برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1467 100 1

اسناد

/'asnAd/

برابر پارسی: یافته ها، گواهی ها، دفترها، دستک ها، دستک، تزده ها

معنی اسناد در لغت نامه دهخدا

اسناد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَنَد.
- اسناد بهادار ؛ اوراقی که دارای ارزش مالی هستند .

اسناد. [ اِ ] (ع مص ) نسبت کردن به. بازخواندن به. بستن به :
مدار باکرمش بیم از گنه مخلص
دگر به خویشتن اسناد این گناه مده.
مخلص کاشی.
|| منسوب کردن حدیث به کسی. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). برداشتن سخن به گوینده ٔ وی. (منتهی الارب ). پیوستن گفته به گوینده. ج ، اسانید. حدیث کردن با کسی. (زوزنی ). || بکوه برآمدن. برآمدن بر (کوه ): اسند فی الجبل. (منتهی الارب ). || بکوه برداشتن کسی یا چیزی را. برداشتن چیزی بر (کوه ). اسنده فی الجبل. (منتهی الارب ). || پشت به کسی واگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پشت به کسی بازگذاشتن. پشت به چیزی دادن. تکیه دادن چیزی را به چیزی. (غیاث ) اسنده الیه. (منتهی الارب ). || نسبت و تعلق یکی از دو کلمه به دیگری باشد.منسوب را مسند و منسوب الیه را مسندالیه گویند. و اسناد حالتی است بین دو کلمه یا بین مدلول دو کلمه خواه کلمه ٔ حقیقیة باشد و خواه حکمیة و بهتر است که در تعریف آن گفته شود: اسناد، ضم کلمه یا جاری مجرای کلمه است به دیگری یا ضم یکی از دو جمله است به دیگری. و اسناد یا اصلی است که آنرا تام نیز نامند و عبارتست از آنکه لفظ برای وی موضوع بوده باشد و اسناد بالذات از آن مفهوم شود مانند: «ضرب زید» که برای افادت نسبت ضرب بزید وضع شده و این اسناد بالذات از آن فهمیده شود و تعرض به طرفین فقط بدان جهت است که نسبت بدانها متوقف میباشد. و یا غیراصلی است که آنرا غیرتام نیز گویند و آن عبارت از نسبتی است که بالذات از لفظ فهمیده نشود بلکه فهم آن بالتبع باشد چون : «غلام زید» که مقصود از آن افادت ذات است نه افادت اسناد و همچنین است در جمیع اسناد مرکبات توصیفیة و اسناد صفات به فاعل اوصاف و نیز اسناد مصدر به فاعل آن. و اسناد اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبهه و اسم تفضیل وظرف را اسناد غیراصلی شمرده اند و اسناد اصلی را اسناد فعل ، یا فعل در صورت اسم است مانند صفت واقع بعد از حرف نفی یا استفهام. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ورجوع به نسبت شود. || (اصطلاح معانی ) الاسناد، نسبة احدالجزئین الی الاَّخر اعم من ...

معنی اسناد به فارسی

اسناد
جمع سند، نسبت دادن، منسوب کردن وتکیه دادن چیزی رابه چیزدیگر، منسوب کردن حدیث به کسی
۱ - ( مصدر ) نسبت کردن چیزی بکسی نسبت دادن به باز خواندن به . ۲ - منسوب کردن حدیث بکسی . ۳ - یا نسبت تام آنست که چیزی بچیز دیگر باثبات یا نفی ( ایجاب یا سلب ) نسبت داده شود : جوانمرد بخشنده است دروغگو رستگار نیست . جمع : اسنادات .
[attribution] [روان شناسی] توضیح رفتار دیگران یا خود و تعیین علت آن با استنباط از شرایط و اسباب آن
[predication] [زبان شناسی] رابطۀ بین نهاد و گزاره
برخلاف اسناد خبری است یعنی اسنادی است که آنرا خارجی نیست تا حکایت آن کند .
[change documentation,change log] [مدیریت-مدیریت پروژه] مدارکی رسمی مشتمل بر سوابق مصوبه های تأیید یا رد تغییرات
اسناد خبری نسبت حاکی از نسبت خارجیه است . و عبارت است از ضم کلمه یا جاری مجرای آن بدیگری چنانکه افاده ثبوت مفهوم یکی را برای دیگری یا نفی مفهوم یکی را از دیگری کند .
( مصدر ) نسبت دادن چیزی بکسی .
[causal attribution] [آینده پژوهی و آینده نگری] 1. نسبت دادن رویدادها و روندهای آینده یا گذشته به واقعیات و دلایل ممکن یا موجود 2. تلاش ذهنی افراد برای درک علت وقوع رویدادها و تحول ها و تحلیل رویدادهای ممکن آینده
ان یقول المحدث حدثنا فلان عن فلان عن رسول الله صلی الله علیه و سلم .
[dispositional attribution] [روان شناسی] تبیین هرگونه رفتاری که ناشی از عوامل روان شناختیِ زیربنایی است
اسناد موقعیتی ...

معنی اسناد در فرهنگ معین

اسناد
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) نسبت دادن چیزی به کسی . ۲ - منسوب کردن حدیث به کسی .
( ~ِ اَ) (اِمر.) اداره ای که ثبت معاملات و نقل و انتقال های مربوط به املاک و مستغلات را به عهده دارد.

معنی اسناد در فرهنگ فارسی عمید

اسناد
۱. نسبت دادن، منسوب کردن.
۲. منسوب کردن حدیث به کسی.
۳. (ادبی) در دستور زبان، نسبت دادن گزاره به نهاد.
= سَنَد

اسناد در دانشنامه اسلامی

اسناد
اِسْناد، اصطلاحی در علوم حدیث و آن رسانیدن سخن است به گوینده آن با واسطه شماری از راویان ، و بر زنجیره تشکیل شده از راویان تا پیامبر (ص ) یا دیگر بزرگان دین «سلسله اِسناد» اطلاق می گردد.
دو اصطلاح اسناد (جمع آن اَسانید) و سند (جمع آن اَسناد) گاه در گفتار محدثان به جای یکدیگر به کار می رود، اما با نگاهی باریک بینانه می توان وجوه امتیاز دقیقی میان آن دو تشخیص داد: اِسناد با دارا بودن مفهوم مصدری ، هم در آثار لغویان و هم نزد محدثان بالا بردن و رسانیدن سخن به گوینده آن دانسته شده است (رفع الحدیث الی قائله )، در حالی که سند به مفهوم «ما یُستَنَد به » عبارت از طریقی است به گوینده سخن که پیش از متن حدیث قرار می گیرد. تفاوت اسناد به مفهوم نخست با سند در این است که سند به مجموع راویان حدیث اطلاق می شود، امّا اسناد، نقل حدیث همراه ذکر سند آن است.
مُسنَد و مُسنِد
حدیثی را که از اسناد متصل تا پیامبر (ص ) برخوردار باشد، «مُسنَد» و محدّث ِ اهل اسناد را «مُسنِد» خوانند.
علم الاسناد
اصطلاح «علم الاسناد» نیز گاه به عنوان تعبیری معادل با «علم اصول الحدیث » که در آن از احوال حدیث از حیث صحت نقل و چگونگی انتقال آن بحث می شود، به کار رفته است .
بررسی لغوی
...
اسناد
اِسْناد، اصطلاحی در علوم حدیث به معنای شمارش سلسله وار راویان یک حدیث، است، بدین صورت که وقتی حدیثی از پیامبر (ص) یا دیگر بزرگان دین نقل شود، اشخاصی که این سخن را نقل کرده اند، یک به یک نام برده می شوند تا به صاحب سخن برسد. به زنجیرهٔ تشکیل شده از راویان تا صاحب سخن، «سلسلۀ اِسناد» اطلاق می گردد.
از نظر لغوی، مصدر «اِفعال» از ریشة ثلاثی «س ن د»، به مفهوم متعدی «تکیه دادن چیزی بر چیزی» و نیز مفهوم لازم «بالا رفتن» به کار رفته است، اما در انتقال این واژه از اصل لغوی به کاربرد اصطلاحی، گویا مفهوم اخیرِ لازم را به صورت متعدی «بالا بردن» (رفع) دگرگون ساخته اند.
اسناد
اِسناد مصدر باب افعال از ریشه (س ن د) به معنی نسبت دادن خبری به دیگری به صورت مستند است
در اصطلاح به دو معنای ...


اسناد در دانشنامه آزاد پارسی

اِسناد (دستور زبان)
اصطلاحی در معانی، ربط بین نهاد (مسندالیه) و گزاره (مسند). اسناد، هم با فعل ربطی، مانند «استن»، «بودن» و «شدن» و «گردیدن»، در جملۀ «هوا سرد شد»، یا «زمین گِرد است»، و هم با فعل تام، مانند «خواندن» در جملۀ «محسن کتاب می خواند»، صورت می گیرد. اسناد عملِ قرار گرفتنِ مسند در کنار مسندالیه است و بر دو نوع است: ۱. اسناد حقیقی که در آن، فعل به فاعل حقیقی نسبت داده می شود، مانند «محسن کتاب را خواند»؛ ۲. اسناد مجازی که در آن، فعل به فاعل غیرحقیقی نسبت داده می شود، مانند «ابر می گرید». اسناد حقیقی مخصوص زبان هنجار و علمی و اسناد مجازی مربوط به زبان ادبی است.

ارتباط محتوایی با اسناد

اسناد در جدول کلمات

اسناد
مدارک
خریدو فروش اسناد تجاری
آژیوتاژ
کیف دستی اسناد سیاسی
پرتفوی

معنی اسناد به انگلیسی

delation (اسم)
تهمت ، اتهام ، چغلی ، اسناد
predication (اسم)
اظهار ، اثبات ، اعلام ، اسناد ، اطلاق

معنی کلمه اسناد به عربی

کور الحداد
انسب اليه
تزييف
منسوب
حقيبة

اسناد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Karimi
Deeds
اصغر بیگدلی
مدارک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سامانه ثبت اسناد   • سازمان ثبت شرکتها   • سازمان ثبت اسناد و املاک کشور   • ثبت ملک   • ثبت اسناد تهران   • سازمان ثبت اسناد و املاک کشور tehran   • اداره ثبت اسناد و املاک غرب تهران   • کانون سردفتران و دفتریاران   • معنی اسناد   • مفهوم اسناد   • تعریف اسناد   • معرفی اسناد   • اسناد چیست   • اسناد یعنی چی   • اسناد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسناد
کلمه : اسناد
اشتباه تایپی : hskhn
آوا : 'asnAd
نقش : اسم
عکس اسناد : در گوگل

آیا معنی اسناد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران