برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

اجرا

/'ejrA/

مترادف اجرا: ادا، ارتکاب، اعمال، انجام، ایفا، به جریان انداختن، به کاربستن

برابر پارسی: انجام، بکارگیری، انجام دادن، روانه، کار بستن، کاربست، کارگزاری

معنی اجرا در لغت نامه دهخدا

اجرا. [ اَ ] (ع اِ) بهرِ. برای ِ: فعلت ُ ذلک من اَجراک َ؛ کردم این کار را ازبهر تو. (منتهی الارب ).

اجرا. [ اَ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از جریان. روان تر: اَجرا من السیل تحت اللیل.

اجرا. [ اِ ] (از ع ، اِ) اِجْراء. اجری. جری. راتبه. وظیفه. مرسوم. ادرار. و امروز جیره گویند. (حواشی چهارمقاله ص 4). و از آن راتبه و مستمری جنسی خواهند مقابل مواجب ، که معنی راتبه و مستمری نقدی دهد و آن جنس بوده بر خلاف جامگی که نقد بوده است : پس مسلمه هر مردی را که بنشاند اندر آن شارستان روزی بداد و اجرا فرمود. (ترجمه ٔ بلعمی ). سالی در خدمت پادشاه روزگار گذاشتم... و از اجرا و جامگی یک من و یک دینار نیافتم. (چهارمقاله ). یکی شقیق را گفت مردمان ملامت میکنند ترا و میگویند از دسترنج مردمان نان میخورد بیا تا من ترا اجرا کنم. (تذکرةالاولیاء عطار).
- اجرا کردن ؛ چون حساب خرج را مجرا دهند و صحیح کنند گویند اجرا کردند، چنانچه قاضی چون سجل کند گویند امضا کرد.
- اجرا نهادن ؛ جرایت.

معنی اجرا به فارسی

اجرا
۱ - ( مصدر ) راندن روا کردن امری . ۲ - وظیفه و راتبه و جیره مقرر کردن برای کسی . ۳ - کسی را وکیل کردن . ۴ - امضائ کردن . ۵ - بکار بردن لفظ و عبارت . ۶ - ( اسم ) راتبه وظیفه ادرار جیره . ممال آن ( اجری ) است ۷ - ( مصدر ) بمرحل. عمل گذاشتن حکمی که قطعیت یافته است . یا بموقع اجرائ گذاشتن ( گذاردن ) . اجرا کردن بجریان انداختن بکار بستن از گفتار بکردار آوردن .
لغت تفضیلی از جریان روان تر
[construction] [مهندسی عمران] فرایند ساخت یا سرهم کردن اجزای سازه
( اسم صفت ) انجام پذیر قابل اجرا پیش بردنی عملی مقابل اجرا ناپذیر .
( اسم صفت ) غیر قابل اجرا انجام ناپذیر پیش نرفتنی کاری که بمرحل. اجرائ در نمیاید مقابل اجراپذیر .
( مصدر ) روان گردانیدن بکار انداختن بکار بستن بجریان انداختن .
[performance practice, performing practice] [موسیقی] دانش و قراردادهایی که نوازنده را قادر به اجرا می کند
[goes up] [هنرهای نمایشی] زمان آغاز اجرای نمایش
[articulation] [موسیقی] چگونگی اجرای نت های متوالی که به شکل انفرادی یا گروهی دسته بندی و تأکیدگذاری شده اند
[performance marks] [موسیقی] کلمات و اختصارات و نمادهایی که به نت نویسی نغمات اضافه می شوند و به جنبه های مختلف اجرا مربوط اند
[performance marks] [موسیقی] هریک از واژه ها و صورت های اختصاری و نمادهایی که در کنار نگارشِ دیرشِ زیروبمی در نُت نویسی درج می شوند و به جنبه هایی از اجر ...

معنی اجرا در فرهنگ فارسی عمید

اجرا
۱. روا کردن امری، عمل کردن کاری طبق برنامۀ قبلی.
۲. [قدیمی] راندن.
۳. [قدیمی] جاری کردن آب، روان ساختن.
۴. (اسم) [قدیمی] مقرری سالیانه به مٲموران دیوان و سپاهیان.

اجرا در دانشنامه اسلامی

اجرا
معنی صَدَّقْتَ: تصديق کردي ( در عبارت "صَدَّقْتَ ﭐلرُّؤْيَا "يعني خوابت را تحقق دادي و فرمان پروردگارت را اجرا کردي)
معنی مُّثْقَلُونَ: سنگین باران (جمع اسم مفعول از مصدر اِثقال (باب افعال )به معناي تحميل ثقل و سنگینی ، و کنايه است از مشقت ومعناي عبارت "أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ " این است که : نه ، بلکه ميپرسيم نکند تو از ايشان دستمزدي در مقابل تبليغ...
معنی قِصَاصِ: مجازاتی که به تلافی جنایتی که مجرمی انجام داده در مورد او اجرا می کنند(کلمه قصاص مصدر از قاص يقاص است و اين کلمه از قص اثره ، جا پاي او را تعقيب کرد ميباشد وقصاص به معنی داستانسرا نیز از این جهت است که آثار و حکايات گذشتگان را حکايت ميکند مثل ای...
معنی مَّغْرَمٍ: كسي كه بي جهت مجبور به پرداخت خسارتي كه خود مسببش نبوده شود - ضرر و خسارتي که انسان بدون اينکه جنايت و يا خيانتي مرتکب شده باشد ، از مال خود بپردازد (کلمه غُرم به معني ضرر و خسارتي است که انسان بدون اينکه جنايت و يا خيانتي مرتکب شده باشد ، از مال خ...
معنی عَنَتِ: متواضع شد (فعل ماضي مؤنث از ماده عنوة است و عنوة به معناي ذلت در قبال قهر قاهر است ، و حالتي است که در قيامت هر موجودي در برابر خداي سبحان ، و در قبال ظهور سلطنت الهي او به خود ميگيرد و اگر عنوة و ذلت را به صورتها در عبارت "عَنَتِ ﭐلْوُجُوهُ لِلْحَيّ...
ریشه کلمه:
اجر (۱۰۸ بار)

«أَجْر» از مادّه «أجْر» گر چه به معنای هر گونه پاداش است اما با توجّه به این که به صورت «نکره» است، و نکره در این گونه موارد برای تعظیم و بزرگداشت یک موضوع می آید، به معنای اجر و پاداش مهم و فوق العاده ای است. به خصوص این که: در اصلِ اجر و پاداش جای تردید و گفتگو نبوده، آنچه آنها می خواستند از فرعون قبل از آن قول بگیرند، مسأله اجر و پاداش مهم و برجسته بود.

اجرا در دانشنامه ویکی پدیا

اجرا
اجرا می تواند به موارد زیر اشاره کند:
اجرای هنری یا پرفورمانس
اجرای موسیقی
اجرای برنامه رسانه ای توسط مجری
هنر اجرا
بیشترین زمان اجرای یک وظیفه روی یک پلتفرم سخت افزاری خاص را بدترین زمان اجرای وظیفه ی محاسباتی می گویند.
بدترین حالت زمان اجرا معمولا در سیستم عامل بی درنگ کاربرد دارد ،جاییکه دانستن بدترین حالت زمانبندی نرم افزار برای قابلیت اطمینان و عملکرد صحیح اهمیت دارد.
برای نمونه، یک سیستم کامپیوتری که رفتار موتور را در یک وسیله نقلیه کنترل می کند، ممکن است نیاز داشته باشد که به ورودی ها در یک بازه مشخصی از زمان پاسخ دهد.
یک بخشی از زمان که زمان پاسخ را تشکیل می دهد کل مدت صرف شده برای اجرای نرم افزار می باشد یعنی از لحظه شروع تا لحظه ای که نرم افزار به طور کامل اجرا شود اگر مدتی اجرای نرم افزار قطع شود بازهم جزو زمان پاسخ آن نرم افزار محاسبه می شود ( بدین ترتیب اگر بدترین زمان اجرای نرم افزار مشخص شود طراح سیستم میتواند از این مورد با تکنیک های دیگر استفاده کند ، تکنیک هایی مانند سیستم های تحلیل زمان بندی بی درنگ برای اطمینان از اینکه سیستم به اندازه کافی سریع پاسخ می دهد.
تمرینی برای اجرا فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی محمدعلی سجادی محصول سال ۱۳۹۴ است.
میکائیل شهرستانی
مهدی میامی
محمدعلی سجادی
محمود راسخ فر
محمد ساربان
حسین فلاح
آزاده موحد
آوا دارویت
نیما لبخنده
دانیال اسماعیل زاده
نسیم میرزاده
ماهور سجادی
یک کارگردان تئاتر تصمیم می گیرد تا با جمع کردن گروهی بتواند داستان سیاوش را از روی شاهنامه فردوسی بخوانند و تمرین کنند برای اجرا.
در مهندسی کامپیوتر، خروج از دستور در حال اجرا (یا اجرای پوی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اجرا در جدول کلمات

اجرا کننده صیغه عقد
عاقد
بزر گترین سامانه ای که تاکنون به دست انسان طرّاحی | مهندسی و اجرا شده است
اینترنت
بزرگترین سامانه ای که تاکنون به دست انسان طراحی | مهندسی و اجرا گردیده است
اینترنت

معنی اجرا به انگلیسی

accomplishment (اسم)
انجام ، اجرا ، اتمام ، کمال ، هنر
performance (اسم)
انجام ، اجرا ، نمایش ، ساخت ، کارایی ، شاهکار ، کار برجسته ، ایفا
implementation (اسم)
انجام ، اجرا
execution (اسم)
انجام ، اجرا ، توقیف ، اعدام ، ادا ، انفاذ
administration (اسم)
اجرا ، حکومت ، سیاست ، وصایت ، ادارهء کل ، الغاء ، تصفیه ، فرمداری

معنی کلمه اجرا به عربی

اجرا
اداء , ادارة , اعدام , انجاز , تطبيق
اد , ادر , انطبق , مارس , نفذ ، أداءُ
تطبيق القانون
سهل
عملي , فعال
منفذ

اجرا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سانیا
به جریان در آوردن
محمدعلم احمدی
اجرای حواله پول درسراسر کشور . درست است .
اجرا حواله پول درسراسر کشور . درست
بهنام وندا
اجرا=پیشبَری
مجری=پیشبَر
بهنام وندا
پیشبری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اجرا   • اجرا به انگلیسی   • اجراء   • ایران اجرا   • اجرای زنده استیج   • اجرای زنده معین   • اجرای زنده خارجی   • هنر اجرا   • مفهوم اجرا   • تعریف اجرا   • معرفی اجرا   • اجرا چیست   • اجرا یعنی چی   • اجرا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اجرا

کلمه : اجرا
اشتباه تایپی : h[vh
آوا : 'ejrA
نقش : اسم
عکس اجرا : در گوگل

آیا معنی اجرا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )