برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1457 100 1

استنباط

/'estenbAt/

مترادف استنباط: برداشت، درک، دریافت، فهم

برابر پارسی: برداشت، اندریافت، برداشت کردن، پی بردن، دریافتن

معنی استنباط در لغت نامه دهخدا

استنباط.[ اِ تِم ْ ] (ع مص ) به آب رسیدن چاه کن. آب برآوردن.(منتهی الارب ). بیرون آوردن آب. (تاج المصادر بیهقی ).الاستنباط، استخراج الماء من العین ، من قولهم نبط الماء، اذا خرج من منبعه. (تعریفات جرجانی ). || نبطی شدن. (تاج المصادر بیهقی ). نبطی شدن قوم. || بیرون آوردن چیزی. (منتهی الارب ). طلب ظهور امری کردن. || چیدن. || استنبط الفقیه ؛ اذا استخرج الفقه الباطن بفهمه و اجتهاده. (منتهی الارب ). الاستنباط اصطلاحاً استخراج المعانی من النصوص بفرط الذهن و قوة القریحة. (تعریفات جرجانی ) : تا وی آن را بخرد و عقل خود استنباط کردی. (تاریخ بیهقی ص 100). || استنبط (مجهولاً)؛ یعنی آشکارا شد بعد پنهان شدن. (منتهی الارب ).
- علم استنباط المعادن و المیاه ؛و هو علم یبحث فیه عن تعیین محل المعدن و المیاه اذالمعدنیات لابد لها من علامات یعرف بها عروقها و هو من فروع علم الفراسة. (کشف الظنون ).
- علم استنباطالمیاه ؛ و هو علم تتعرف منه کیفیة استخراج المیاه الکامنة فی الارض و اظهارها و منفعته احیاء الارضین المیتة و افلاحها. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی استنباط به فارسی

استنباط
بیرون آوردن چیزی، بیرون آوردن ودرک کردن مطلبی ازمطلب دیگر، دریافتن امری به قوه فهم واجتهادخود
۱ - ( مصدر ) بیرون آوردن چیزی را در آوردن . ۲ - ( اسم ) دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی . جمع : استنباطات . یا قو. استنباط . قو. استخراج حقایق و مطالب .
[inference] [آمار] ← استنباط آماری
[statistical inference] [آمار] فرایند نتیجه گیری دربارۀ ویژگی های توزیع جامعه (population) براساس تحلیل داده های مشاهده شده متـ . استنباط inference
[Bayesian inference] [آمار، ریاضی] رهیافتی در استنباط آماری که در آن پارامتر نامعلوم مورد برآورد دارای توزیع احتمال پیشینی است که از ترکیب آن با اطلاعات حاصل از داده ها، توزیعی پسینی به دست می آید که مبنای استنباط دربارۀ آن پارامتر است

معنی استنباط در فرهنگ معین

استنباط
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بیرون آوردن چیزی . ۲ - (اِمص .) ادراک و دریافت معنی و مفهوم چیزی بر اثر دقت و تیزهوشی .

معنی استنباط در فرهنگ فارسی عمید

استنباط
درک کردن مطلبی از مطلب دیگر، دریافتن امری به قوۀ فهم و اجتهاد خود.

استنباط در دانشنامه اسلامی

بیشتر اصولی که فقیهان به وسیله آن ها استنباط می کنند، فردی است و حکم فرد» من حیث هو «را بیان می کند و کاری به کل جامعه ندارند.
بیش تر موضوعات اجتماعی که فقیهان پیرامون آن ها نظر می دهند،» من حیث هو «است؛ یعنی ملزومات و آثار آن ها را در هنگام افتا در نظر نمی گیرند؛ مثلاً آوازه خوانی زن، یا ذبح قربانی در منا ، یا نگاه به عکس نامحرم، یا قمه زدن به تنهایی مورد بررسی قرار می گیرد، در حالی که اولاً، باید به کل جامعه نگریسته شود که اگر همه، همین عمل را مرتکب شوند چه می شود و ثانیاً، هر عملی دارای چه آثار و تبعاتی است؛ آن گاه معلوم می شود که اکتفا به متون روایی به تنهایی کافی نیست، بلکه باید مقاصدالشریعه، معیارهای اصلی دین و نظر دیگران درباره دین را در نظر گرفت و به گونه ای فتوا داد که به آن ملاک و معیارها نزدیک شویم؛ از سوی دیگر حرام ها و واجب ها مدرّج خواهند شد و حرامی از حرام دیگر شدیدتر خواهد بود و....
اصول استنباط پیش از ورود به فقه
پیش از ورود به فقه ، پیوسته فقها اصولی را بیان می کرده اند تا براساس آن اصول، مسائل فقهی خود را تبیین و مستدل سازند. این اصول در ابتدا بسیار محدود بود و شاید از عدد انگشتان دست تجاوز نمی کرد؛ اصولی مانند حجیت قول ائمه (ع) به سان قول پیامبر اکرم (ص)؛ بطلان قیاس ؛ عدم وجود تناقض در سخنان ائمه اطهار (ع) و.... این اصول به قدری کم و محدود بود، که معمولاً فصل کوچکی از کتاب های فقهی را تشکیل می داد و معمولاً در ابتدای کتاب آورده می شد؛ ولی کم کم اصول فقه گسترش یافت و در کنار فقه به عنوان علمی که مدت زمان زیادی را به خود اختصاص می دهد، مطرح شد؛ اما اصول فقه، هرچه بود و هرچه هست، برای تبیین و استدلالی ساختن مسائل فردیِ فقهی پایه ریزی شده است؛ زیرا معمولاً هر مکلّف حکم تکلیف فردی خود را از فقیه می پرسد، و فقیه نیز جواب شخصی و فردی خود او را می گوید. در این میدان هیچ کس به فکر دیگری نیست و اگر گه گاهی حکمی در رابطه با دیگری مطرح می شود، طرداً للباب، عارضی و موقتی است و در همان جا نیز بیش تر جنبه تکلیف فردی مطرح است. برای نمونه، در بحث لباس مطرح می کنند که اگر دو نفر، مثلاً دو برادر (به نام های حسن و حسین)، یک لباس مشترکی داشتند که تنها همان دو ن ...

استنباط در دانشنامه ویکی پدیا

استنباط
استنباط یا استنتاج به فرایند یافتن و اثبات کردن نتیجه های منطقی از پیش فرض ها یا حقیقت ها گفته می شود. قاعده های استنباط معتبر در علم منطق بحث و بررسی می شوند. استنباط در لغت به معنی «به آب رسیدن چاه کن» است و در اصطلاح به معنی آشکارشدن مجهول است.
Wikipedia contributors, "Inference," Wikipedia, The Free Encyclopedia, (accessed January 25, 2015).
از نقطه نظری دیگر، استنباط را می توان ابزاری عقلانی دانست که براساس مشاهدهٔ حقایق فهم جدیدی را پیدا می کند. استنباط از این دیدگاه به معنی اثبات کردن گزاره نیست، بلکه به معنی یافتن راه های جدیدی برای بررسی و تحقیق است. بر مبنای این دیدگاه، دو نوع استنباط می توان تعریف کرد: استقرا و استدلال استنتاجی.
روش های استنباط انسانی در رشتهٔ روان شناسی شناختی مطالعه می شوند و محققان در رشتهٔ هوش مصنوعی تلاش می کنند که روش های استنباط انسان را در ماشین ها شبیه سازی کنند. استنباط آماری روش های ریاضی را برای استنباط در حضور عدم قطعیت استفاده می کند که استنباط قطعی را به حالت های دارای عدم قطعیت گسترش می دهد.
استنباط های اشتباه مغالطه نامیده می شوند. فیلسوفان منطق مادی فهرستی از مغالطه ها را گردآوری کرده و روان شناسان شناختی دلایل مغالطه توسط انسان ها را با بررسی ابزارهای شناختی انسان مطالعه می کنند.
چنانچه به جای مطالعه کل اعضای جامعه، بخشی از آن با استفاده از فنون نمونه گیری انتخاب شده، و مورد مطالعه قرار گیرد و بخواهیم نتایج حاصل از آن را به کل جامعه تعمیم دهیم از روش هایی استفاده می شود که موضوع آمار استنباطی (Inferential statistics) است. آن چه که مهم است این است که در گذر از آمار توصیفی به آمار استنباطی یا به عبارت دیگر از نمونه به جامعه بحث و نقش احتمال شروع می شود. در واقع احتمال، پل رابط بین آمار توصیفی و استنباطی به حساب می آید.
آمار توصیفی
استقراء
در علم آمار دو مکتب به نامهای مکتب فراوانی گر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

استنباط در دانشنامه آزاد پارسی

اِستِنباط
(در لغت به معنای کشیدن آب از اعماق زمین) و در اصطلاح اصول فقه فهم احکام شرعی از منابع معتبر به طور روشمند از سوی کسی که صلاحیت دارد. به بیان دیگر، استنباط یعنی اجتهاد و به مجتهد مستنبط هم گویند. البته به طور دقیق تر می توان گفت که استنباط، حاصل اجتهاد است، نه خود آن.

ارتباط محتوایی با استنباط

استنباط در جدول کلمات

استنباط مسائل شرعی از قرآن
اجتهاد

معنی استنباط به انگلیسی

deduction (اسم)
قیاس ، وضع ، استنتاج ، استنباط ، کسر ، نتیجهگیری ، پیبردنازکلبهجزءیاازعلت بهمعلول
presumption (اسم)
جسارت ، احتمال ، گستاخی ، فرض ، استنباط
corollary (اسم)
فرع ، نتیجه فرعی ، نتیجه ، استنباط
follow (اسم)
استنباط
elicitation (اسم)
استنباط ، استخراج

معنی کلمه استنباط به عربی

استنباط
اتل , فرضية ، استنباط
ادخل , استنتج , انتزع , رجل الدين
مفترض

استنباط را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسین
ادراک معنی و مفهوم بر اساس دقت و تیزهوشی
Manan
درک معنی ومفهوم چیزی رااستنباط می گویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• استنباط چیست   • معنی استدلال   • استنباط یعنی چه   • آموزش استنتاج   • معنی استنتاج   • علم استنتاج شرلوک هلمز   • معادل فارسی اصطلاحات   • استنتاج چیست   • معنی استنباط   • مفهوم استنباط   • تعریف استنباط   • معرفی استنباط   • استنباط یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی استنباط
کلمه : استنباط
اشتباه تایپی : hsjkfhx
آوا : 'estenbAt
نقش : اسم
عکس استنباط : در گوگل

آیا معنی استنباط مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران