برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

اجرا کردن


برابر پارسی: انجام دادن، بکاربستن، به انجام رساندن

معنی اجرا کردن به فارسی

اجرا کردن
( مصدر ) روان گردانیدن بکار انداختن بکار بستن بجریان انداختن .

معنی اجرا کردن به انگلیسی

enforce (فعل)
تاکید کردن ، اجرا کردن ، مجبور کردن ، وادار کردن ، از پیش بردن
perform (فعل)
انجام دادن ، بازی کردن ، نمایش دادن ، اجرا کردن ، کردن ، بجا آوردن ، ایفا کردن
execute (فعل)
ادا کردن ، عمل کردن ، نمایش دادن ، اداره کردن ، اجرا کردن ، اعدام کردن ، عمل اوردن ، قانونی کردن ، نواختن
effect (فعل)
عملی کردن ، اجرا کردن
administer (فعل)
انجام دادن ، تصفیه کردن ، اداره کردن ، تقسیم کردن ، تهیه کردن ، اجرا کردن ، توزیع کردن ، نظارت کردن ، وصایت کردن ، اعدام کردن ، کشتن ، رهبری کردن
apply (فعل)
متصل کردن ، اجرا کردن ، بکار بردن ، اعمال کردن ، درخواست دادن ، بکار بستن ، درخواست کردن ، مورد استفاده قرار گرفته ، بکار زدن ، استعمال کردن ، بهم بستن ، شامل شدن ، قابل اجرا بودن
administrate (فعل)
انجام دادن ، تصفیه کردن ، اداره کردن ، تقسیم کردن ، تهیه کردن ، اجرا کردن ، توزیع کردن ، نظارت کردن ، وصایت کردن ، اعدام کردن ، کشتن ، رهبری کردن ، وصی
exert (فعل)
اجرا کردن ، نشان دادن ، بکار بردن ، اعمال کردن

معنی کلمه اجرا کردن به عربی

اجرا کردن
اد , ادر , انطبق , مارس , نفذ ، أداءُ
تطبيق القانون

اجرا کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اجرا کردن   • مفهوم اجرا کردن   • تعریف اجرا کردن   • معرفی اجرا کردن   • اجرا کردن چیست   • اجرا کردن یعنی چی   • اجرا کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اجرا کردن

کلمه : اجرا کردن
اشتباه تایپی : h[vh ;vnk
عکس اجرا کردن : در گوگل

آیا معنی اجرا کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )