برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1458 100 1

اضطرار

/'ezterAr/

مترادف اضطرار: اجبار، استیصال، بیچارگی، درماندگی، عجز، فروماندگی

برابر پارسی: ناچار شدن، درماندگی، ناگزیرشدن

معنی اضطرار در لغت نامه دهخدا

اضطرار. [ اِ طِ ] (ع مص ) بیچاره و حاجتمند کردن کسی را،یقال : اضطره الیه فاضطر الیه (مجهولاً). (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اضطرار کسی را به کسی ؛ نیازمند کردن و مُلْجاء کردن وی را، پس مضطر شدن و نیازمند شدن او، فاضطر (بصیغه ٔ مجهول )؛ ای اُلجی ٔ. (از اقرب الموارد). بیچاره گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بیچاره کردن. (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14). بیچارگی کردن. (از صراح ) (غیاث ) (آنندراج ). الجاء. ناچاری. درماندگی. درماندن. اندرماندن. اندرماندگی. لاعلاجی. محتاج کردن. بیچاره شدن. ناگزیری. || احتیاج به چیزی و نیاز. (آنندراج ). احتیاج. (ناظم الاطباء). || بی اختیاری. (آنندراج ) (غیاث ). اجبار. (ناظم الاطباء). جبر، مقابل اختیار :
آورد به اضطرارم اول بوجود
جز حیرتم از حیات چیزی نفزود.
خیام.
هرچه نفست خواست داری اختیار
هرچه عقلت خواست آری اضطرار.
مولوی.
زاریت باشد دلیل اضطرار
خجلتت باشد دلیل اختیار.
مولوی.
به اختیار شکیبایی از تو نتوان کرد
به اضطرار توان بود اگر شکیبایی.
سعدی (طیبات ).
|| ظلم و زبردستی. || ممانعت. || تنگدستی و درماندگی. (ناظم الاطباء).
- از سر اضطرار ؛ به اجبار و از درماندگی و ناچاری و ناگزیری : شاه شار از سر اضطرار و خوف وخامت عاقبت و تبعه ٔ مخالفت دارا را با پیش سلطان فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چاپی ص 381). خلف دیگرباره از سر اضطرار روی با حضرت منصور نهاد و بدو پناهید. (همان کتاب ص 35). او از سر اضطرار و بن دندان خدمت منتصر را کمر بست. (همان کتاب ص 189).
- به اضطرار رسیدن ؛ ناچار شدن. ناگزیر شدن. مجبور شدن : مجدالدوله و کافله ٔ ملک به اضطرار رسیدند و او را استمالت کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چاپی ص 386).

معنی اضطرار به فارسی

اضطرار
بیچاره وحاجتمند کردن کسی را ، بیچاره شدن، ناچارشدن، درمانده شدن ، بیچارگی، درماندگی
۱ -( مصدر ) بیچاره شدن . ۲ - ( اسم ) بیچارگی ناچاری درماندگی ۳ - ( مصدر ) بیچاره کردن .
[distress] [حمل ونقل دریایی] وضعیتی که در آن کشتی یا فردِ سوار بر آن با خطر جدی روبه روست و نیاز به کمک آنی دارد متـ . وضعیت اضطراری 2
ناچار بطور بیچارگی
[distress frequency] [حمل ونقل دریایی] بسامد رادیویی معینی که در آن پیام های اضطرار ارسال میشود
[distress flag] [حمل ونقل دریایی] پرچمی که برافراشته شدن آن در کشتی وضعیت اضطراری را نشان می دهد
[distress light] [حمل ونقل دریایی] چراغی که روشن شدن آن در کشتی وضعیت اضطراری را نشان می دهد
[distress signal] [حمل ونقل دریایی] علامتی که نشانگر وضعیت اضطراری در کشتی است
[distress gun] [حمل ونقل دریایی] وسیله ای که از آن برای پرتاب منور چتری استفاده می کنند

معنی اضطرار در فرهنگ معین

اضطرار
(اِ طِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) بیچاره شدن . ۲ - (اِمص .)درماندگی .۳ - (مص م .) بیچاره کردن .

معنی اضطرار در فرهنگ فارسی عمید

اضطرار
بیچاره شدن، ناچار شدن، درمانده شدن، بیچارگی، درماندگی.

اضطرار در دانشنامه اسلامی

اضطرار
اِضْطِرار، اصطلاحی فقهی ، به معنی حالتی که شخص بر اثر تنگنا، ناگزیر می شود از میان دو ضرر یا دو فاسد، خفیف تر را برگزیند.
اضطرار در لغت مصدر باب افتعال از ریشه «ضرر» به معنی ناچار بودن از پذیرش ضرر، یعنی آسیب و گزند، و «ضرورت » اسم مصدر آن است .
راغب اصفهانی ، معجم مفردات الفاظ القرآن ، ج۱، ص۳۰۲-۳۰۳، به کوشش ندیم مرعشلی ، بیروت ، دارالکتاب العربی .
به یک تقسیم ، ضرورت را در پنج حالت می توان بررسی کرد: حفظ دین ، حفظ نفس ، حفظ عقل ، حفظ آبرو و حفظ مال .
عبدالوهاب خلاّف ، علم اصول الفقه ، ج۱، ص۲۳۶، استانبول ، ۱۹۸۴م .
حالت اضطرار در برابر اصطلاح اختیار مفهوم خود را باز می یابد. مسلم است که اضطرار از مرز رضای عادی و سالم می گذرد، اما به مرز اکراه نمی رسد.
بازشناسی ِ موارد اضطرار از اکراه
...
اضطرار یکی از عناوین ثانویه در فقه شیعی است که بخاطر آن حکم اولیه برداشته می شود و اضطرار گاهی در فعل و گاهی در ترک امری می باشد و به سخن دیگر؛ اضطرار به مجبور شدن به انجام ارادی فعل با عدم رضایت قلبی، یا سلب کامل اختیار اطلاق می شود.
اضطرار به بیم از زیان غیر قابل تحمّل نسبت به فعل یا ترک گفته می شود. به بیان کامل تر؛ اضطرار، حالتی است که در آن، با وجود آن که تهدیدی از خارج متوجه شخص نمی گردد، فشاری از درون وی، او را به انجام کاری وادار می کند که نسبت به آن رضایت کامل ندارد؛ یعنی هر چند اراده انجام آن را دارد، اما این اراده با رضایت و خرسندی درونی همراه نیست، مانند این که شخصی برای درمان فرزندش، مضطر به فروش خانه خود می گردد؛ در این مورد، او این کار را بر خلاف میل باطنی و در شرایط اضطرار، ولی با اراده و قصد ، انجام می دهد.
اضطرار در اصول
← معانی اضطرار در اصول
← تعریف اضطرار از دیدگاه فقها
...
اضطرار ، در تنگنا قرار گرفتن را گویند.
اضطرار مصدر باب افتعال از ریشه «ض ر ر» و به معنای «درماندگی»، «پذیرش ضرر از ر ...


اضطرار در دانشنامه آزاد پارسی

اِضْطرار
در اصطلاح حقوق آن است که کسی در اثر اوضاع و احوال خاصی که پیش آمده از روی قصد مبادرت به کاری کند که راضی به انجام دادن آن نیست، بدون آن که تهدیدی در بین باشد. اضطرار در صحت معامله اثری ندارد. براساس مادۀ ۲۰۶ قانون مدنی، اگر کسی درنتیجۀ اضطرار اقدام به معامله کند، مُکْرَه محسوب می شود و معاملۀ اضطراری معتبر خواهد بود.

ارتباط محتوایی با اضطرار

معنی اضطرار به انگلیسی

constraint (اسم)
گرفتاری ، توقیف ، قید ، محدودیت ، اجبار ، اضطرار ، فشار
coercion (اسم)
اجبار ، تهدید و اجبار ، اضطرار
compulsion (اسم)
اجبار ، اضطرار
exigency (اسم)
اضطرار ، ضرورت ، ایجاب

معنی کلمه اضطرار به عربی

اضطرار
اجبار , الزام , ضرورة

اضطرار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کمال الدین
تنگنای سخت
علیرضامسیح زاده
فوریت
ب. الف. بزرگمهر
از سرِ ناچاری، از سر درماندگی

در کنار برابرهای یاد شده در بالا، در برخی گزاره ها کاربرد بهتری دارد؛ به عنوان نمونه بجای �اضطراری�:
نماینده ی �یانکی� ها در در سخنرانی خود در نشستِ از سرِ ناچاریِ (نشست اضطراری)روز چهارشنبه ی �شورای امنیت سازمان نامور به ملت های یگانه� چنین شکر گُنده ای میل فرمود ...

�از سرِ ناچاری� را بجای واژه ی از ریشه عربی �اضطراری� بکار برده ام؛ بجای این واژه، بسته به آرش و سمت و سوی جمله و گونه ی نوشتار، می توان از واژه ها یا آمیخته واژه هایی پارسی دیگری چون �به ناگزیر�، �درنگ ناپذیر�، �از سرِ درماندگی� (یا پیچارگی!) و حتا �خاک بر سری� به آرش �چه خاکی بر سر کنیم� نیز بکار برد و چنین واژه ی ناخوشایندی را از زبان پارسی زدود و بیرون راند.

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ �نشخوار چندباره ی بالا آورده های لات بی سر و پای �یانکی� از سوی زنکی هوچی!� ب. الف. بزرگمهر نهم آذر ماه ۱۳۹۶
http://www.behzadbozorgmehr.com/2017/11/blog-post_71.html

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اضطرار چیست؟   • اضطرار در حقوق جزا   • از روی اضطرار در جدول   • از روی اضطرار در حل جدول   • معنی ازروی اضطرار   • معنی اضطرار   • معنی چرب زبانی   • مفهوم اضطرار   • تعریف اضطرار   • معرفی اضطرار   • اضطرار یعنی چی   • اضطرار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اضطرار
کلمه : اضطرار
اشتباه تایپی : hqxvhv
آوا : 'ezterAr
نقش : اسم
عکس اضطرار : در گوگل

آیا معنی اضطرار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران