برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1564 100 1
شبکه مترجمین ایران

احتجاج

/'ehtejAj/

معنی احتجاج در لغت نامه دهخدا

احتجاج. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) حجت آوردن. (تاج المصادر) (زوزنی ). دلیل آوردن.
- احتجاج کردن ؛ حجت آوردن. استدلال کردن. اقامه ٔ دلیل.
- || خصومت کردن.
|| احتجاج بدلیل ؛ نزد بلغاء آن است که شاعر صفتی یا مقدمه ای ادّعائیّه ایراد کند، بعد آن را ببراهین عقلیّه یا دلائل نقلیّه ثابت کند :
بنام ایزد که تو باغی وگر برهان کسی خواهد
قدت سرواست و مویت مشک و زلفت سنبل و گل رخ.
کذا فی جامعالصّنایع. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی احتجاج به فارسی

احتجاج
علی اهل اللجاج تالیف ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی متضمن سخنان حضرت رسول ص و حضرت فاطمه ع و ائمه اطهار با پیروان ادیان و دانشمندان فرق مختلف ٠
حجت آوردن، دلیل آوردن، اقامه حجت ودلیل کردن درادعاوخصومت
( مصدر ) حجت آوردن . دلیل و برهان آوردن . یا احتجاج بدلیل . آنست که شاعر صفتی بیاورد یا در مقدم. سخن ادعایی کند و سپس آنرا به برهان های عقلی و دلیل های نقلی ثابت کند مانند : ( بنام ایزد که تو باغی و گر برهان کسی خواهد قدت سرو است و مویت مشک و زلفت سنبل و گل رخ .)
( مصدر ) ۱ - حجت آوردن استدل کردن اقام. دلیل . ۲ - خصومت و دشمنی کردن .

معنی احتجاج در فرهنگ معین

احتجاج
( اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .) دلیل و برهان آوردن .

معنی احتجاج در فرهنگ فارسی عمید

احتجاج
۱. دلیل آوردن.
۲. [قدیمی، مجاز] جروبحث، جدال.

احتجاج در دانشنامه اسلامی

احتجاج
احتجاج اقامه حجّت و دلیل برای اثبات حقّ می باشد.
احتجاج از باب افتعال به معنای اقامه حجّت بر مدّعا است. «احتجّ بالشّیء أی اتّخذه حجّةً = به چیزی احتجاج کرد یعنی آن را حجّت قرار داد».
لسان العرب، ج ۲، ص ۲۲۶، «حجج».    
حجّت در منطق ، تصدیقات معلومی است که باعث نیل به شناخت تصدیق مجهول می شود.
الاشارات والتنبیهات، ج ۱، ص ۲۶.
موضوع احتجاج در قرآن کریم از واژه حجّت که در ۷ آیه آمده است، استفاده می شود.
بقره/سوره۲، آیه۱۵۰.    
...
احتجاج نوعی استدلال است که در آن با برهان مخاطب را از مقصود منصرف می کند.
احتجاج از باب افتعال در لغت به معنای اقامه حجّت بر مدّعا است. «احتجّ بالشّیء أی اتّخذه حجّةً : به چیزی احتجاج کرد یعنی آن را حجّت قرار داد». حجّت در لغت به معنای دلیل و برهان است و علّت نام گذاری آن به حجّت، این است که از ریشه «حجّ» به معنای قصد گرفته شده و دلیلی که با آن مدّعا اثبات می شود، مقصود شخص احتجاج کننده است یا به واسطه دلیل، اثبات مدّعا قصد می شود یا آن که دلیل، خود قصد اثبات مدّعا را دارد به گفته برخی، حجّت، دلالت روشن برای اثبات مقصد حق و درست است.
اصطلاح شناسی
احتجاج به معنای حجت و دلیل آوردن و استدلال نمودن است و استدلال نمودن در اصطلاح عبارت است از: تألیف چند قضیه برای اسکات خصم و اثبات مطلوب یا رد مدعایی. . پس مراد از احتجاج، حجت آوردن به منظور اثبات یا رد و ابطال نظریه و عقیده ای است. حّجت یعنی، برهان و چیزی که به وسیله آن پیروزی در مقابل خصم حاصل میشود.
احتجاج در قرآن
دین اسلام که اساس دعوت خود را بر برهان و دلیل نهاده، اهمیت ویژه ای برای احتجاج قائل است و سنت پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت او (ع) شیوه ها و روش های کاربردی آن را به ما آموخته است. در قرآن کریم از واژه حجّت که رکن اصلی در احتجاج می باشد در ۷ آیه آمده است، از مفهوم، این آیات و آیات دیگر چنین بر می آید که منظور قرآن از احتجاج سفارش به استفاده از حکمت ، موعظه حسنه و جدال أحسن برای دعوت به حقّ و به کارگیری روش های مذکور است نه ...


احتجاج در دانشنامه آزاد پارسی

اِحْتِجاج
(در لغت به معنای حجت و دلیل آوردن) در اصطلاح منطق، حجت آوردن به منظور اثبات یا رد و ابطال یک نظریه و یک عقیده. به عبارت دیگر اثبات عقیده ای که احتجاج کننده بدان باور دارد و آن را درست می شمارد و ابطال و رد نظریه ای که بدان باور ندارد و آن را نادرست می انگارد.

معنی کلمه احتجاج به عربی

احتجاج
اِحْتِجاجٌ

احتجاج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمداله بهراد
احتجاج فرایندی تحولی است زیرا عقاید در طول زمان با الگویی گشتاری تکامل می یابند . درهر احتجاج یا دیالکتیک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کتاب احتجاج   • معنی احتجاج چیست؟   • دانلود کتاب احتجاج   • معني مباهله   • معني احتجاج   • احتجاج طبرسی pdf   • معنی محاجه   • مباهله یعنی چه   • مفهوم احتجاج   • تعریف احتجاج   • معرفی احتجاج   • احتجاج یعنی چی   • احتجاج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احتجاج

کلمه : احتجاج
اشتباه تایپی : hpj[h[
آوا : 'ehtejAj
نقش : اسم
عکس احتجاج : در گوگل

آیا معنی احتجاج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )