برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

ارج

/'arj/

مترادف ارج: ارزش، ارز، بها، مقدار، نرخ، اعتبار، پایگاه، پایه، حشمت، شان، قدر، مرتبت، مکانت

معنی ارج در لغت نامه دهخدا

ارج. [ اَ ] (اِ) ارز. ارزش. (برهان ). اخش. بها. (برهان ). قیمت. (اوبهی ) (برهان ) :
زمانه بمردم شد آراسته
وزو ارج گیرد همی خواسته.
فردوسی.
بهر جای زر را فشاند همی
که او ارج زر را نداند همی.
فردوسی.
سپرد آن زمین گیو را شهریار
بدو گفت برخور تو از روزگار
درشتی مکن با گنهکار نیز
که بی ارج شد بر دلم گنج وچیز.
فردوسی.
گهر داشتی ارج نشناختی
بنادانی از کف بینداختی.
اسدی.
اگر زرّ را ارج بودی بسی
بخاک وبسنگش ندادی کسی.
اسدی.
که دادی مرا یوسف پارسا
کز او ملک من یافت ارج و بها.
شمسی (یوسف و زلیخا).
گنج سخن گشاده و هر نکته ای از آن
افزون ز ارج و قیمت صد گنج شایگان.
سوزنی.
- باارج ؛ باارزش. با قدر و قیمت. ارجمند. پربها :
بمهرست باارج در گنج شاه
به رای و بدانش نماینده راه.
فردوسی.
همی بود باارج در گنج شاه
بدو ناسزا کس نکردی نگاه.
فردوسی.
بمدح و ثنا ارجمندی و خود را
بمدح و ثنای تو باارج کردم.
سوزنی.
- بی ارج ؛ بی بها. بی ارزش. بی قدر و قیمت :
کسی را که وام است ودستش تهی است
بهرجای بی ارج و بی فرهی است.
فردوسی.
|| مجازاً، مکانت. مرتبه. (جهانگیری ) (برهان ). مرتبت. مرتبه ٔ والا. قدر. (اوبهی ) (برهان ). مقدار. (جهانگیری ). پایه. حد. (برهان ). منزلت. اندازه. (مؤید الفضلاء) (برهان ). مقام. مقام بلند. اعتبار. عزت. عزیزی. آمرغ. احترام. مقابل خواری و ذلت :
ناسزا را مکن آیفت که آبت بشود
بسزاوار کن آیفت که ارجت دارد.
دقیقی.
کنون ای خردمند ارج خرد
بدین جایگه گفتن اندرخورد.
فردوسی.
بدان ارج تو نزد من بیش گشت
دلم سوی اندیشه ٔ خویش گشت.
فردوسی.
ملک چون ورا دید با ارج و فر
که آنرا نه اندازه بود و نه مر...
فردوسی.
ز مهرش جهان ر ...

معنی ارج به فارسی

ارج
ارز، ارزش، بها، قدرومرتبه، اخش، ارش: اندازه ازسرانگشت میانه دست تا آرنج که تقریبانیم متراست
( اسم ) ۱ - ارز ارزش بها قیمت . ۲ - مکانت مرتبه مرتبت مرتب. وا قدر مقدار پایه پایگاه حد منزلت اندازه مقام اعتبار احترام .
قصبه ایست از ولایت فیروز کوه طبرستان
[ گویش مازنی ] /arj/ ارزش – بها
مولف مر آت البلدان نویسد : (( از مزارع خنامان کرمان است ))

معنی ارج در فرهنگ معین

ارج
( اَ ) (اِ.) ارز، ارزش ، رتبه ، مقام .

معنی ارج در فرهنگ فارسی عمید

ارج
۱. ارزش، بها: کسی را که فام است و دستش تهی ست / به هر جای بی ارج و بی فرهی ست (فردوسی: ۶/۵۴۰).
۲. احترام، قدر.

ارج در دانشنامه ویکی پدیا

ارج
ارج یک سازنده محصولات لوازم خانگی در کشور ایران بود. این شرکت از سال ۱۳۱۶ مشغول به تولید شد و با قدمتی ۷۹ ساله قدیمی ترین سازنده لوازم خانگی ایران است که در آغاز کارهای آهنگری، ریخته گری و جوشکاری انجام می داد و همچنین صندلی های تاشو نیز تولید می کرد . در دهه ۱۳۵۰ فعالیتش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی، از جمله یخچال، بخاری، ماشین لباس شویی و کولر نیز رو آورد. در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، این کارخانه ۷۹ ساله رسماً تعطیل شد.
«تاریخچه ارج». شرکت ارج. دریافت شده در ۱۰ ژوئن ۲۰۱۶.
سید (۲۰۱۶-۰۶-۱۲). «کره ای ها پس از ارج بازار را قبضه می کنند». ساعت24. دریافت شده در ۲۰۱۶-۰۶-۱۵.نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (رده)
انتخاب نام ارج برای قدیمی ترین تولیدکنندهٔ لوازم خانگی ایران، علاوه بر اینکه از اول نام خانوادگی خلیل ارجمند گرفته شده بود، مبین سه واژهٔ آهنگری، ریخته گری و جوشکاری است.
کارخانه ارج در سال ۱۳۱۶ در یک کارگاه کوچک واقع در خیابان سی متری تهران به اتفاق ۸ کارگر ساده با هدایت خلیل ارجمند، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران، به صنایع غیردولتی ایران پیوست. پس از انقلاب کارخانهٔ ارج، دولتی شد و پس از دولتی شدن به سوی ورشکستگی قدم ها را به سرعت برداشت.
این شرکت در دهه ۷۰ با یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی هم مواجه شد و میان سهام داران متعدد دست به دست گشت.
ارج آباد، روستایی از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان دادین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴ نفر (۹خانوار) بوده است.
در دین زرتشتی باور بر این است که روان در گذشته سه روز زیر راهنمایی سروش در این جهان می ماند. از این رو نمازهای ویژه در سه شب برای آسایش روان و خشنودی سروش خوانده می شود. باور این است که روان درگذشتگان سالی پنج روز پیش از نوروز و سپس در روز فروردین ماه از بازماندگان خود در ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارج در جدول کلمات

معنی ارج به انگلیسی

value (اسم)
مقدار ، ارزش ، قیمت ، فرجه ، بها ، قدر ، ارج
supereminence (اسم)
رفعت ، علو مقام ، ابر پایگی ، ارج

ارج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

همایون داودی
منزلت
فففففففف
گرامی
P.sh
باارزش
بها
گرامی
قدر
علی باقری
ارج : در پهلوی ارژ بوده و کلمه ارز امروزی تغییر یافته ی آن است .همچنین با واژه ی ارزش همریشه می باشد .
کنون ای خردمند ارج خرد
بدین جایگه ، گفتن اندرخورَد
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 180 )
هلن
ارزش،بها
Arsess Sadeghi
احترام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت لباسشویی ارج   • تعطیلی کارخانه ارج   • آدرس کارخانه ارج   • شماره تماس شرکت ارج   • معنی ارج   • کارخانه ارج ویکی پدیا   • تاریخچه کارخانه ارج   • خدمات پس از فروش ارج   • مفهوم ارج   • تعریف ارج   • معرفی ارج   • ارج چیست   • ارج یعنی چی   • ارج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارج

کلمه : ارج
اشتباه تایپی : hv[
آوا : 'arj
نقش : اسم
عکس ارج : در گوگل

آیا معنی ارج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )