برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

اسیدی

/'asidi/

معنی اسیدی در لغت نامه دهخدا

اسیدی. [ اُ س َی ْ ی ِ ] (ص نسبی ) منسوب به اُسید، و آن بطنی است از تمیم بنام اسیدبن عمروبن تمیم. (انساب سمعانی ).

اسیدی. [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب به اَسید، و به آل اسیدبن ابی العیص از فرزندان عباب و خالد. (انساب سمعانی ).

اسیدی. [ اَ ] (اِخ ) ابوخالد عبدالعزیزبن معویةبن عبدالعزیزبن امیةبن خلدبن عبدالرحمن بن سعیدبن عبدالرحمن بن عباب بن اسدبن ابی العیص الاسیدی. وی از محمدبن عبداﷲ الانصاری بصری و ابی عاصم اسحاق بن مخلد بصری و جز آنان روایت دارد و از اوابوعمروبن السماک بغدادی و ابوعلی الصفار بغدادی و ابوجعفر الرزاز بغدادی روایت کنند. (انساب سمعانی ).

اسیدی. [ اُ س َی ْ ی ِ ] (اِخ ) حنظلةبن الربیع الکاتب. صحابی است. (انساب سمعانی ). وی کاتب وحی پیغمبر بود. (تاریخ گزیده ج 1 ص 223).

اسیدی. [ اَ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن عتاب بن اسید الاسیدی. از مردم مکه و از امرای آن ناحیه. رسول (ص ) او را با صغر سن وی بر مکه ولایت داد، و اسیدی بگاه وفات رسول اکرم آنجا بود و گویند این عبدالرحمن در یوم جمل با طلحه و زبیر بود. (انساب سمعانی ).

اسیدی. [ اُ س َی ْ ی ِ ](اِخ ) عمربن یزید. یکی از شجعان رؤسای مقدم در ایام بنی مروان. روزی یزیدبن عبدالملک او را یاد کرده گفت : هذا رجل العراق. وی بدست مالک المنذربن الجارود بسال 109 هَ. ق. مقتول شد. (اعلام زرکلی ج 2 ص 725).

معنی اسیدی به فارسی

اسیدی
عمر بن یزید یکی از شجعان روسای مقدم در ایام بنی مروان .
[soil acidification] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] افزایش میزان اسید خاک براثر عواملی مانند باکتری ها، در نتیجۀ آب شویی
[acidification] [شیمی] فرایند افزودن اسید به محلول برای رساندن پ.هاش. آن به زیر هفت
[acidulant, acidulent] [علوم و فنّاوری غذا] هریک از مواد شیمیایی که باعث اسیدی کردن محصولات غذایی در طی مراحل فراوری می شود و دارای عملکردهای گوناگونی مانند نگهدارندگی و طعم دهندگی و حفاظت در برابر تغییر رنگ است
[acid oxide] [شیمی] ترکیب اکسیژن دار یک نافلز
[acid rain] [شیمی] بارانی که حاوی اسیدهای حاصل از واکنش های شیمیایی در جوّ زمین است
[acid inhibitor] [خوردگی] نوعی بازدارندۀ خوردگی غالباً از جنس مواد آلی حاوی نیتروژن و گوگرد و دارای بار قطبی که جذب سطح فلز می شود و از حملۀ اسید به سطح عریان فلز در هنگام پوسته زدایی (descaling) محافظت می کند
[acid embrittlement] [خوردگی] نوعی تُردش هیدروژنی که براثر تمیزکاری اسیدی پدید می آید
[acid cleaning] [خوردگی] فرایند زدودن محصولات خوردگی ازطریق تزریق اسیدهای معدنی و آلی در سازه های صنعتی
[acid dyspepsia] [تغذیه] نوعی دُش گواری همراه با افزایش بیش ازحد اسیدینگی معده
...

اسیدی در جدول کلمات

اسیدی در معده انسان
کلریدریک
پاک کننده اسیدی رنگ
تینر

معنی اسیدی به انگلیسی

acidic (صفت)
اسیدی ، تشکیل دهندهء اسید ، اسید دار

معنی کلمه اسیدی به عربی

اسیدی
حامضي

اسیدی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع اسیدها   • اسید چیست   • تعریف اسید   • اسید و باز چیست   • اسیدها و بازها   • اسیدها و بازها در شیمی   • اسید مخدر   • اسید ال اس دی   • معنی اسیدی   • مفهوم اسیدی   • تعریف اسیدی   • معرفی اسیدی   • اسیدی چیست   • اسیدی یعنی چی   • اسیدی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسیدی

کلمه : اسیدی
اشتباه تایپی : hsdnd
آوا : 'asidi
نقش : صفت
عکس اسیدی : در گوگل

آیا معنی اسیدی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )