برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1566 100 1
شبکه مترجمین ایران

احاطه کردن


برابر پارسی: گرداندن

معنی احاطه کردن به فارسی

احاطه کردن
( مصدر ) ۱ - گرد چیزی بر آمدن ۲ - فرا گرفتن چیزی بطور کامل .

معنی احاطه کردن به انگلیسی

envelop (فعل)
فرا گرفتن ، پوشاندن ، احاطه کردن ، پیچیدن ، در لفاف گذاشتن ، دور چیزی را گرفتن
circle (فعل)
احاطه کردن ، دور زدن ، مدور ساختن ، دور گرفتن
ring (فعل)
گرد امدن ، احاطه کردن ، زنگ زدن ، حلقه زدن ، چرخ خوردن
sphere (فعل)
احاطه کردن ، بصورت کره دراوردن
skirt (فعل)
احاطه کردن ، دور زدن ، دامن دوختن ، دامن دار کردن ، حاشیه گذاشتن به ، از کنار چیزی رد شدن
beset (فعل)
بستوه اوردن ، حمله کردن بر ، احاطه کردن ، مزین کردن
hoop (فعل)
احاطه کردن ، حلقه زدن به ، تسمه زدن
orb (فعل)
احاطه کردن ، بدور چیزی گشتن ، بدور مدار معینی گشتن ، کروی شدن
hedge (فعل)
احاطه کردن ، طفره زدن ، پرچین ساختن ، خاربست درست کردن ، از زیر در رفتن
encircle (فعل)
در برداشتن ، احاطه کردن ، دور گرفتن ، دور چیزی گشتن ، حلقه زدن
beleaguer (فعل)
محاصره کردن ، احاطه کردن
hem (فعل)
احاطه کردن ، سجاف کردن ، سینه صاف کردن ، لبه دار کردن ، حاشیه دار کردن ، تمجمج کردن ، کناره دار کردن
corral (فعل)
احاطه کردن ، حصار درست کردن
encompass (فعل)
محاصره کردن ، احاطه کردن ، دور گرفتن ، شامل بودن ، دارا بودن ، در بر گرفتن ، حلقه زدن
girdle (فعل)
احاطه کردن ، حلقهای بریدن
environ (فعل)
محاصره کردن ، احاطه کردن ، دور زدن ، دور کسی یا چیزی را گرفتن
pale (فعل)
احاطه کردن ، رنگ پریده شدن ، رنگ رفتن ، میله دار کردن ، در میان نرده محصور کردن
cincture (فعل)
احاطه کردن ، کمر چیزی را بستن
circuit (فعل)
احاطه کردن ، دور چیزی گشتن ، در مداری سفر کردن
clip (فعل)
کوتاه کردن ، چیدن ، احاطه کردن ، محکم گرفتن ، بغل گرفتن
whelm (فعل)
احاطه کردن ، غرق کردن ، چپه کردن
ensphere (فعل)
احاطه کردن ، محصور کردن ، بصورت کروی در اوردن
impale (فعل)
احاطه کردن ، محدود کردن ، سوراخ کردن ، بر چوب اویختن ، چهار میل کردن ، میله کشیدن ، سپوختن
insphere (فعل)
فرا گرفتن ، احاطه کردن ، دور گرفتن
laager (فعل)
احاطه کردن ، در اردو مسکن گزیدن

معنی کلمه احاطه کردن به عربی

احاطه کردن
احط , اهجم , تنورة , جرم سماوي , حاشية , حلقة , خوزق , دائرة , زنار , سياج , صندوق , طوق , ظرف , مجال , وتد ، إِحَاطَة

احاطه کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صبا
معنی احاطه کردن به انگلیسی :
Surrounded
صبا
احاطه کردن: surrounded

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جدولانه 2 65   • جواب جدولانه 2 65   • جواب بازی جدولانه 2 65   • حل جدولانه 2 65   • جواب بازی جدولانه 65   • معنی احاطه کننده   • جدولانه2 65   • جدولانه دو 65   • معنی احاطه کردن   • مفهوم احاطه کردن   • تعریف احاطه کردن   • معرفی احاطه کردن   • احاطه کردن چیست   • احاطه کردن یعنی چی   • احاطه کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی احاطه کردن

کلمه : احاطه کردن
اشتباه تایپی : hphxi ;vnk
عکس احاطه کردن : در گوگل

آیا معنی احاطه کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )