برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

ارض

/'arz/

مترادف ارض: بر، خاک، زمین، سرزمین، قلمرو، کشور، ملک، ناحیه

متضاد ارض: بحر، سما

برابر پارسی: زمین، خاک، سرزمین، مرزوبوم

معنی ارض در لغت نامه دهخدا

ارض. [ اَ ] (ع اِ) زمین. (منتهی الأرب ). زمی. غبرا. ام ّآدم. ام صبّار. ام عبید. ام کفاة. ابن حلاوة. || خاک. وآن مؤنث و اسم جنس است. (منتهی الأرب ). ج ، ارضون ، ارضین ، ارضات ، اُروض ، اراض ، اراضی. (مهذب الاسماء). و بعضی ارض را جمع بدون واحد دانسته اند. (منتهی الأرب ). و رجوع به زمین شود. || دست و پای اسب. (مهذب الاسماء). دست و پای چاروا. || اسفل قوائم ستور. || هرچه فرود و پست باشد. هر جای پست. موضع شیب. || زکام. (مهذب الاسماء). || لرزه. (مهذب الاسماء). لرزه ٔ تب. || لاارض لک ؛ کلمه ٔ ذم است مانند لااُم لک.
- ارض الجزیه ؛ زمینی که بتصرف مسلمین درآمده و طبق پیمان با شرایط مقرره از جانب امام بمالکین غیرمسلمان بازداده شود. (شرایعالاسلام ).
- اراضی عامره و اراضی موات . رجوع بشرایع الاسلام ، کتاب ((احیاءالموات )) شود.

ارض. [ اَ ] (ع مص ) گیاهناک شدن زمین. || زکام گرفتن. مزکوم ، زکام زده شدن. || موریانه زدن (چوب ). ریونجه خورده شدن چوب. (تاج المصادر بیهقی ). || ریمناک و فاسد شدن (قرحه ). تباه شدن ریش. (زوزنی ). تباه شدن جراحت به ریم. || پاک شدن. || پاکیزه شدن زمین. || در چشم خوش آمدن زمین.

ارض. [ اَ رَ ] (ع اِ) خوره. واحد آن : ارضة. (مهذب الاسماء). موریانه. ریونجه.

ارض. [ اَ رَض ض ] (ع ص ) نشسته که از جای نجنبد. (منتهی الأرب ).

معنی ارض به فارسی

ارض
زمین کره زمین
( اسم ) ۱ - زمین . ۲ - خاک غبرا . جمع :اراضی ارضین . یا ارض اقدس . یا ارض موعود .
نشسته که از جای نجنبد
عراق عجم
اردن
( اسم ) زمین خدا ملک خدا ( ماخوذ از آیه ۹۹سوره ۴ نسائ : (( قالوا لم تکن ارض الله و اسعه فتها جروافیها .)) ملائکه جواب دهند : الم تکن ارض الله واسعه : آنک ارض الله واسع گفته اند عرصه ای دان کاولیا دررفته اند. ( مثنوی )
جزیره کیو از جزایر یونان
ارض موعود فلسطین
بین النهرین
ممالک شارلمانی
جزیره ای بزرگ در آمریکا در مصب سن لوران ۴٠۲/۳۴۶ کیلومتر مربع مساحت و ۵۵۷۷۲۵ سکنه . پایتخت : سن ژان مرکز صید ماهی و معادن ( آهن مس روی سرب نیکل و غیره ) این ناحیه از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۴ م . دو مینیونی را تشکیل داد و سپس جزو مستعمرات انگلستان در آمد و در ۱۹۴۹ دهمین ایالت کانادا بشمار رفت .
دهی است نزدیک مکه
ولایتی است در ترکیه
سرزمینی است در خارج باب الجابیه دمشق
کنعان که موسی بنی اسرائیل را وعده بازگشت بدانجا داد.
...

معنی ارض در فرهنگ معین

ارض
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) زمین .

معنی ارض در فرهنگ فارسی عمید

ارض
زمین.
* ارض اقدس: [قدیمی، مجاز] شهر مشهد. &delta، به مناسبت وجود آرامگاه علی بن موسی الرضا.
* ارض موعود: [مجاز] سرزمین کنعان، فلسطین. &delta، به مناسبت اینکه حضرت موسی به بنی اسرائیل وعدۀ بازگشت به آنجا را داده بود.

ارض در دانشنامه اسلامی

ارض
ارض به معنای آن چیزی است که مردم بر آن زندگی می کنند و برخی می گویند به معنای آنچه که پائین و مقابل آسمان است.
ارض ۴۶۱ بار در قرآن کریم تکرار شده؛ اما هیچ گاه جمع نیامده است، تنها در یک آیه با لفظ مفرد اراده جمع شده و آن آیه هفت آسمان است که می فرماید: «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» « خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها»
معنای ارض در قرآن
ارض در اصطلاح همان معنای لغوی را دارد، اما قرآن آن را در معانی متعددی به کار برده است که برخی از آن ها عبارتند از:
← کره زمین
امروزه در جهان علم، مطالب علمی با محوریت زمین به قدری رسیده که چندین رشته علمی را به خود اختصاص داده است، قرآن کریم نیز در بین آیات خود اشاراتی به برخی از مطالب علمی درباره زمین دارد که مفسرین در بحث اعجاز علمی آن ها را مطرح کرده اند:
← کروی بودن زمین
...
ارض
معنی أَرْضُ: زمين
معنی عَرَضَ: هر چيز غير ثابت - زودگذر (در جمله "عرض الحياة الدنيا "شؤون ناپايدار زندگي دنيا منظور است، و مراد از "عرض هذا الادني " نيز لذائذ زندگي دنيا و نعمتهاي زودگذر آن است ، و اگر به اشاره مذکر "هذا "به آن اشاره فرموده و حال آنکه جا داشت با ضمير مؤنث "هذه "به...
معنی عُرِضَ: عرضه شد
معنی هَامِدَةً: افسرده - خاموش - بدون گیاه - خشک (همدت النار یعنی آتش خاموش شد ، و ارض هامدة يعني بدون گياه و نيز نبات هامد يعني گياه خشک )
معنی قَالَتَا: آن دوزن گفتند(در عبارت "ثُمَّ ﭐسْتَوَیٰ إِلَی ﭐلسَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ﭐئْتِيَا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ " چون سماء و ارض مؤنث مجازي هستند به اين شکل آمده است)
معنی مُطْمَئِنٌّ: اطمینان یافته (کلمه طمانينة و اطمينان به معناي سکون و آرامش نفس بعد از ناراحتي و اضطراب است ، و اين استعمال ريشه از اينجا گرفته که ميگويند : اطمانت الارض يعني زمين مطمئن شد ، يا ميگويند : ارض مطمئنة يعني زميني مطمئن و منظورشان زميني است که در آن گودي...
معنی مُطْمَئِنَّةُ ...


ارض در جدول کلمات

ارض را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و تازیان (اربان) آن را از واژه پهلوىِ آرتا Arta برداشته اند و معرب نموده و ساخته اند: الأرض أراضى تأریض و ... !!! واژه ى آریایى-پهلوىِ آرتا Arta همریشه واژه Earth در انگلیسى و واژه Erde در آلمانى ست. همتایان آن در پارسى
اینهاست: زمین Zamin ، ویچ-ویز Vich-Viz (پهلوى: سرزمین،زمین - ایرانویچ/ایرانویز : ایران زمین) ، بامیه Bamih (پهلوى: زمین) ، بوم Bum (پهلوى: زمین ، سرزمین ، محل) ، بومیم Bumim (پهلوى: زمین) ، دستگرد Dastgerd (پهلوى: دستگیرْدْ : مِلک ، زمین ) ، دَهْیو Dahyu (پهلوى
: زمین ، ناحیه ، سرزمین) ، زمیک-زمیگ-ژمیک - دمیک Zamik -Zamig-Zhamik-Damik (پهلوى: خاک ، زمین) ، زام Zaam (پهلوى: زمین ، کره زمین) ، لِکا Leka (پهلوى: زمین ، سرزمین ، اقلیم) ، دیهْ Dih (پهلوى: زمین ، مملکت ، روستا ، آبادى)
پارسا محسمی
زمین
فر کیانی
واژه ی ارض به معنی زمین پارسی هست و در فرهنگ واژگان پارسی پهلوی به شکل آرتا آمده است.
ایرزاد
ارض
این واژه اربیدهء : اَرت و اَرد پارسی و همریشه با:
انگلیسی: earth
آلمانی : Erde
بازماندهء واژهء اَرد در پارسی در نام شهر ها به جا مانده :
اَردِکان ، اَردِستان ، اَردَلان ، اَردِبیل، اَردیان، اَردِهال...
واژهء بوم و بام و بانو و بان به مینهء فروغ و روشنایی است :
بامیان : سرزمین فروغ
کَدبانو : روشنایی خانه
بام و پَشت بام : بالای سقف و آسمانه که آفتاب نخست به آنجا می تابد
ویچ : این واژه که در پارسی نو بچه شده و در گویش های بومی : وَشکی ، وَچه ... و در نام خانوادگی مردمان بالکان مانند : میلوزویچ ، ابراهیموویچ به معنی نژاد و تخمه است.
دیگر از نام های سرزمین :
بِلاد : اربیده شدهء لاد
لاخ : در سنگلاخ
لان : در لانه ، اردلان
همریشه ء واژه های اروپایی : Land ، logistic , local

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ارض ادب   • معني عرض   • معنی عرض   • با ارض جمله بساز   • جمله با ارض   • معنی ارز   • جمله سازی با ارض   • جمله سازی با کلمه ارض   • معنی ارض   • مفهوم ارض   • تعریف ارض   • معرفی ارض   • ارض چیست   • ارض یعنی چی   • ارض یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارض

کلمه : ارض
اشتباه تایپی : hvq
آوا : 'arz
نقش : اسم
عکس ارض : در گوگل

آیا معنی ارض مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )