برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1527 100 1
شبکه مترجمین ایران

ارادهٔ

/'erAde/

مترادف ارادهٔ: آهنگ، پشتکار، تصمیم، خواست، عزم، غرض، قصد، مشیت، میل

برابر پارسی: خواست، پشتکار، آهنگ، کامِش، یازش

معنی ارادهٔ در لغت نامه دهخدا

اراده. [ اِ دَ ] (ع مص ، اِمص ) اِرادة. اِرادت. خواستن. (تاج المصادر بیهقی ). خواست. خواسته. خواهش. میل. قصد. آهنگ. کام. دَهر. (منتهی الارب ) : و واقف گردان او را بدرستی اختیار کردنت در آنچه جسته ای آنرا و صواب بودن بآنچه اراده کرده ای. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 314).
نه بی ارادت او بر زمین ببارد ابر
نه بی مشیت او بر هوا بجنبد باد.
مسعودسعد.
ای داور زَمانه ، ملوک زمانه را
جز بر ارادت تو مسیر و مدار نیست.
مسعودسعد.
ارادت من متضمن این رأی نیست. (کلیله و دمنه ). زاهدی مهمان پادشاهی بود چون بخوان بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون بنماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او. (گلستان ).
گردن او عاشق ارادت دست است
پهلوی او فتنه ٔ ارادت ران است.
(ظاهراًدر صفت اسب ).
- اراده کردن ؛ قصد کردن. آهنگ کردن. مقصود داشتن.
|| خواست خدا. مشیت . قضا. قدر. تقدیر. قال الرضا (ع مص ): الابداع والارادة والمشیة اسماء ثلثة و معناها واحد: یقدر الاشیاء بحکمته و یدبر اختلافها بارادته. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299). صفتی که حالت مخصوص را در آدمی ایجاد میکند که از او فعل مخصوصی صادر میشود و در حقیقت اراده تعلق میگیرد بچیز معدوم که آنرا بوجود و حصول بیاورد چنانکه در آیه ٔ شریفه : انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون (قرآن 82/36). میلی است که از پس اعتقاد بر سود و نفع پیدا میشود. و اراده عبارت از مطالبه ٔ قلب است غذای روح را از طیب نفس. اراده قانع کردن نفس است از مرادات خود و رو نمودن است براوامر خدا و راضی شدن بر آن و گفته اند: اراده اخگری است از آتش دوستی در قلب که اقتضا میکند اجابت کردن دواعی نفس را. (تعریفات جرجانی ).
هی فی اللغة نزوع النفس و میلهاالی الفعل بحیث یحملها علیه. و النزوع الاشتیاق. والمیل المحبة والقصد. فعطف المیل علی النزوع للتفسیر. قیل و فائدته الاشارة الی انها میل غیراختیاری. و لایشترط فی المیل ان یکون عقیب اعتقاد النفع کما ذهب الیه المعتزله. بل مجرّد ان یکون حاملا علی الفعل بحیث یستلزمه لانه محضض للوقوع فی وقت و لایحتاج الی محضض آخر.و قوله بحیث متعلق بالمیل و معنی حمل المیل للنفس علی الفعل جعلها متوجهةً لایقاعه. و تقال ایضا للقوة التی هی مبداءالنزوع و هی الصفة القائمة بالحیوان التی هی مبداءا ...

معنی ارادهٔ به فارسی

( اسم ) ۱ - گردونه ارابه . ۲ - قسمت زیرین هواپیما که چرخها بان پیوسته و هنگام فرود آمدن هواپیما نخست بروی زمین قرار میگیرد .
بمیل بخودی خود
( مصدر ) ۱ - صاحب عزم و اراده بودن توانایی اعمال نظر و بر سر عقید. خود ایستادن داشتن . ۲ - قصد کردن آهنگ کردن .
( مصدر ) عزم کردن تصمیم گرفتن .
بی خویشتن بدون ارداه مقابل بالاراده.
بدون اراده ٠ بی خویشتن ٠ مقابل بالاراده ٠ مقابل ارادی ٠ غیر ارادی ٠ سهوا ٠ ندانسته ٠ نفهمیده ٠ نه برقصد ٠
( صفت ) کسی که دارای اراد. بلند باشد بلند همت .

معنی ارادهٔ در فرهنگ معین

(اِ دِ) [ ع . ارادة ] ۱ - (مص م .) خواستن . ۲ - (اِ.) خواست ، میل ، آهنگ .
(اَ رّ دِ) ( اِ.) گردونه ، ارابه .

معنی ارادهٔ در فرهنگ فارسی عمید

= عراده
۱. نیرویی ارادی و نفسانی که شخص را برای رسیدن به هدف وادار به انجام عمل می کند.
۲. خواست، میل، قصد.
۳. تصمیم جدّی.
۴. (تصوف) علاقۀ درونی سالک برای رسیدن به حق و حقیقت.

ارادهٔ در دانشنامه اسلامی

اراده به شوق شدید به تحقق فعل اطلاق می شود. خواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است. یا در اشعار می خوانیم:- همّت بلند دار که مردان روزگار از همّت بلند به جائی رسیده اند- همّت اگر سلسله جنبان شود مور تواند که سلیمان شود
اراده، یکی از صفات نفس است که به ایجاد یا ترک فعلی تعلق می گیرد و دارای مقدماتی، از جمله مرحله تصور است؛ یعنی انسان ابتدا چیزی را تصور نموده و سپس بررسی می کند که آیا فایده و مصلحتی دارد یا نه، بعد از تصدیق فایده آن، به آن تمایل پیدا می کند و به دنبال آن، هیجانی در نفس او پیدا شده و در پایان، حالت نفسانیه ای به نام « اراده » برای وی پدید می آید که از آن به «شوق مؤکد» تعبیر نموده اند.
نکته
برخی از اصولیون، اراده و طلب را یکی دانسته و برخی دیگر، میان این دو، فرق گذاشته اند. درباره تأثیر اراده در موضوع له الفاظ نیز میان اصولیون اختلاف است؛ عده ای موضوع له الفاظ را ذات معانی می دانند، ولی برخی دیگر معتقدند که موضوع له الفاظ، معنای مراد است؛ یعنی اراده استعمال کننده جزء معنای موضوع له است.
نقش همّت و اراده در زندگی
هر کس به جائی رسیده (چه مقامات معنوی، چه مادی) از شاهرا همّت و اراده قوی رسیده است. دانشمندان، ره آوردهای علمی خود را نتیجه نیروی اراده می دانند. مرتاض های هندی که به قدرت های عجیبی دست یافته اند و در مکتب یوگائیسم در ورزش، آثار چشم گیر داشته اند و صاحبان کرامت که به مقامات والای معنوی و انسانی رسیده اند همه و همه اهمیت آن را گوشزد کرده اند، هر چند که در مسیر حرکت و مقصد و هدف با هم تفاوت دارند.
تقویت اراده یکی از راه های درمان بیماری های روانی
...
«اراده: صفت ترجیح دهنده یکی از دو طرف فعل و ترک، همراه با علم و شعور».
اراده، مصدر باب افعال به معنای خواستن و به چیزی میل و رغبت کردن و از ماده «رَوْد» به معنای طلب و رفت و آمد در جستجوی چیزی است.
اراده در فل ...


ارادهٔ در دانشنامه ویکی پدیا

اراده خواست و میل ذاتی برای رسیدن به هدفی مشخص می باشد. اراده در پی تصمیمی شفاف و به دنبال دستیابی برای نیل به آن ایجاد می شود.
اراده (فلسفه)
اراده (روان شناسی)
اراده (جامعه شناسی)
اراده (حقوق)
اراده (روزنامه)، یکی از روزنامه های آزاد افغانستان
ارابه یا اَرابه
اختیار یا اختیار
پیروزی اراده، نام فیلمی تبلیغاتی از لنی ریفنشتال
عملیات اراده جدی، عملیات ارتش آمریکا برای حفاظت از نفتکش های کویتی
حزب اراده ملی از احزاب ایران
اراده فارس، از مطبوعات فارس در دوران پهلوی دوم
برهان اختیار
اراده معطوف به قدرت، کتابی از فردریک نیچه
جهان همچون اراده و بازنمود، کتابی از آرتور شوپنهاور
روزنامه اراده یکی از روزنامه های آزاد افغانستان است؛ این روزنامه نخستین روزنامه آزاد است که بعد از سرنگونی حکومت طالبان در افغانستان آغاز به فعالیت انتشاراتی کرد. اراده هم اکنون نیز در کابل به چاب می رسد. صاحب امتیاز این روزنامه حاجی سید داوود است و مدیر مسوول آن یکی از دست اندرکاران عرصه ژورنالیزم افغانستان خادم احمد حقیقی است. تعداد صفحات این روزنامه ۴ است؛ همه روزه به رنگ سیاه و سفید چاپ می شود.
روزنامه اراده، کابل افغانستان
مروری بر نشرات روزنامه آزاد افغانستان، مجله آریانا، چاپ اکادمی علوم افغانستان
اراده در فلسفه به یکی از ویژگی های ذهن، و انتساب کردارهایی که از روی نیت مرتکب شده اند اشاره دارد. کنش ها که بر اساس ارادهٔ شخص انجام شده باشند «ارادی» یا «داوطلبانه» و گاهی به طور تحقیرآمیز «خودسرانه» یا «از روی قصد» خوانده می شود. به طور کلی، «اراده» به یک خواستهٔ مشخص یا دلخواه اشاره ندارد، بلکه ظرفیت کلی داشتن چنان خواسته هایی و قاطعانه عمل کردن بر مبنای آنهاست، بر اساس هر معیارهایی که عامل ارادی اعمال می کند.
Will (philosophy) ویکی انگلیسی
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارادهٔ در دانشنامه آزاد پارسی

توانایی گزینش از میان چند شیوۀ رفتار متفاوت و عمل کردن بدان، به ویژه هنگامی که عمل معطوف به هدفی مشخص و متأثر از آرمان ها و اصول معینی باشد. رفتار ارادی با رفتاری که به شکل غریزی، انعکاسی، یا از روی هوس و عادت سر می زند و نتیجۀ گزینش آگاهانه از میان چند گزینه نیست، متفاوت است.
از دیدگاه فلسفی. تا قرن ۲۰ اغلب فیلسوفان اراده را استعداد فطری مستقلی در انسان می دانستند. اختلاف آن ها بر سر نقش آن در ساختار شخصیت انسان بود. به زعم شوپنهاور فیلسوف آلمانی، اراده ای کلی در عالم وجود دارد که واقعیت اول است و ارادۀ فرد، جزئی از آن است. شوپنهاور اراده را مسلط بر همۀ وجوه دیگر شخصیت، معرفت، احساسات، و مسیر زندگی فرد می داند. صورت جدیدتری از نظریۀ شوپنهاور در فلسفۀ اگزیستانسیالیسم دیده می شود، چنان که ژان پل سارتر شخصیت را محصول اعمال انسان می شناسد و اعمال را نمودهایی از اِعمال ارادۀ انسان برای معنابخشیدن به جهانی که در آن زندگی می کند. غالب فیلسوفان دیگر اراده را هم ارز یا تابعی از دیگر وجوه شخصیت شمرده اند. افلاطون روان را مرکب از عقل و اراده و شوق می دانست. در دیدگاه فیلسوفان خردگرایی همچون ارسطو، توماس آکوئیناس، و رنه دکارت، اراده اهرمی در دست نفس ناطقه برای مهار شهوات و انفعالات حیوانی محض است. برخی از فیلسوفان تجربی مانند دیوید هیوم اراده را چندان متأثر از عقل نمی دانند و بیشتر فرمانبر عاطفه می بینند. فیلسوفان تکامل باوری چون هربرت اسپنسر و فیلسوفان عمل گرایی مانند جان دیویی اراده را نه استعدادی فطری بلکه دستاوردی تجربی می شناسند که اندک اندک در روند رشد فکری و بالندگی شخصیت فرد از رهگذر تعامل اجتماعی شکل می گیرد.
از دیدگاه روان شناسی. روان شناسان امروزه اغلب طرفدار نظریۀ عمل گرایانه در مورد اراده اند و آن را استعداد مستقلی نمی دانند و کیفیت یا وجهی از رفتار به شمار می آورند. کلّیتِ شخص است که اراده می کند؛ و اراده کردن در چند مرحله نمود می یابد: نخست، توجه کردن به هدف های کمابیش دور با معیارها و اصول کم وبیش انتزاعی؛ دوم، سبک سنگین کردن شیوه های رفتار گوناگون و عمل آگاهانه به شیوه ای که سنجیده ترین راه تأمین آن اهداف و اصول به نظر می رسد؛ سوم، منع امیال و ترک عادت هایی که ممکن است توجه را از اهداف و اصول منحرف کنند یا با آن ها نسازند؛ و سرانجام، ای ...

نقل قول های ارادهٔ

آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی
• «از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمندتر است هیچ یک به اندازه عزم و اراده مفید نیست.» بوشه بدون منبع
• «بزرگ ترین اختلاف بین انسان و حیوان در فهم و شعور نیست بلکه در داشتن اراده و اختیار است.»
• «به نیروی اراده می توان به همه چیز دست یافت اما این اراده محرک و تازیانه لازم دارد اگر آن را به کار نیندازیم کلیه قوای باطنی ما زودتر زنگ می زند.» لابوله بدون منبع
• «بهترین موقع برای تربیت اراده ایام جوانی است.»
• «قوت اراده اساس و پایه هر اخلاق عالی و بزرگ است.»
• «قوه اراده و عزم در آدمی تقویت نمی شود و رشد نمی یابد مگر با به کار انداختن دائمی آن.»
• «مردم فاقد نیرو نیستند، فقط فاقد اراده اند.»
• «نیروی علم و معرفت بدون اراده قوی مانند درخت بی بار است، قوه اراده محور چرخ های زندگی و آهن ربای توانایی وکامیابی است.» حسین کاظم زاده ایرانشهر

ارادهٔ در جدول کلمات

اراده
هم
اراده خدا
مشیت
اراده قوی
همت
توافق دو اراده ضروری در جهت ایجاد یک اثر حقوقی
قرارداد

معنی ارادهٔ به انگلیسی

will (اسم)
میل ، ارزو ، نیت ، اراده ، قصد ، خواهش ، خواست ، وصیتنامه ، مشیت ، وصیت
animus (اسم)
عمد ، عناد ، نیت ، اراده ، قصد
volition (اسم)
اراده ، خواست ، از روی اراده ، مشیت
nisus (اسم)
تمایل ، تقلا ، اراده

معنی کلمه ارادهٔ به عربی

ارادة , س ، إرادة
أبرَمَ (أکَّدَ) العَزمَ
س
ارادة
فَقْدانُ الإرادة (فَقْدُ الإرادَة)
حيوان
فَقْدانُ الإرادة (فَقْدُ الإرادَة)
قوة الارادة

ارادهٔ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان
نیرویی که به همان اندازه که توان انجام دادن کاری هست ، به همان اندازه توان انجام ندادن آن نیز هست . (نامه های عین القضات ، جلد اول ، نامه ی یکم )
محمدحسین ابادی
انگیزه
هومن دبیر
پشت کام-پشت یاز-پشت خواست
یوسفیان
راده
یوسفیان
یعنی هکر قدرتمند
ولی تو خیلی خوبی
عشق تو خوب بوده که من اینجوری شدم
جمشید احمدی
فرخواست/ فرخواسته
ایرزاد
اِراده
به نگر می رسد که واژه اِراده پارسی باشد :
اِراده : اِ - راد - ه
اِ = پیشوند فشارشی ( تاکید )
راد = راست ، رای ، در واژه ی : رادمَرد : کسی که برای انجام کاری خود را راست و آراست میکند .
-ه = پسوند نام ساز
سبحان دارابی
اختیار در انجام کاری
علی باقری
اراده:[اصطلاح حقوق] حركت نفس به طرف كاري معين پس از تصور و تصديق منفعت آن.
اشکان
گویا واژه عربی است که خواست معنی میدهد ، مثلن خواستن توانستن است ، یا :
اگه اراده کنی سیگار رو ترک می کنی
اگه بخوای سیگاررو ترک می کنی

واژه های عربی در فارسی اضافی هستن و زبان را گنگ و نامفهوم می کنن و اندیشه را آواره و سرگردان می کنن ، البته باید دانست که بسیاری از واژه ها را که عربی می دانیم ، ایرانی هستن .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روشهای تقویت اراده   • معنی اراده   • راه های تقویت اراده و پشتکار   • تقویت اراده برای درس خواندن   • اراده چیست   • جملات اراده   • تقویت اراده در اسلام   • کتاب تقویت اراده   • معنی ارادهٔ   • مفهوم ارادهٔ   • تعریف ارادهٔ   • معرفی ارادهٔ   • ارادهٔ چیست   • ارادهٔ یعنی چی   • ارادهٔ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارادهٔ

کلمه : ارادهٔ
اشتباه تایپی : hvhniٔ
آوا : 'erAde
نقش : اسم
عکس ارادهٔ : در گوگل

آیا معنی ارادهٔ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )