نمودن مقر بودن اذعان کردن
اقرار کردن مقر شدن . معترف شدن اذعان کردن . تصدیق کردن .

معنی اعتراف در فرهنگ معین

اعتراف
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) اقرار کردن . ۲ - (اِمص .) اقرار.

معنی اعتراف در فرهنگ فارسی عمید

اعتراف
اقرار کردن کسی به گناه یا جرمی که مرتکب شده.

اعتراف در دانشنامه ویکی پدیا

اعتراف
اعتراف عملی است که مسیحیان در مقابل پدر روحانی یا شمایل عیسی مسیح و یهودیان در برابر خدا به گناهان مرتکب شده خود اعتراف می کنند.
چنین مکانی از همان ابتدای پیدایش مکان های مذهبی مسیحیان وجود داشته است. اماقبل از اینکه مسیحیان بطور رسمی معابدی برای خود ایجاد کنند بطور غیر رسمی پیش مراجع روحانی خود اعتراف می کردند.
این مکان ها ریشه در اعتقادات مسیحیان به ویژه کاتولیک ها دارد مبنی بر اینکه اعتراف نزد پدر روحانی باعث بخشش گناهان می شود دارد. البته پروتستان ها به این شیوه اعتقاد ندارد و معتقدند که اعتراف نیازی به پدر روحانی یا مکان خاص ندارد وهر انسان با دعا کردن مستقیم به پیشگاه خداوند پسر یا پدر می تواند مشمول رحمت الهی شود.
اعتراف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اعتراف (فیلم ۱۳۴۵)
اعتراف (فیلم ۱۳۷۵)
اعتراف (فیلم ۱۹۷۰)
اعتراف (مجموعه تلویزیونی)
اعتراف فیلمی به کارگردانی ناصر رفعت و نویسندگی رضا شمشادیان محصول سال ۱۳۴۵ است.
ویگن
آذر حکمت شعار
مهین دیهیم
ملکه رنجبر
ناهید
محسن آراسته
عباس مهردادیان
محمد عبدی
اعتراف فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجید فهیم خواه محصول سال ۱۳۷۵ است. این فیلم در شهر رشت فیلمبرداری شده و سکوی پرتاب پژمان بازغی در عرصه سینما محسوب می شود.
پژمان بازغی
عباس امیری
آذر سلیمی
فریده توکلی
سعید رضایی
مژگان اکبری
ابراهیم نویدی
علیرضا صفاتیان
ابراهیم نعمتیان
کیانوش جاوید روزی
محمدعلی فرمند
ملکه رنجبر
اعتر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اعتراف در جدول کلمات

معنی اعتراف به انگلیسی

admission (اسم)
پذیرش ، دخول ، تصدیق ، قبول ، اعتراف ، ورودیه ، درامد ، اجازهء ورود ، بارداد
profession (اسم)
اقرار ، اعتراف ، حرفه ، پیشه ، شغل ، سوگند ملایم ، حرفهیی
avowal (اسم)
اعتراف ، اظهار و اقرار علنی ، اظهار اشکار

معنی کلمه اعتراف به عربی

اعتراف
دخول , مهنة
إذعانُ ضمني
إذعَنَ لـ (إلي)

اعتراف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " خستو " برابر کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
خستویدن= اعتراف کردن
سهیل نظری
پذیرگویی

یا پذیرش گویی
پریا
بر زبان اوردن حقیقت
حمیدرضا دادگر_فریمان
ابراز، اذعان، اظهار، افشا، اقرار، بیان، تصدیق، خستو، مقر
PRO GAMER
بر زبان آوردن حقیقت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اعتراف در جدول   • مترادف اعتراف   • معنی اعتراف   • اعتراف میکنم عاشقانه   • آهنگ اعتراف   • اعتراف یعنی چه   • اعتراف در حل جدول   • معني اعتراف   • مفهوم اعتراف   • تعریف اعتراف   • معرفی اعتراف   • اعتراف چیست   • اعتراف یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی اعتراف

کلمه : اعتراف
اشتباه تایپی : hujvht
آوا : 'e'terAf
نقش : اسم
عکس اعتراف : در گوگل

آیا معنی اعتراف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )