برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1427 100 1

اسالیون

معنی اسالیون در لغت نامه دهخدا

اسالیون.[ اَ ] (از یونانی ، اِ) تخم کرفس کوهی. (برهان ) (مؤید الفضلاء). || سعتر. (مؤید الفضلاء). رجوع به کرفس و کرسب شود.

معنی اسالیون به فارسی

اسالیون
تخم کرفس کوهی
۱ - ( اسم ) کرفس کوهی ۲ - جعفری .

اسالیون را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اسالیون   • مفهوم اسالیون   • تعریف اسالیون   • معرفی اسالیون   • اسالیون چیست   • اسالیون یعنی چی   • اسالیون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسالیون
کلمه : اسالیون
اشتباه تایپی : hshgd,k
عکس اسالیون : در گوگل

آیا معنی اسالیون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )