برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1399 100 1

اشتقاق

/'eSteqAq/

برابر پارسی: برگرفتن، برگرفته، برگیری، شکافتن

معنی اشتقاق در لغت نامه دهخدا

اشتقاق. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گرفتن کلمه ای از کلمه ای. (غیاث ) (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ). ستدن کلامی از کلامی. (تفلیسی ). سخنی از سخنی شکافتن. (زوزنی ). برآوردن سخنی از سخنی. شکافتن سخنی از سخنی. (تاج المصادر). ستدن کلام از کلام. کلمه ای را از کلمه ای گرفتن و برآوردن چنانکه گویند: ضَرَب َ از ضَرب مشتق است. (از اقرب الموارد). اشتقاق کلمه ای از کلمه ای ؛ شکافتن سخنی از سخنی. (زمخشری ). بیرون آوردن کلمه ای از کلمه ٔ دیگر بشرط آنکه در معنی و ترکیب با هم مناسب و در صیغه مغایر باشند. (از تعریفات جرجانی ). || در صحاح آمده است : الاخذ فی الکلام و فی الخصومة یمیناً و شمالاً مع ترک القصد و هو مجاز. (تاج العروس ). در سخن و خصومت چپ و راست را گرفتن با ترک قصد. (از اقرب الموارد). درآمدن در سخن و سخن را در خصومت چپاراست بردن و به چپ و راست رفتن در آن حال. (منتهی الارب ). || اسب در دویدن ، به چپ و راست رفتن. || راه فلات را پیمودن و از آن گذشتن. (از اقرب الموارد). || شکافتن. (غیاث ) (منتخب اللغات ). شکافته شدن. جدا شدن. رجوع به شکافتن شود. || نیمی از چیزی فاستدن. (زوزنی ). نیمه ٔ چیزی راگرفتن. (منتهی الارب ). نیمه گرفتن هیزم و جز آن. (غیاث ) (منتخب اللغات ). نیمی فاستدن. (تاج المصادر). نیمه ٔ چیزی را گرفتن (چون ) هیزم و جز آن. (از آنندراج ) . نیمه ٔ چیزی را گرفتن چنانکه در العباب آمده است. (از تاج العروس ). نیمه ٔ چیزی ستاندن. || بنیان الشی ٔ من المرتجل. (تاج العروس ). اصل هر چیزی. (ناظم الاطباء) :
هم بدان رو کاشتقاق فعلی از فعلی بود
چرخ و سعد از کنیت و نام تو گیرند اشتقاق.
منوچهری.
معنی از اشتقاق دور افتاد
کز صلف کبر واز اسف کبر است.
خاقانی.
|| یکی از علوم ادبی است. حاجی خلیفه آرد: اشتقاق دانشی است که در آن از چگونگی بیرون آوردن کلمه ای از کلمه ای دیگر گفتگو میشود و باید میان کلمه ٔ اصلی «مخرج » و کلمه ٔ دوم «خارج » اصالةً و فرعاً به اعتبار جوهر آن ، مناسبتی وجود داشته باشد. و قید اخیر «جوهر» علم صرف را از این تعریف خارج میکند، زیرا در علم صرف نیز درباره ٔ اصالت و فرعیت میان کلمه ها گفتگو میشود لیکن برحسب هیئت آنها است و از جوهریت آن بحث نمیکند، مثلاً در اشتقاق از مناسبت ...

معنی اشتقاق به فارسی

اشتقاق
( مصدر ) ۱ - شکافتن گرفتن ( اصل و ریش. کلمه و غیره . ) ۲ - در آمدن در سخن ( غم ) . ۳ - ادبیات دانشی است که در آن از چگونگی بیرون آوردن کلمه ای از کلم. دیگر که بین آنها اصاله و فرعا مناسبتی وجود دارد گفتگو میشود . ۴ - بیرون آمدن و نشائ ت لفظی از لفظ دیگر بطریقی که در لفظ و معنی مناسبتی وجود داشته باشد مثلا : روش رونده روا روان رفتن که از ( رو ) بیرون آمدهاند مشتق محسوب میشوند . ۵ - یا اقتضاب آنست که گوینده یا نویسنده کلماتی آورد که از یک ماده مشتق باشند مانند : ( نشد مقبول مقبولان عالم قبولی در دل ناقابلم نیست . ) ( علی نقی کمره یی ) جمع : اشتقاقات .
[derivation] [زبان شناسی] یکی از دو فرایند اصلی در واژه سازی که ازطریق آن با افزودن وند به پایه، واژه ای تازه ساخته می شود
[standard lea] [علوم پایۀ پزشکی] هریک از دوازده نوع رایج گیرانۀ مورد استفاده در الکتروقلب نگاری متـ . گیرانۀ استاندارد
امام رازی اشتقاق را به اصغر و اکبر تقسیم کرده و اشتقاق اصغر را بدین سان آورده است : اشتقاق اصغر مانند اشتقاق صیغ ماضی و مضارع و اسم فاعل و اسم مفعول و جز اینها مصدر و مراد از اشتقاق متداول در میان صرفیان که گویند فلان کلمه از کلمه دیگر مشتق است همین اشتقاق است .
[aVF lea] [علوم پایۀ پزشکی] گیرانۀ تک قطبی افزوده ای که الکترود مثبت آن به پای چپ متصل می شود متـ . گیرانۀ افزودۀ پا، اشتقاق پا، گیرانۀ پا
[aVL lea] [علوم پایۀ پزشکی] گیرانۀ تک قطبی افزوده ای که الکترود مثبت آن به دست راست متصل می شود متـ . گیرانۀ افزودۀ چپ، اشتقاق چپ، گیرانۀ چپ
[aVR lea] [علوم پایۀ پزشکی] گیرانۀ تک قطبی افزوده ای که الکترود مثبت آن به دست چپ متصل می شو متـ ...

معنی اشتقاق در فرهنگ معین

اشتقاق
(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - شکافتن ، نیمة چیز ی را گرفتن .۲ - بیرون آوردن کلمه ای از کلمة دیگر که در لفظ و معنی بین کلمه اصلی و کلمه دوم مناسبتی وجود داشته باشد. ج . اشتقاقات .

معنی اشتقاق در فرهنگ فارسی عمید

اشتقاق
۱. (زبان شناسی) گرفتن کلمه ای از کلمۀ دیگر، بیرون آوردن کلمه ای از کلمۀ دیگر که در لفظ و معنی بین کلمۀ اصلی و کلمۀ دوم مناسبتی وجود داشته باشد.
۲. (ادبی) در بدیع، به کار بردن کلماتی که از یک ماده مشتق شده باشند در شعر یا نثر، مانندِ عزل و معزول، افتخار و تفاخر، حکمت و حکیم، مانندِ این شعر: حکیم آن کس که حکمت نیک داند / سخن محکم به حکم خویش راند، اقتضاب.

اشتقاق در دانشنامه اسلامی

واژه اشتقاق ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اشتقاق (اصول)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم اصول به معنای لفظی را از لفظ دیگر گرفتن با اشتراک در حروف اصلی• اشتقاق (ادبیات عرب)، اصطلاحی در دستور زبان عربی به معنای گرفتن لفظی از لفظ دیگر به شرط مناسبت در معنی و ترکیب • اشتقاق (ادبیات فارسی)، یکی از اصطلاحات بکار رفته در ادبیات فارسی به معنای گرفتن کلمه ای را از ریشۀ فعل
...
اِشْتِقاق ، اصطلاحی در دستور زبان عربی است.
این علم شباهت فراوانی با علم صرف دارد. و کلمات را از این جهت که تداوم اصل و کدام فرع آن است بررسی می کند.
. ر.ک: سید علیخان کبیر، همان، ص ۲۳؛ ر.ک: مدرس افغانی، محمد علی، مکررات المدرس، مطبعه النعمانی، نجف، ۱۳۸۹ ق، چ ۲، ج ۱، ص ۲۴.
اشتقاق در لغت به معنی بر گرفتن بخشی از یک چیز است این کلمه تقریباً معادل علم ریشه شناسی ، و در اصطلاح دانشمندان عرب در آوردن یک لفظ از لفظی دیگر است به شرط مناسبت در معنی و ترکیب ، و مغایرت در ساخت .
علی جرجانی ، التعریفات ، ج۱، ص۲۷، بیروت ، ۱۹۸۵م .    
موضوع اشتقاق از دیرباز توجه بسیاری از دانشمندان و زبان شناسان عرب را به خود معطوف داشته است و از ابتدای سده ۲ق تألیف در این زمینه آغاز می گردد.
← افرادی که سیوطی نام برده
...
یکی از اصطلاحات بکار رفته در ادبیات فارسی، مشتق بوده که در سنّت دستور زبان فارسی، کلمه ای را که از ریشۀ فعل گرفته شده باشد «مشتقّ» می گویند.
از ریشۀ فعل این صیغه ها مشتق می شود:۱) اسم مصدر: دانش، بینش، کوشش؛۲) مصدر: خواستن، رفتن، نهادن؛۳) امر حاضر: بیاموز، بشنو، پوش، خور؛۴) ماضی: کوشید، رفت، خواند؛۵) مضارع: ریزد، زند، آید؛۶) دعا: باد، مباد، کناد، مکناد؛۷) اسم فاعل: زننده، رونده، شونده؛۸) صفت فاعلی: خندان، گریان، مویان؛۹) اسم مف ...

اشتقاق در دانشنامه ویکی پدیا

اشتقاق
در زبان شناسی، اشتقاق یکی از روش های واژه سازی برای ساختن کلمات جدید است، همانطور که کلمه شاد-ی و نا-خشنود از کلمه شاد، یا کلمه تعیین از کلمه تعیین کردن ساخته شده است . یک تقابل با فرایند صرف معنی می شود که نوع دیگری از وند را به منظور ساختن نوع دیگر همان کلمه بکار می گیرد . همانطور که تعیین کردن / تعیین کردن سوم شخص / در حال تعیین کردن / معین .(1)
صفت به اسم : ness – (آهسته = آهستگی)
صفت به فعل : ise – (امروزی = امروزی کردن) در انگلیسی بریتانیا یا ize – (قدیمی = قدیمی کردن) در انگلیسی آمریکا و هجی آکسفورد
صفت به صفت : ise – (قرمز = مایل به قرمز)
صفت به قید : ly - (شخصی = به طور شخصی)
اسم به صفت : al – (تفریح = تفریحی)
اسم به فعل : fy – (جلال = جلال دادن)
فعل به صفت : able – (نوشیدن = نوشیدنی)
فعل به اسم (عام) : ance – (تحویل دادن = رهایی)
فعل به اسم (اسم ذات) : er – (نوشتن = نویسنده)
یک پسوند اشتقاقی معمولاً مربوط به کلماتی از مقوله نحوی است و آن ها را به کلماتی از مقوله نحوی دیگری تغییر می دهد . برای مثال، پسوند اشتقاقی انگلیسی ly صفت را به قید تبدیل می کند . (آهسته = به آهستگی) . مثال هایی از الگوهای اشتقاقی انگلیسی و پسوندهای آنان :
اگرچه وندهای اشتقاقی لزوماً مقوله نحوی را توصیف نمی کنند، اما معنای پایه را توصیف می کنند . در بیشتر موارد، وندهای اشتقاقی هم مقوله نحوی و هم معنا را تغییر می دهند : امروزی = امروزی کردن ("نوین کردن") . گاهی اوقات تعدیل معنا قابل پیش بینی است . صفت + ness = حالت صفت بودن ؛ (سفید = سفیدی) .
یک پیشوند (نوشتن = دوباره نوشتن؛ سرور = ارباب) به ندرت مقوله نحوی در انگلیسی را تغییر می دهد . پیشوند اشتقاقی -un به صفت (سالم = ناسالم)، به بعضی افعال (انجام دادن = بی اثر کردن) متصل می شود اما به ندرت به اسم ها متصل می شود . پیشوندهای -en و -be استثناهای کمی هستند . – en ( - em قبل از آوای لبی ) معمولاً به عنوان یک نش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اشتقاق در دانشنامه آزاد پارسی

اِشتِقاق
در اصطلاح دستور زبان، پیوستن یک کلمه با پسوند، پیشوند و تکواژها و عناصر غیرمستقل زبان، به منظور ساختن کلمه ای جدید. هستۀ مشتق چه بسا بُن فعل باشد، مثلِ «روش، گویا، رونده» و ممکن است اسم یا صفت باشد، مثلِ «ستمگر، کارگاه». وندهای کلمۀ مشتق اشتقاقی اند. مثلِ پیشوندهایِ «نا، بی، هم» و پسوندهایِ «گار، ش، «ی» نسبی و لیاقت» در کلمات مشتقِ «نادان، بی خرد، همکلاس، آموزگار، خودش، درسی، خوردنی».

معنی اشتقاق به انگلیسی

derivation (اسم)
اقتباس ، استنتاج ، اشتقاق ، استخراج ، استنساخ ، سر چشمه
pedigree (اسم)
ریشه ، تبار ، دودمان ، نژاد ، اشتقاق ، شجره نامه

معنی کلمه اشتقاق به عربی

اشتقاق
اشتقاق

اشتقاق را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارایه اشتقاق   • "تعریف اشتقاق "   • معنی اشتقاق   • اشتقاق یعنی چه   • اشتقاق در زبان فارسی   • اشتقاق در زبان عربی   • اشتقاق در زبان فارسی چیست   • جناس شبه اشتقاق   • مفهوم اشتقاق   • معرفی اشتقاق   • اشتقاق چیست   • اشتقاق یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی اشتقاق
کلمه : اشتقاق
اشتباه تایپی : hajrhr
آوا : 'eSteqAq
نقش : اسم
عکس اشتقاق : در گوگل

آیا معنی اشتقاق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )