برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1432 100 1

ابجو

معنی ابجو به فارسی

ابجو
نوشابهای که ازجو نیش زده و رازک ساخته می شود

معنی ابجو به انگلیسی

ale (اسم)
ابجو ، ابجو انگلیسی ، آبجو ایل
beer (اسم)
ابجو
gill (اسم)
تمیز کردن ، یار ، ابجو ، دلارام ، دوشیزه ، دختر ، دلبر ، دختربچه ، گوشت ماهی ، پیمانهای برای شراب ، دختر جوان ، استطاله زیر گلوی مرغ ، نوعی نان شیرینی بشکل قلب
porter (اسم)
ابجو ، باربر ، حامل ، حمال ، حاجب ، دربان ، آبجو پورتر ، ناقل امراض
hop (اسم)
ابجو ، طفره ، افیون ، رازک

معنی کلمه ابجو به عربی

ابجو
بيرة , حمال , خيشوم , قفزة
بيرة
شعير
بيرة
بيرت ستاوت

ابجو را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آبجو خانگی   • طرز تهیه ابجو با دلستر تلخ   • خواص ابجو   • طرز تهیه آبجو با الکل بالا   • طرز تهیه آبجو الکل دار   • طرز تهیه آبجو با ماکارونی   • طرز تهیه آبجو از جو   • طرز تهیه آبجو با دلستر و قرص مخمر   • معنی ابجو   • مفهوم ابجو   • تعریف ابجو   • معرفی ابجو   • ابجو چیست   • ابجو یعنی چی   • ابجو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ابجو
کلمه : ابجو
اشتباه تایپی : hf[,
عکس ابجو : در گوگل

آیا معنی ابجو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )