برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1409 100 1

ازد

معنی ازد در لغت نامه دهخدا

ازد. [ اَ ] (اِخ ) ابن غوث. رجوع به ازد (پدر قبیله ) شود.

ازد. [ اَ ] (اِخ ) ابن فتح. محدثی کشّی است.

ازد. [ اَ ] (اِخ ) ابن النبیت. ابن عبدربه گوید: انما تزوج اراش بن عمروبن الغوث اخی الازدبن النبیت ، سلامة ابنة انمار. (عقدالفرید ج 3 ص 312).

ازد. [ اَ ] (اِخ ) پدر قبیله ای است در یمن که جمیع انصار از اولاد اویند و پدرش غوث نام داشت واو را ازد شنوءة و ازد عمان و ازدالسراة نیز گویند.(منتهی الارب ). مؤلف مجمل التواریخ گوید: سبا در عهد قیداربن اسماعیل پیغمبربود علیه السلام ، جد پیغامبر ما صلوات اﷲ علیه ، او راده پسر بود که قبیله های ، یمن بدیشان بازخوانند، و نام ایشان : حمیر، الازد، کنده ، مذحج ، انمار، بجیله ، خثعم ، غسان ، جذام ، لخم و بزرگترین همه حمیر بوده است ونسب بیشترین اعراب بدین فرزندان کشد معروف ، چون : بنی کنده و بنی لخم و بنی الازد و غیر آن. (مجمل التواریخ و القصص ص 150). و نیز مؤلف مجمل ، الازدبن الغوث را جد جفنةبن عمرو اول ملوک غسانیان گفته است. (مجمل ص 174). و او جد عمروبن الحی ّ رئیس حجاز پس از عام الفیل است. (تاریخ سیستان ص 49 ح 5) (مجمل التواریخ و القصص ص 225 ح 3 از ابوالفدا ج 1 صص 79 - 80). و رجوع به حلل السندسیه ج 1 ص 295 و ازد در ماده ٔ ذیل شود.

ازد. [ اَ ](اِخ ) نام قبیله ای از قبایل ده گانه ٔ عرب. (سمعانی ).نام قبیله ای از عرب و اشعار این قبیله را ابوسعید بکری گرد کرده است. (ابن الندیم ). قبیله ای مشهوره از طبقه ٔ سوم عرب ، و او بطنی از کهلان بن سبا و کثیرالشعوب است و پدر ایشان ازدبن الغوث بن نیت بن مالک بن زیدبن کهلان بن سبأبن یشجب بن یعرب بن قحطان است. قبیله ٔ ازدنخست در یمن بودند و سپس از اهل یمن جدا و در بلاد متفرق شدند. بنونصربن الازد در سراة و عمان مقیم شدند.بنوتعلبةبن عمرو موزیقیاء در یثرب و بنوحارثةبن عمرو (گویند ایشان خزاعه باشند) در مرالظهران مکة و بنوموزیقیاء بین بلاد اشعریین و عک ، کنار آبی بنام غسان و میان دو وادی موسوم به زبید و رمع اقامت گزیدند و مردمی که از این آب مشروب بودند غسانی نامیده میشدنداز آن جمله بنوالحارث و بنوجفنة و بنوکعب ، اما بنوثعلبه که آزادشدگان بودند از آن آب بهره ...

معنی ازد به فارسی

ازد
قبیله ای عرب از قبایل معروف یمن .
برداشتن
ترسیدن
آراسته شدن

ازد در دانشنامه ویکی پدیا

ازد
ازد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
أزد نام یکی از قبایل عرب
ازد (مجارستان) نام شهری در کشور مجارستان
ازد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
أزد نام یکی از قبایل عرب
ازد (مجارستان) نام شهری در کشور مجارستان
شهر اُزد (به مجاری: Ózd) در بورشود-آبااوی-زمپلن در کشور مجارستان واقع شده است. جمعیت این شهر ۳۷٫۰۴۰ نفر است.
مجارستان
فهرست شهرهای مجارستان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ازد در دانشنامه آزاد پارسی

اَزْد
طایفۀ عرب قحطانی یمن، مرکب از چهار گروه به نام های ازد شَنُوة، ازد غَسّان، ازد السراة، ازد عمان. گروهی از این مردم پس از خرابی سد مأرب به حجاز آمده، به اوس و خزرج پیوستند و گروهی دیگر به کشور حیره رفته، از آن طریق به خدمت دولت ساسانی درآمدند. ازدیان حجاز در ۹ق مسلمان شدند؛ در جنگ های قادسیه و مداین و تصرف فارس شرکت داشتند و در خلافت معاویه تا سند پیش رفتند و در طول قرون اول اسلامی از آذربایجان تا بخارا پراکنده شدند. مُهَلّب بن ابی صُفره ازدی، از تابعین معروف، از فاتحان نامدار عرب است. آل مهلب نزدیک ۷۰۰ سال کانون پرورش ده ها وزیر، امیر، شاعر و دانشمند در سرزمین های شرقی خلافت اسلامی بود. روادیان آذربایجان از میان ازدیان مراغه برخاسته بودند. قلعۀ کاریان، مرکز حکمرانی ازدیان در فارس بود و حکومت عمان در قرن ۸ق در اختیار ازدیان قرار داشت.

ارتباط محتوایی با ازد

ازد را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قبیله ازد   • نبرد لیله الحریر   • خاندان ازد   • ازدو   • عبدالله خرمی   • کشتار عبدالله خرمی و یارانش   • سر بریدن توسط امام علی   • بنی قریظه   • معنی ازد   • مفهوم ازد   • تعریف ازد   • معرفی ازد   • ازد چیست   • ازد یعنی چی   • ازد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ازد
کلمه : ازد
اشتباه تایپی : hcn
عکس ازد : در گوگل

آیا معنی ازد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )