برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1431 100 1

اطلاع

/'ettelA'/

مترادف اطلاع: آگاهی، بینایی، خبر، سررشته، شناسایی، علم، معرفت، وقوف، یقین

برابر پارسی: آگاهی، آگاهبود، پیام، گزارش

معنی اطلاع در لغت نامه دهخدا

اطلاع. [ اِ] (ع مص ) اطلاع ستاره و خورشید؛ پدید آمدن آن. (از اقرب الموارد). اطلاع ستاره ؛ طلوع کردن آن. (از متن اللغة). || قی کردن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). اطلاع مرد؛ قی کردن وی. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). قی کردن آدمی. (آنندراج ). || اطلاع معروف به کسی ؛ نیکویی کردن با وی. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نیکوئی کردن با کسی. (ناظم الاطباء). || اطلاع رامی ؛ از بالای هدف گذرانیدن تیر را. (از منتهی الارب ). از بالای نشانه گذرانیدن تیر را. (ناظم الاطباء). از سر آماج گذرانیدن تیر را. (آنندراج ). گذشتن تیر تیرانداز از بالای نشانه. و عبارت اساس چنین است : گذشتن تیر تیراندازاز سر نشانه. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || اطلاع فلان ؛ شتابانیدن او را. (منتهی الارب ).شتابانیدن کسی را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)(از متن اللغة). || اطلاع کسی را بر رازش ؛ آگاهانیدن او را. (از منتهی الارب ). وقوف دادن کسی رابر سرّ خود. (آنندراج ). آگاهانیدن کسی را بر راز خویشتن. (ناظم الاطباء). اطلاع فلان بر رازش ؛ آشکار کردن آن را برای وی. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || شکوفه برآوردن درخت. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اطلاع نخل ؛ بیرون آمدن شکوفه ٔ نخستین آن. (از اقرب الموارد)؛ پدید آمدن طَلْع آن. (ازمتن اللغة). || برآوردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || بیرون آمدن گیاه. (از اقرب الموارد). بیرون آمدن کشت. (از متن اللغة). || دیده ور گردانیدن. (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14) (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || دیده ور شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (مقدمه ٔ لغت میرسیدشریف جرجانی ) (زوزنی ). || بربالای چیزی برآمدن. (مقدمه ٔ لغت میرسیدشریف جرجانی ). || بر چیزی مشرف شدن. (از اقرب الموارد).اطلاع سر کسی ؛ مشرف شدن بر چیزی. || بر بالای کوه برآمدن. (از متن اللغة). || اطلاع فلان بر کسی ؛ آمدن وی بناگاه. (از اقرب الموارد). هجوم کسی. (از متن اللغة). || اطلاع به فجر؛ نگریستن بدان هنگام برآمدن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || اطلاع خرمابن ؛ مشرف شدن آن بر گرداگردش. (از متن اللغة). رجوع به مُطلعة شود. || اطلاع کسی را بر چیزی ؛ د ...

معنی اطلاع به فارسی

اطلاع
واقف گردیدن، دیده ورشدن، آگاه شدن، درفارسی به معنی آگاهی وخبرمیگویند، اطلاعات جمع
( مصدر ) آگهی یافتن واقف شدن بر کاری آگاه گردیدن . جمع : اطلاعات .
اطلاع ستاره و خورشید پدید آمدن آن اطلاع ستاره طلوع کردن آن . یا قی کردن .
[رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← اطلاعات
[information handling] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] فرایند فراهم آوری، سازمان دهی، ذخیره سازی، بازیابی، تحلیل، اشاعه، تبیین، بازاریابی و روزآمدسازی انواع اطلاعات
خبر یافتن . آگاهی یافتن . اطلاع پیدا کردن . آگاهی حاصل شدن .
[information artifact, information ware, infoware] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] هرنوع افزاری که بتوان اطلاعات را در آن ذخیره و بازیابی کرد یا احتمالاً تغییر شکل داد
[information foraging] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] جست وجوی اطلاعات به ویژه با استفاده از راهبردهایی شبیه به جست وجوی علف در علف خواران
خبر دادن . آگاهی دادن . خبر کردن آگاه کردن مطلع کردن . آگاه ساختن عرضه داشتن . معروض داشتن .
خبر داشتن . آگاه بودن . خبر و آگاهی داشتن . من از واقعه دیروز شهر اطلاع داشتم .
[informativeness] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] توانایی یک منبع در اطلاع دهی به کاربران برای افزایش رضایتمندی آنان
[رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابدا ...

معنی اطلاع در فرهنگ معین

اطلاع
(اِ طِّ) [ ع . ] (مص ل .) آگهی یافتن ، با خبر شدن . ج . اطلاعات .

معنی اطلاع در فرهنگ فارسی عمید

اطلاع
۱. واقف گردیدن، دیده ور شدن، آگاه شدن.
۲. (اسم) آگاهی، خبر.

اطلاع در دانشنامه اسلامی

اطّلاع بر عورات در دو معنا به کار رفته است:۱. نگاه کردن به منزل دیگری به حرام۲. فاش ساختن اسرار خودی برای دشمن.از مفهوم نخست در باب حدود بحث شده است. از مفهوم دوم در باب صلات و جهاد سخن رفته است.
عورات، جمع عورت و منظور از آن هر چیزی است که انسان از روی غیرت یا شرم، آن را پوشیده می دارد.
مراد از عورت بنابر معنای اول
بنابراین، مراد از عورت بنا بر تعریف نخست، آن قسمت از بدن انسان- اعم از زن و مرد- است که آشکار کردن آن برای دیگری و نیز نگاه کردن دیگری به آن، حرام می باشد.
مراد از منزل در شناسه
مراد از منزل در شناسه، حریم و پوششی است که انسان آن را برای خود و خانواده اش قرار داده است؛ خواه منزل متعارف باشد یا چادر و مانند آن.
معنای نخست
...

اطلاع در دانشنامه آزاد پارسی

اطّلاع
روزنامۀ خبری و نیمه رسمی، چاپ تهران. به دستور مستقیم ناصرالدین شاه، در ۲۷ ربیع الثانی ۱۲۹۸، در چاپخانۀ «دارالطّباعۀ دولتی»، زیر نظر محمدحسن خان صنیع الدوله (اعتمادالسلطنه)، انتشار یافت. این روزنامه را می توان ضمیمۀ روزنامۀ رسمی ایران دانست. به انتشار خبرهای خارجی گرایش داشت و آن ها را تحت عنوان «تلگراف های خارجه» به چاپ می رساند. در سال بیست وپنجم (۱۳۲۱ق) به خبرها و مسائل داخلی نیز پرداخت و جداگانه هم به فروش می رفت. این روزنامه از نظر انعکاس اخبار و اوضاع سیاسی و حوادث اروپا و امریکا در آن دوره و همچنین آگاهی بر متون و قراردادها و امتیازات دولتی و اسناد اهمیت دارد. حاوی قراردادها و اسناد مربوط به سیاست خارجی بود. تا ۱۳۲۵ منتشر می شد.

اطلاع در جدول کلمات

اطلاع
اگاهی
اطلاع و آگاهی
خبر
به اطلاع عموم رساندن
ابلاغ
پدیده ای کاملا تازه با نام ebook که نظام آموزش و اطلاع رسانی را با دگرگونی هایی اساسی مواجه کرده است و میتواند علاوه بر متن | فیلم | صوت | تصاویر و انیمیشن را نیز شامل شود
کتاب الکترونیکی
شبکه اطلاع رسانی ساختمان ایران
شاسا
طبق اصل سی و هشتم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ••• است
ممنوع
طبق اصل سی و هشتم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ••••• است
ممنوع
علم اطلاع رسانی
انفورماتیک
هر وسیله اطلاع رسانی
رسانه
وسیله اطلاع رسانی
رسانه

معنی اطلاع به انگلیسی

knowledge (اسم)
سامان ، اگاهی ، اطلاع ، معرفت ، علم ، بصیرت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، دانایی ، وقوف
information (اسم)
خبر ، اطلاع ، اخبار ، سوابق ، اطلاعات ، مفروضات ، سراغ ، معلومات ، اگاهگان ، پرسشگاه ، استخبار
awareness (اسم)
اگاهی ، اطلاع ، هشیاری ، معرفت
learning (اسم)
فراگیری ، اطلاع ، معرفت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، یادگیری ، فضل وکمال
notification (اسم)
خبر ، تذکر ، اطلاع ، اخطار ، اگاهسازی
advice (اسم)
خبر ، اگاهی ، نصیحت ، مشورت ، اندرز ، نظر ، پند ، رایزنی ، مصلحت ، صوابدید ، اطلاع
notice (اسم)
خبر ، توجه ، اعلان ، اگهی ، اطلاع ، اخطار
datum (اسم)
اطلاع ، ماخذ ، داده
know-how (اسم)
اطلاع ، فوت و فن ، معلومات خاص ، کاردانی

معنی کلمه اطلاع به عربی

اطلاع
إِحَاطَة
أَحاطَهُ عِلْماً بِـ
أَحاطَ بِهِ (أَحاطَ بِهِ عِلْماً)
علي سبيل الاستعلام
استطلاع

اطلاع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

_
دانستن
مقدس
دانش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جستجوی اختراع   • آدرس اداره ثبت علائم تجاری   • جستجوی طرح صنعتی   • آدرس اداره ثبت علائم تجاری تهران   • اداره کل مالکیت صنعتی   • ثبت طرح صنعتی   • مالکیت معنوی چیست   • پیگیری اظهارنامه ثبت اختراع   • معنی اطلاع   • مفهوم اطلاع   • تعریف اطلاع   • معرفی اطلاع   • اطلاع چیست   • اطلاع یعنی چی   • اطلاع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اطلاع
کلمه : اطلاع
اشتباه تایپی : hxghu
آوا : 'ettelA'
نقش : اسم
عکس اطلاع : در گوگل

آیا معنی اطلاع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )