برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

اریب

/'orib/

مترادف اریب: بخرد، خردمند، دانا، عاقل، فاضل، فرزانه | کژ، محرف، معوج، منحرف، مورب

متضاد اریب: نادان | راست

معنی اریب در لغت نامه دهخدا

اریب. [ اَ ] (ع ص ) خردمند. (صراح ) (مهذب الاسماء). بخرد. عاقل. (آنندراج ) (کنز اللغات ). زیرک. دانا. (وطواط) (آنندراج ). اَرِب. ج ، ارباء. (مهذب الاسماء): ادیبی اریب.

اریب. [ اُ ] (ص ) محرف. (جهانگیری ) (برهان ). کج. منحرف. قیقاج (بترکی ). (برهان ). اُریف. اریو. (رشیدی ). وریب و این اریب اصل کلمه ٔ مُورب عرب است ، یا هر دو زبان این کلمه را داشته اند و مؤلف غیاث اللغات گوید: این [ کلمه ] اماله ٔ وراب است بعد ابدال واو بهمزه :
سر بتاب ازحسد و گفته ٔ پر مکر و دروغ
چرب کن مغز و مخر جامه ٔ پرکوس و اریب.
ناصرخسرو.
|| (اِ) کجی. کج رفتن. (غیاث ) :
یک قدم چون رُخ ز بالا تا نشیب
یک قدم چون پیل رفته در اریب.
مولوی.

معنی اریب به فارسی

اریب
۱ - ( صفت ) محرف کج منحرف قیقاج . ۲ - ( اسم ) کجی .
[biased] [آمار، ریاضی] ویژگی یک برآوردگر که امید ریاضی آن برابر با مقدار پارامتر مورد برآورد نباشد
[ گویش مازنی ] /erib/ مایل – اریب - کج
[ گویش مازنی ] /erib erib/ ارب ارب
[biased test] [آمار، ریاضی] آزمونی که توان آن (احتمال رد کردن فرض صفر وقتی فرضِ مقابلْ درست است) کمتر از سطح آن (احتمال رد کردن فرضِ صفر وقتی فرضِ صفر درست است) باشد
[biased statistic] [آمار، ریاضی] آماره ای که برای برآورد پارامتری به کار برود و امید ریاضیِ آن برابر با پارامتر مورد نظر نباشد
[ گویش مازنی ] /erib erib/ ارب ارب
[plagioclimax] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] وضعیتی در تکامل یک بوم سازگان گیاهی پایدار ناشی از عوامل خارجی
[biased estimator] [آمار، ریاضی] برآوردگری که امید ریاضی آن برابر با مقدار پارامتر مورد برآورد نیست
[bias tyre] [مهندسی بسپار- تایر] تایری که رسن های (cords) آن با خط مرکزی تایر زاویۀ 30 تا 45 درجه می سازند
[diagonal cracking] [مهندسی بسپار- تایر] ترک هایی مایل یا کج در نیمۀ بالایی دیوارۀ تایر
[diagonal wear] [مهندسی بسپار- تایر] نوعی رفتگی موضعی که به صورت اریب در طول رویه ایجاد و اغلب در محیط تایر تکرار می شود
...

معنی اریب در فرهنگ معین

اریب
( اُ ) [ ع . ] (ص .)۱ - منحرف ، کج . ۲ - کجی .
( اَ ) [ ع . ] (ص .) خردمند، زیرک ، دانا.

معنی اریب در فرهنگ فارسی عمید

اریب
۱. کج، خمیده.
۲. (قید) به صورت کج: کمد را اریب گذاشته بود.
* بر (به) اریب: [قدیمی] (قید) به صورت مایل و کج: یک قدم چون رخ ز بالا تا نشیب / یک قدم چون پیل رفته بر اریب (مولوی: مجمع الفرس: اریب).
عاقل، خردمند، دانا.

اریب در جدول کلمات

اریب
مورب
اریب | خمیده
کج

معنی اریب به انگلیسی

thwart (صفت)
کج خلق ، اریب ، انسداداریب
diagonal (صفت)
مورب ، اریب ، قطری
oblique (صفت)
منحرف ، مورب ، غیر مستقیم ، مایل ، اریب ، ضمنی ، حاده یا منفرجه
skew (صفت)
منحرف ، مورب ، اریبی ، نامتوازن ، اریب
slant (صفت)
سراشیب ، اریب
cater-cornered (صفت)
کج ، اریب
skewed (صفت)
اریب
sidled (صفت)
اریب
kitty-cornered (صفت)
اریب

معنی کلمه اریب به عربی

اریب
قطر , ميل
بانحراف
مسطار الزوايا
مسطار الزوايا
مسطار الزوايا , ميل

اریب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان-جوکر
مایل
حمیدزاده
سر کج
حمیدرضا دادگر_فریمان
کژ، محرف، معوج، منحرف، مورب،کج،دولا،مایل
علی باقری
اُریب:
وُریب:
وریب به ضم اول، به معنای "کج" و" راه کج" است. بعضی از محققان این کلمه را مأخوذ از وِراب عربی،به کسر اول،به معنای" راه انحرافی، را ه کج" می دانند و اُریب را تلفظ عامیانه ی آن در فارسی می‌پندارند. بعضی دیگر معتقدند که همه ی این کلمات از زبان دیگری" احتمالاً سنسکریت "گرفته شده است. به هر حال هر دو کلمه ی اوریب و وریب به معنای"کجی، ناراستی" و نیز "کج، ناراست" از قدیم در آثار فارسی به کار رفته و هر دو صحیح است.
(غلط ننويسيم ، ابوالحسن نجفي ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۲٠.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کج و اریب در جدول   • نوعی ماکارونی نازک   • اریب در آمار   • مترادف ضرغام   • معنی نفت سیاه   • معنی قدرت و توانایی   • مطيع   • معنی زیرکان   • معنی اریب   • مفهوم اریب   • تعریف اریب   • معرفی اریب   • اریب چیست   • اریب یعنی چی   • اریب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اریب

کلمه : اریب
اشتباه تایپی : hvdf
آوا : 'orib
نقش : اسم
عکس اریب : در گوگل

آیا معنی اریب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )