برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1393 100 1

اشاره کردن


برابر پارسی: نماردن

معنی اشاره کردن به فارسی

اشاره کردن
اشارت کردن

معنی اشاره کردن به انگلیسی

point (فعل)
نشان دادن ، اشاره کردن ، متوجه ساختن ، گوشه دار کردن ، تیز کردن ، نوک گذاشتن ، خاطر نشان کردن ، نقطه گذاری کردن ، نوک دار کردن
motion (فعل)
پیشنهاد کردن ، اشاره کردن
mention (فعل)
اشاره کردن ، ذکر کردن ، نام بردن
hint (فعل)
اشاره کردن
sign (فعل)
اشاره کردن ، پاراف کردن ، امضاء کردن
allude (فعل)
اظهار کردن ، اشاره کردن ، مربوط بودن به ، گریز زدن به
nudge (فعل)
اشاره کردن ، با ارنج زدن
insinuate (فعل)
اشاره کردن ، داخل کردن ، تلقین کردن ، به اشاره فهماندن ، بطور ضمنی فهماندن
imply (فعل)
اشاره کردن ، رساندن ، دلالت ضمنی کردن بر ، اشاره داشتن بر
cue (فعل)
اشاره کردن ، راهنمایی کردن ، با چوب بیلیارد زدن ، صف بستن
beckon (فعل)
اشاره کردن ، با اشاره صدا زدن

معنی کلمه اشاره کردن به عربی

اشاره کردن
اشارة , تلميح , حرکة , دس , دل عليه , لمح , مسکن , وکزة
اشر
استنتج , اشر , اقترح
لمحة
اوما

اشاره کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
ایما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشاره و کنایه در جدول   • مورد اشاره در جدول   • معنی اشاره کردن   • مفهوم اشاره کردن   • تعریف اشاره کردن   • معرفی اشاره کردن   • اشاره کردن چیست   • اشاره کردن یعنی چی   • اشاره کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اشاره کردن
کلمه : اشاره کردن
اشتباه تایپی : hahvi ;vnk
عکس اشاره کردن : در گوگل

آیا معنی اشاره کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )