حمایت کردن از، ادامه دادن، نگهداری کردن، حفظ کردن، نگه داشتن، برقرار داشتن، ابقا کردن، مدعی بودن
retain(فعل)
نگاه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، ابقا کردن، از دست ندادن
پیشنهاد کاربران
گاه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، ابقا کردن، از دست ندادن
قلب ما مثل یک گنج است، اگر یک باره آن را خالی کنید دیگر ورشکست شده اید . همان طور ی که ما به مردی که یک شاهی در جیب ندارد رحم نمی کنیم، همان طور هم به یک احساس که خود را کاملا بی پرده نشان داد ابقا نمی کنیم. ... [مشاهده متن کامل]
( یعنی آن احساس دیگر برای ما مهم نیست. ) از رمان باباگوریو، ترجمه ی به آذین
Maintain, provide for: to support sb/sth over a long period of time by giving money, paying for food, etc