برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1469 100 1

ازاله

/'ezAle/

مترادف ازاله: پاک سازی، تراشیدن، زایل، زدایش، زدودن، محو، نابود، نیست

معنی ازاله در لغت نامه دهخدا

ازالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) اِزاله. اِزالت. دور کردن. (زوزنی ) (غیاث اللغات ). دور کردن ازجای. (منتهی الارب ). تزویل. اِزال. زَیل. فاتر کردن [ فراتر کردن ]. (تاج المصادر بیهقی ). یعنی دور کردن (چیزی از جائی ). (مجمل اللغة). || برگردانیدن. (منتهی الارب ). از جائی گردانیدن. || بر طرف کردن. از بین بردن : غلام فریاد برداشت و بمراعات دل زن و تسکین جانب و ازالت خوف و استشعار او مشغول شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 346). شطری از ایناس وحشت و ازالت عارضه ٔ ریبت و نبذی از استمالت و استعطاف ایراد کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 341). || هلاک کردن. نیست گردانیدن. || ستردن : ازاله ٔ موی. || نسخ کردن. || بردن. برداشتن. زائل کردن : ازاله ٔ نجاست.
- ازاله ٔ بکارت ؛ بسودن دختر. مُهر برداشتن. طمث. تصرف.
- ازاله شدن ؛ دفع شدن.
- ازاله کردن ؛ دور کردن. زایل کردن. راندن. قلع کردن. دفع کردن. بیرون بردن.

معنی ازاله به فارسی

ازاله
ازالت: زائل کردن، برطرف کردن، ازبین بردن، نابودساختن، دورکردن، نوعی درختچه کوهستانی دارای گلهای زنگی یاقیفی
( مصدر ) یا ازال. بکارت . نزدیکی با دختر باکره و برداشتن پردگی او
[ گویش مازنی ] /ezzaale Khaal/ چوبی بزرگ مانند دسته ی کمان که توسط دو تکه ریسمان بنام هلشت به جت(گاوآهن) وصل است
( مصدر ) دفع شدن بر طرف شدن از میان رفتن زدوده شدن .
( مصدر ) دور کردن زایل کردن راندن قلع کردن دفع کردن بیرون بردن .

معنی ازاله در فرهنگ معین

ازاله
(اِ لِ) [ ع . ازالة ] (مص م .) نک ازالت .

معنی ازاله در فرهنگ فارسی عمید

ازاله
زایل کردن، از بین بردن، نابود ساختن.

ازاله در دانشنامه اسلامی

ازاله
زدودن و برطرف کردن را ازاله گویند. مراد از آن بر حسب چیزی که به آن اضافه می شود مانند نجاست، حدث، مو و بردگی، متفاوت است.عمدۀ مباحث مربوط به آن در باب های طهارت و صلات آمده، لیکن در دیگر باب ها مانند حج و قصاص نیز از آن به مناسبت سخن رفته است.
تحقّق ازاله گاهی منوط به نیّت (قصد قربت) است مانند ازالۀ حدث به وضو، غسل یا تیمّم، و گاهی منوط به آن نیست مانند ازالۀ نجاست.
حکم ازاله
ازاله از نظر حکم، چند قسم است:
← ازالۀ واجب
مطهرات مانند آب و آفتاب، اسباب ازالۀ نجاست هستند.
یکی از محرمات احرام، زدودن موی بدن است می باشد.
ازاله از ریشه «ز ـ و ـ ل» و به معنای رفع کردن و زدودن، از میان بردن، و دور ساختن است. مقصود از ازاله مو در منابع فقهی، ستردن و از میان بردن مو با هر وسیله ممکن است. این موضوع به منزله یکی از محرمات احرام، پیرو طرح آن در قرآن کریم و روایات، در نخستین منابع فقهی مطرح شده و همواره فقیهان در مبحث محرمات احرام به بررسی احکام آن پرداخته اند.
فلسفه حرمت ازاله
در فلسفه حرمت آن گفته اند: ازاله نوعی رفاه طلبی است و با حالت احرام منافات دارد.
حکم ازاله موی احرام گزار
← دیدگاه فقیهان امامی
...

ارتباط محتوایی با ازاله

معنی ازاله به انگلیسی

removal (اسم)
عزل ، رفع ، برداشت ، ازاله

معنی کلمه ازاله به عربی

ازاله
ازالة

ازاله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آوا
اِزاله . زائل ساختن . از میان برداشتن . نابود ساختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ازاله   • مفهوم ازاله   • تعریف ازاله   • معرفی ازاله   • ازاله چیست   • ازاله یعنی چی   • ازاله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ازاله
کلمه : ازاله
اشتباه تایپی : hchgi
آوا : 'ezAle
نقش : اسم
عکس ازاله : در گوگل

آیا معنی ازاله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران