اتهام

/~ettehAm/

مترادف اتهام: افترا، بهتان، تهمت، فریه

برابر پارسی: بدنام کردن، دروغ، گناه بستن، بستن، چفته

معنی انگلیسی:
count, accusation, allegation, charge, implication, noise

لغت نامه دهخدا

اتهام. [ اِ ] ( ع مص ) بتهامه درآمدن یا فروکش شدن در آن. ( منتهی الارب ). || ناگوار شدن. || ناموافق شمردن هوای شهری : اتهم البلد؛ ناگوارد شمرد آنرا. ( منتهی الارب ). || رفتن بشتاب و بازایستادن. || بگرمای سخت رفتن.

اتهام. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) تهمت نهادن بر کسی. ازنان. افتراء. کسی را بچیزی تهمت کردن. ( تاج المصادر ). || تهمت پذیرفتن. بدنام شدن.

فرهنگ فارسی

تهمت زدن، افترازدن، گمان بددرباره کسی بردن، تهمت نهادن برکسی ، تهمت پذیرفتن، بدنام شدن
۱- ( مصدر ) تهمت نهادن بر کسی افترائ کسی را بچیزی تهمت کردن . ۲ - ( مصدر ) تهمت پذیرفتن بد نام شدن .
ناگوار شدن

فرهنگ معین

(اِ تِّ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) تهمت زدن ، بدنام کردن ، افتراء. ۲ - (مص ل . ) بدنام شدن ، تهمت پذیرفتن .

فرهنگ عمید

گمان بد دربارۀ کسی بردن، به کسی گناهی نسبت دادن، تهمت زدن، افترا زدن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به متهم کردن دیگری اتّهام گفته می شود که از آن به تهمت نیز تعبیر می شود.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۲۴۶.
...

دانشنامه عمومی

اتهام (فیلم ۱۹۵۰). اتهام ( ایتالیایی: Atto d'accusa ) فیلمی ایتالیایی در سبک ملودرام به کارگردانی جاکومو جنتیلومو محصول سال ۱۹۵۰ است. [ ۱]
لئا پادووانی در نقش ایرنه
مارچلو ماسترویانی در نقش رناتو لا توره
آندره آ ککی در نقش بازرس کنستانتینی
• کارل لودویگ دیل در نقش ماسیمو روسکا
عکس اتهام (فیلم ۱۹۵۰)

اتهام (فیلم ۱۹۸۶). اتهام ( به هندی: इलज़ाम ) یا ادعا یک فیلم درام محصول سال ۱۹۸۶ سینمای بالیوود به کارگردانی شیبو میترا[ ۱] با بازی گوویندا در اولین فیلم خود درکنار پریم چوپرا، شاشی کاپور، شاتورگان سینها، نیلم کوتهاری و آنیتا راج ایفای نقش می کنند. این فیلم یکی از پرفروش ترین فیلم های بالیوود در سال ۱۹۸۶ بود، از نظر تجاری موفق بود. [ ۲] [ ۳]
آجی ( گوویندا ) یتیم و فقیر با آرتی ( نیلم کوتهاری ) ثروتمند ملاقات می کند و هر دو عاشق هم می شوند. زمانی که پدر آرتی، دانراج ( پریم چوپرا ) با ازدواج آجی و آرتی مخالفت می کند تا زمانی که او ثروتمند شود، امید آنها برای ازدواج به زمین می خورد. آجی از زندگی آرتی ناپدید می شود و آرتی دلش می سوزد اما آجی را از ذهنش خارج نمی کند. چند ماه بعد، او با مرد جوانی ملاقات می کند که شبیه آجی است، اما ادعا می کند که ویجی است و…
عکس اتهام (فیلم ۱۹۸۶)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

مترادف ها

accusation (اسم)
تهمت، اتهام

charge (اسم)
حمله، مسئولیت، اتهام، بار، تصدی، وزن، هزینه، عهده، خرج، مطالبه، مطالبه هزینه، عهده داری

indictment (اسم)
اتهام، اعلام جرم، تنظیم ادعا نامه

impeachment (اسم)
اتهام، اعلام جرم، احضار بدادگاه

denunciation (اسم)
اتهام، عیب جویی، شکایت، بد گویی، چغلی

delation (اسم)
تهمت، اتهام، چغلی، اسناد

فارسی به عربی

اتهام , معاقبة

پیشنهاد کاربران

اِتِّهام: اَنگ، چفته
اتهام: نسبت دادن سخنی ناروا یا کرداری مجرمانه به کسی از روی بدگمانی.
از دید حقوقی: نسبت دادن سخنی یا کرداری به کسی برای محکوم کردن او در دادگاه.
( https://www. cnrtl. fr )
همتای پارسی این واژه ی عربی، واژه ی ایرَنگ irang است که پهلوی می باشد.
واژه اتهام
معادل ابجد 447
تعداد حروف 5
تلفظ 'ettehām
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم مصدر ) [عربی]
مختصات ( اِ تِّ ) [ ع . ]
آواشناسی 'ettehAm
الگوی تکیه WWS
شمارگان هجا 3
منبع فرهنگ فارسی معین
متهم
the charge of
The charge of murder was altered to the lesser charge of manslaughter.
در پارسی میانه �پِشیماری� می گفتند.
برچسب، انگ
واژه های برچسب و اَنگ، هر دو در بنیاد خودبه آرش �مُهر� ( زدن ) و �نشانه� ( گذاشتن ) بر چیزی است؛ گرچه، ناسرراست بجای واژه های از ریشه عربی �اتهام� و �تهمت� می توانند بکار روند.
نمونه:
...
[مشاهده متن کامل]

برایم تفاوتی نیز نمی کند که چگونه از این یا آن سو ارزیابی شوم: دوست، دشمن، هوادار یا با هر برچسب دیگری!
برگرفته از نوشتاری در پیوند زیر:
http://behzadbozorgmehr. blogspot. com/2011/08/blog - post_25. html

ویکی واژه
اَنْگ : ( ang ) در گویش گنابادی یعنی تهمت ، افتراء ، ادعای واهی کردن بر علیه کسی ، زمینه سازی کردن و دسیسه برای بد نام کردن کسی
ریشه شناسی:پهلوی
بسته بزه
برابر اتهام واژگان انگ و سپزگی میباشد
در پارسی " سپزگی " برابر نسک فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
بزه وری
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: گَهات ( سنسکریت: گهَت ) ، دانیپال، نانیپال ( هر دو واژه کردی است )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)

بپرس