برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

اعتراض

/'e'terAz/

مترادف اعتراض: انتقاد، ایراد، بازخواست، تعرض، خرده گیری، مواخذه، نکته گیری، واخواهی

برابر پارسی: وا خواهی، پرخاش، خرده گیری، خروش، واخواست، واخواهی

معنی اعتراض در لغت نامه دهخدا

اعتراض. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آفت رسیدن به زن از جن یا بیماری که مانع از وطی آن گردد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). یقال : اعترض من امرأته ، با صیغه ٔ مجهول ؛ یعنی عارضه ٔ بیماری ازجن به زن رسید که مانع از وطی او گردید. (از متن اللغة). || پیش آمدن کسی را به تیری پس انداختن بر وی و کشتن. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تعرض کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). کسی را پیش آمدن و بر کسی درآمدن در چیزی رحال کردن وگشتن. (از تاج المصادر بیهقی ). || سوار شدن بوقت عرض. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بر پهنا ایستادن چیزی را مانند چوب برپهنای جوی. || حایل شدن پیش چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حایل شدن. (غیاث اللغات ). مانع شدن. (منتخب اللغات از ارمغان آصفی ). || بر کسی درآمدن در چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پیش آمدن هر کسی را. || در میان آمدن. (کشف و کنز از غیاث اللغات ). || سرکشی نمودن اسب بوقت کشیدن. || بر شتر توسن سوار گردیدن. || از میان ماه آغاز کردن کاری را. || غیبت و عیب کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عیب کردن. (منتخب اللغات از ارمغان آصفی ). || یک یک پیش شدن لشکر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یک یک پیش آمدن لشکر. (ناظم الاطباء). یقال : عرض العارض الجند فاعترضوا. و فی الحدیث : لا جلب و لا جنب و لااعتراض و هو ان یعترض رجل بفرسه فی بعض الغابة فیدخل مع الخیل. (منتهی الارب ). || بازداشتن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و الاصل فیه ان الطریق اذا اعترض فیه بناء او غیره منع السابلة عن سلوکه. (منتهی الارب ). || چریدن شتر زمین گیاه ناک را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تکلف نمودن در چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). تکلف در چیزی نمودن. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح علوم ادبی ، عبارت است از: آوردن یک جمله یا بیش از یک جمله که محلی از اعراب ندارند در میان یک کلام یا دو کلام که میان آن ارتباطی معنوی موجود باشد در صورتی که مقصود از آن بیان نکته ای غیر از رفع ابهام باشد و آنرا حشو نیز گویند، مانند جمله ٔ تنزیهیه ٔ «سبحانه » در آیه ٔ «و یجعلون ﷲ البنات سبحانه ولهم ما یشتهون » ؛ زیرا جمله ٔ و لهم ما یشتهون ، عطف است بر و یجعلون ﷲ البنات و جمله ٔ «سبحانه » بم ...

معنی اعتراض به فارسی

اعتراض
منع کردن، بازداشتن، پیش آمدن وروبروی کسی ایستادگی کردن، عیب وخرده گرفتن، ایرادگرفتن، نکته گیری، واخواهی، واخواست
( مصدر ) خرده گرفتن انگشت بر حرف نهادن ایراد گرفتن . ۲ - تعرض کردن . ۳ - پیش آمدن . ۴ - ( اسم ) واخواست واخواهی . ۵ - آنست که شاعر در اثنای بیت لفظی برای اتمام شعر بیاورد که معنی بدان محتاج نباشد و آنرا ( حشو ) گویند و بر سه قسم است : ملیح متوسط قبیح . جمع : اعتراضات .
آفت رسیدن بزن از جن یا بیماری که مانع از وطی آن گردد . یا پیش آمدن کسی را به تیری پس انداختن بر وی و کشتن . کسی را پیش آمدن و بر کسی در آمدن در چیزی رحال کردن و گشتن . یا سوار شدن بوقت عرض . یا بر پهنا ایستادن چیزیرا مانند چوی بر پهنای جوی . یا مایل شدن پیش چیزی . حایل شدن . مانع شدن .
( صفت ) آنچه که مقرون به اعتراض و ایراد باشد : نام. اعتراض آمیز .
مقابل اعتاض عارضی و اعتراض طاری اعتراض که مستقیم و بدون واسطه انجام گیرد اعتراض که باصالت و بذات روی دهد .
[election contest] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعتراض فرد یا افراد بازندۀ انتخابات به نتیجۀ اعلام شده یا روند برگزاری انتخابات و تقاضای رسیدگی به آن
[cyberpicketing] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] استفاده از اینترنت برای اعتراض به دستمزد و شرایط کار و محصولات نامطلوب و سیاست های زیست محیطی یک سازمان
اصطلاح حقوقی است و آن عبارتست از اعتراضی که شخصی غیر از دو طرف دعوا بحکم صادر شده میکند بمنظور ممانعت از اخلالی که حکم مزبور بحقوق او وارد می سازد در ضمن داد خواست بدادگاه صادر کننده حکم یا قرار معترض علیه میدهد .
اصطلاح حقوقی ...

معنی اعتراض در فرهنگ معین

اعتراض
(اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - نکته گیری نمودن .۲ - تعرض کردن .۳ - (اِمص .) واخواست .

معنی اعتراض در فرهنگ فارسی عمید

اعتراض
۱. منع کردن، بازداشتن.
۲. پیش آمدن و روبه روی کسی ایستادگی کردن.
۳. عیب گرفتن، خرده گرفتن، ایراد گرفتن، نکته گیری.
۴. (ادبی) در بدیع، آوردن جملۀ معترضه در بین کلام برای افادۀ معنی خاص.

اعتراض در دانشنامه اسلامی

اعتراض
اظهار نارضایتی و مخالفت کردن را اعتراض گویند. موارد جواز و عدم جواز اعتراض در سراسر فقه به مناسبت مطرح و احکام آن ذکر شده است.
در این جا به ضابطۀ کلّی که در برگیرندۀ همۀ موارد کاربرد آن در فقه است، اشاره می شود.اگر سخن یا عملی با همۀ جهات و شرایط لازم برای جواز صدور یا صحّت شرعی آن، از فرد صاحب صلاحیّتی صادر شود، دیگری از نظر شرعی حق اعتراض به او ندارد.
افراد داخل در ضابطه کلی
افرادی که داخل در ضابطه کلی هستند و حق اعتراض بر آنها در مورد خودشان نیست.
← سخن یا عمل امام معصوم
 ۱. ↑ جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۹۶.    
...
واژه اعتراض ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اعتراض (علم بدیع)، یکی از اصطلاحات ادبیات فارسی یا همان حشو و به معنای استفاده از لفظ یا عبارتی در کلام بدون نیاز به آن در سیاق کلام• اعتراض (فقه)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در فقه به معنای اظهار نارضایتی و مخالفت کردن
...
یکی از اصطلاحات ادبیات فارسی اعتراض و یا همان حشو می باشد. که در لغت عربی به معنای "لایی" لباس است، همان الیافی که مابین آستر و پارچه نهاده می شود تا جامه و لباس را بهتر نشان دهد و نگه دارد، و در اصطلاح اعتراض یا حشو آن است که در میانِ سخن لفظی یا عبارتی بیاورند که در سیاقِ اصلی سخن به آن نیازی نباشد.
حشو (اعتراض) در لغت عربی به معنای "لایی" لباس است، همان الیافی که مابین آستر و پارچه نهاده می شود تا جامه و لباس را بهتر نشان دهد و نگه دارد؛ که در این باره سعدی می گوید: قبا گر حریر است و گر پرنیان •••• بناچار حشوش بود در میاندر علم بلاغت به اعتراض یا حشو اعتراض الکلام قبل التمام می گویند. همان واژه، تعبیر یا جمله معترضهٔ که اگر حذف شود در معنی خللی پدید نمی آید. مانند: غیر از هنر که تاجِ سرِ آفرینش است •••• بنیادِ هیچ ســلطنتی جاودانه نیستدر این بیت عبارتِ «که تاجِ سرِ آفرینش است» حشو است که ...


اعتراض در دانشنامه ویکی پدیا

اعتراض
اعتراض ابراز مخالفت گفتاری، نوشتاری یا عملی با اقدامی یا رویدادی یا وضعیتی اجتماعی یا سیاسی است. اعتراض به صورت های گوناگون ممکن است مانند اعتراض فردی با انتشار مقاله یا تظاهرات گروهی در خیابان.
کنشگری
کمپ اعتراض
عکس اعتراض
اعتراض به معنی ابراز مخالفت است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
اعتراض (حقوق)
تظاهرات
اعتراض (دستور زبان)
اعتراض (فیلم ۱۳۷۸)، فیلمی از مسعود کیمیایی
«اعتراض» تک آهنگی از هنرمند اهل کلمبیا شکیرا است که در سال ۲۰۰۲ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم سرویس رختشویی (آلبوم) قرار داشت.
واخواهی، یا اعتراض، در حقوق، به معنی اعتراض به رای غیابی دادگاه نخستین است. در حقوق ایران مهلت واخواهی در امور حقوقی تا بیست روز پس از ابلاغ دادنامه و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دوماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد و در امور کیفری تا ده روز پس از ابلاغ دادنامه یا در طول مدت های یاد شده پس از ادعای محکوم علیه دایر بر بی اطلاعی از مفاد دادنامه هنگام شروع به اجرای حکم خواهد بود. رسیدگی به اعتراض واخواهی در دادگاه صادرکننده رای غیابی و حسب تشخیص قاضی با تشکیل جلسه رسیدگی یا بدون تشکیل وقت رسیدگی و بر اساس اعتراض واخواه به عمل می آید.
اگر معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. دراین صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود. جهات زیر عذر موجه محسوب می گردد:
۱ ـ مرضی که مانع از حرکت است.
۲ ـ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اعتراض در جدول کلمات

اعتراض زیر لب
غر
هنگام اعتراض و اظهار نارضایتی گویند
ناسلامتی
وقتی میگویند که شخص بخواهد محلی را بحالت قهر و اعتراض کند
راه باز و جاده دراز

معنی اعتراض به انگلیسی

objection (اسم)
ایراد ، اعتراض ، مخالفت ، عدم توافق ، استدلال مخالف
animadversion (اسم)
قوهء اعطراض ، اعتراض ، تذکر و اعلام خطر ، انتقاد ، تعیین تقصیر و مجازات نمودن
protest (اسم)
اعتراض ، شکایت ، پروتست ، واخواست رسمی
defiance (اسم)
اعتراض ، مخالفت ، مبارزه طلبی ، دعوت به جنگ ، بی اعتنایی
protestation (اسم)
ادعا ، اعتراض ، اظهار جدی ، واخواهی
exception (اسم)
رد ، اعتراض ، استثنا ، استثناء
remonstrance (اسم)
اعتراض ، تعرض ، سرزنش ، نکوهش

معنی کلمه اعتراض به عربی

اعتراض
احتجاج ، اِحْتِجاجٌ ، الإحتجاج
الإحتجاجي
قابل للنقاش
اِحْتِجاجٌ يشيرُ إلي
مسابقة
اِحْتِجاجٌ جَماعي
اِحْتِجاجٌ رَسْمي
اِحْتِجاجٌ جَماعي
اِحْتَجَّ بِشَأْنِ
اِحْتَجَّ ضِدَّ
احتجاج , انفجر , اهتمام , ماعدا , نعيق
فند
من غير المحتمل

اعتراض را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدمهدی
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
ویتَندا vitandã (سنسکریت)
ویپرات viprãt (سنسکریت: ویپرَتیشِدهَ)
آکسیپ ãksip (سنسکریت: آکسِپَ)
پرخاش
شهریار آریابد
" فراژکش " از بن فراژکیدن به معنای به تندی گراییدن ، بیان خواسته با روشی تند که از واژه ژکیدن گرفته شده ، ژکیدن یعنی زیر لب غر و لند کردن ، نمود بیرونی خشم .
فراژکش ها = اعتراضات
فراژکنده = معترض
مازیار ایرانی
برابر پارسی ان توپیدن و توفیدن میباشد
ماندانا ماندانا
پرخاش و خروش یعنی تند صحبت کردن و عصبانی شدن. اینان در اینجا معنی واخواهی نمی دهد .. با سپاس
فر کیانی
همتای واژه ی اعتراض= واخواهی خیلی زیباست و همچنین پاخوس
علی حیدر
در لغت به معنی منع و جلو کسی یا چیزی را گرفتن.
علی حیدر
پروتست .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اعتراض فیلم بازیگران   • شیلا خداداد در فیلم اعتراض   • معنی اعتراض   • دانلود فیلم اعتراض مسعود کیمیایی   • دانلود رایگان فیلم اعتراض   • اپارات فیلم اعتراض   • نقد فیلم اعتراض   • نقد فیلم اعتراض مسعود کیمیایی   • مفهوم اعتراض   • تعریف اعتراض   • معرفی اعتراض   • اعتراض چیست   • اعتراض یعنی چی   • اعتراض یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اعتراض

کلمه : اعتراض
اشتباه تایپی : hujvhq
آوا : 'e'terAz
نقش : اسم
عکس اعتراض : در گوگل

آیا معنی اعتراض مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )