برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1407 100 1

استدلال استنتاجی

استدلال استنتاجی در دانشنامه ویکی پدیا

استدلال استنتاجی
استدلال کل به جزء یا استدلال قیاسی (deductive reasoning) یکی از دو استدلال معروف در منطق (استدلال کل به جزء و استدلال جزء به کل {the deductive and inductive approaches}) می باشد . استدلال کل به جزء هنگامی است که در استدلال از یک نظریه (تیوری) کلی استفاده کنیم و به فرضیه یا فرضیه های جزئی برسیم. در پژوهش ها، زمانی که پژوهشگر از نظریه استفاده می کند و فرضیه می سازد و برای ازمون فرضیه ها داده جمع آوری می کند و نتیجه می گیرد می گوییم پژوهشگر از روش استدلال کل به جزء استفاده کرده است. روش استدلال جزء به کل (inductive approaches) بر عکس این روش می باشد یعنی پژوهشگر داده جمع آوری می کند و الگو بین داده ها و متغیرها کشف می کند سپس فرضیه می سازد و فرضیه را آزمون می کند و در نهایت نظریه می دهد. روش های جز به کل و کل به جز از دو روش مهم در پژوهش می باشد (the deductive and inductive methods).
یادگیری ماشینی
استدلال استقرائی
در منطق بدست آوردن یک گزاره از دنباله ای از یک مجموعه گزاره ها است. دنبالهٔ گزاره استفاده شده مفروضات و گزارهٔ بدست آمده نتیجه نامیده می شود. استدلال یا گواه آوردن قیاسی، منطق قیاسی نیز نامیده می شود. این روش استدلال کردن یا گواه آوردن از بحث های قیاسی به دست می آید. در این گونه بحث، تلاش می شود تا نشان داده شود که نتیجه به طور بایسته و ضروری، از مجموعه ای از پیش فرض ها یا فرضیه ها به دست می آید. بحث قیاسی هنگامی معتبر است که نتیجه به طور بایسته و ضروری، از پیش فرض و فرضیه به دست آید. گواه آوری یا استدلال قیاسی در کنار گواه آوری استقرایی (inductive reasoning)، یکی از دو روش رایج در شناخت و رسیدن به دانایی یا معرفت است.
مثال زیر، ویژگی این روش را نشان می دهد:
پیش فرض نخست بیان می کند که همه موجودات قرار گرفته زیر نام و عنوان «انسان» یک روز خواهند مرد. عبارت دوم بیان می کند: سقراط هم زیر عنوان یک «انسان» قرار دارد. در نتیجه سقراط بالاخره می میرد، زیرا او نیز به عنوان یک انسان خواهد مرد،چون که عنوان «انسان» به او نسبت داده شده و این ویژگی او را نیز شامل می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با استدلال استنتاجی

استدلال استنتاجی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدیس
قیاس (Deduction) یا استدلال قیاسی (Deductive reasoning) در منطق، ریاضیات، و هوش مصنوعی بدست آوردن یک گزاره از دنباله ای از یک مجموعه گزاره ها است. دنبالهٔ گزاره استفاده شده مفروضات و گزارهٔ بدست آمده نتیجه نامیده می شود. استدلال یا گواه آوردن قیاسی، منطق قیاسی نیز نامیده می شود. این روش استدلال کردن یا گواه آوردن از بحث های قیاسی به دست می آید. در این گونه بحث، تلاش می شود تا نشان داده شود که نتیجه به طور بایسته و ضروری، از مجموعه ای از پیش فرض ها(premises) یا فرضیه ها(hypotheses)به دست می آید. بحث قیاسی هنگامی روایی(validity)دارد که نتیجه به طور بایسته و ضروری، از پیش فرض و فرضیه به دست آید. گواه آوری یا استدلال قیاسی در کنار گواه آوری استقرایی(inductive reasoning)، یکی از دو روش رایج در شناخت(cognition) و رسیدن به دانایی یا معلومات(knowledge)است. مثال زیر، ویژگی این روش را نشان می دهد:
- همه انسان ها می میرند
- سقراط انسان است
- بنابراین: سقراط مردنی است
پیش فرض نخست بیان می کند که همه موجودات قرار گرفته زیر نام و عنوان "انسان" دارای ویژگی "مردن" هستند. عبارت دوم بیان می کند که سقراط هم زیر عنوان یک "انسان" قرار دارد. در نتیجه سقراط باید مردنی باشد زیرا او نیز از ویژگی مردن که به "انسان" نسبت داده شده، برخوردار است.
جستارهای وابسته
یادگیری ماشینی
استدلال استقرائی
منابع
ریچارد جانسون با. ساختمان های گسسته. ترجمهٔ حسین ابراهیم زاده قلزم. ویرایش پنجم. چاپ اول. سیمای دانش، ۱۳۸۰.
http://en.wikipedia.org/wiki/Deductive_reasoning
از ویکی پدیا
فاطمه زهرا
استدلال استنتاجی
از ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فارسی English
قیاس (Deduction) یا استدلال قیاسی (Deductive reasoning) در منطق، ریاضیات، و هوش مصنوعی بدست آوردن یک گزاره از دنباله ای از یک مجموعه گزاره ها است. دنبالهٔ گزاره استفاده شده مفروضات و گزارهٔ بدست آمده نتیجه نامیده می شود. استدلال یا گواه آوردن قیاسی، منطق قیاسی نیز نامیده می شود. این روش استدلال کردن یا گواه آوردن از بحث های قیاسی به دست می آید. در این گونه بحث، تلاش می شود تا نشان داده شود که نتیجه به طور بایسته و ضروری، از مجموعه ای از پیش فرض ها(premises) یا فرضیه ها(hypotheses)به دست می آید. بحث قیاسی هنگامی روایی(validity)دارد که نتیجه به طور بایسته و ضروری، از پیش فرض و فرضیه به دست آید. گواه آوری یا استدلال قیاسی در کنار گواه آوری استقرایی(inductive reasoning)، یکی از دو روش رایج در شناخت(cognition) و رسیدن به دانایی یا معلومات(knowledge)است. مثال زیر، ویژگی این روش را نشان می دهد:
- همه انسان ها می میرند
- سقراط انسان است
- بنابراین: سقراط مردنی است
پیش فرض نخست بیان می کند که همه موجودات قرار گرفته زیر نام و عنوان "انسان" دارای ویژگی "مردن" هستند. عبارت دوم بیان می کند که سقراط هم زیر عنوان یک "انسان" قرار دارد. در نتیجه سقراط باید مردنی باشد زیرا او نیز از ویژگی مردن که به "انسان" نسبت داده شده، برخوردار است.
جستارهای وابسته [ویرایش]
یادگیری ماشینی
استدلال استقرائی
منابع [ویرایش]
ریچارد جانسون با. ساختمان های گسسته. ترجمهٔ حسین ابراهیم زاده قلزم. ویرایش پنجم. چاپ اول. سیمای دانش، ۱۳۸۰.
http://en.wikipedia.org/wiki/Deductive_reasoning
از ویکی پدیا
قس عربی
استنتاج استنباطی
من ویکیبیدیا، الموسوعة الحرة
غیر مفحوصة
الاستنباط deduction أو الاستنتاج الاستنباطی deductive reasoning، أحیانا یطلق علیه المنطق الاستنباطی Deductive logic هو أحد أشکال الاستنتاج ویمکن قیاس الجدل عندما تعتمد صحة البرهان على منطقیة الفرضیة.
لا یعبر عن المنطق الاستباطی بالصواب أو الخطأ ولکن یعبر عن الناتج بأنه "صالح (بالإنجلیزیة: valid) " أو "غیر صالح (بالإنجلیزیة: invalid)"
ان وجود جدل استباطی صالح مع فرضیة صحیحة یحتم سلامة البرهان ویسمى فی هذه الحالة سلیم، غیر ذلک یصبح غیر سلیم.
الصیغة العامة:
کل س له خواص فی ص.
هذا الشیء هو س.
إذن، هذا الشیء له خواص ص.
أمثلة:
کل الفواکه لونها أحمر.
الموز من الفواکه.
إذن، الموز لونه احمر.
"لاحظ أن الجدل هنا غیر سلیم لأنه لا یکفی ان تکون الفرضیة الثانیة صحیحة ولکن یجب أن تکون الأولى المبنیة علیها کذلک "
هذه بذرة مقالة عن المنطق تحتاج للنمو والتحسین، فساهم فی إثرائها بالمشارکة فی تحریرها.
هذه بذرة مقالة عن شخصیات أو مصطلحات متعلقة بالفلسفة تحتاج للنمو والتحسین، فساهم فی إثرائها بالمشارکة فی تحریرها.
تصنیفات: منطق نظریة المعرفة حل المشکلات
قس انگلیسی
Deductive reasoning, also called deductive logic, is the process of reasoning from one or more general statements regarding what is known to reach a logically certain conclusion.[1] Deductive reasoning involves using given true premises to reach a conclusion that is also true. Deductive reasoning contrasts with inductive reasoning in that a specific conclusion is arrived at from a general principle. If the rules and logic of deduction are followed, this procedure ensures an accurate conclusion.
An example of a deductive argument:
All men are mortal.
Socrates is a man.
Therefore, Socrates is mortal.
The first premise states that all objects classified as "men" have the attribute "mortal". The second premise states that "Socrates" is classified as a "man" – a member of the set "men". The conclusion then states that "Socrates" must be "mortal" because he inherits this attribute from his classification as a "man".
Deductive reasoning (also known as logical deduction) links premises with conclusions. If both premises are true, the terms are clear and the rules of deductive logic are followed, then the conclusion of the argument follows by logical necessity.
Contents [show]
[edit]Law of Detachment
The law of detachment is the first form of deductive reasoning. A single conditional statement is made, and a hypothesis (P) is stated. The conclusion (Q) is then deduced from the statement and the hypothesis. The most basic form is listed below:
P→Q (conditional statement)
P (hypothesis stated)
Q (conclusion deduced)
In deductive reasoning, we can conclude Q from P by using the law of detachment.[2] However, if the conclusion (Q) is given instead of the hypothesis (P) then there is no valid conclusion.
The following is an example of an argument using the law of detachment in the form of an if-then statement:
If an angle A 90°, then A is an obtuse angle.
A=120°
A is an obtuse angle.
Since the measurement of angle A is greater than 90°, we can deduce that A is an obtuse angle.
[edit]Law of Syllogism
The law of syllogism takes two conditional statements and forms a conclusion by combining the hypothesis of one statement with the conclusion of another. Here is the general form, with the true premise P:
P→Q
Q→R
Therefore, P ...
علی حیدر
استدلال کل به جزء یا استدلال قیاسی (deductive reasoning)
استدلال کل به جزء هنگامی است که در استدلال از یک نظریه (تئوری) کلی استفاده کنیم و به فرضیه یا فرضیه‌های جزئی برسیم.
مثال زیر، ویژگی این روش را نشان می‌دهد:

- همه انسان‌ها می‌میرند
- سقراط انسان است
- بنابراین: سقراط خواهد مرد.
پیش فرض نخست بیان می‌کند که همه موجودات قرار گرفته زیر نام و عنوان انسان یک روز خواهند مرد. عبارت دوم بیان می‌کند: سقراط هم زیر عنوان یک انسان قرار دارد. در نتیجه سقراط بالاخره می میرد، زیرا او نیز به عنوان یک انسان خواهد مرد،چون که عنوان انسان به او نسبت داده شده و این ویژگی او را نیز شامل می‌شود.
علی حیدر
استدلال کل به جزء است.= deductive
مثال :
همه انسان ها میمیرند.
سقراط انسان است.
بنابراین سقراط خواهد مرد.
#استدلال قیاسی و استنتاجی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی استدلال استنتاجی   • مفهوم استدلال استنتاجی   • تعریف استدلال استنتاجی   • معرفی استدلال استنتاجی   • استدلال استنتاجی چیست   • استدلال استنتاجی یعنی چی   • استدلال استنتاجی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی استدلال استنتاجی
کلمه : استدلال استنتاجی
اشتباه تایپی : hsjnghg hsjkjh[d
عکس استدلال استنتاجی : در گوگل

آیا معنی استدلال استنتاجی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )