برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

آگوش

معنی آگوش در لغت نامه دهخدا

آگوش. (اِ) آغوش. بغل : امیر اورا بخویشتن خواند و در آگوش گرفت. (تاریخ بیهقی ).
گاه بادش گرفته بر گردن
گاه گردش کشیده در آگوش.
مسعودسعد.
یک قطره از آن شراب مشکین
آورد دو عالمم درآگوش.
عطار.
- آگوش آگوش ؛ بغل بغل :
در مجلس ما گلی و خاری باشد
آگوش آگوش مرغزاری باشد
سرتاسر اگر پلاس و کرباس بود
این اکسون است کلاه واری باشد.
جلال الدین فضل اﷲ خواری.
- یک آگوش ؛ یک بغل. یک آغوش.
|| نامی از نامهای پرستاران ترک. رجوع به آغوش شود.

معنی آگوش به فارسی

آگوش
آغش و هادان در زمان کیخسرو حاکم گیلان طبرستان بود . وی در جنگ ایران و توران با [ شیده ] پسر افراسیاب و [ گرسیوز ] برادر او بجنگید و پیروز شد . مرداویج بن زیار نسب خود را به آغش می رساند .
( اسم ) آغوش بغل . یا یک آگوش . یک بغل یک آغوش . یا آگوش آگوش . بغل بغل .
آغوش
هم آغوش نزدیک همدم

معنی آگوش در فرهنگ معین

آگوش
( اِ.) آغوش ، بغل .

معنی آگوش در فرهنگ فارسی عمید

آگوش
= آغوش۱

آگوش را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آگوش   • مفهوم آگوش   • تعریف آگوش   • معرفی آگوش   • آگوش چیست   • آگوش یعنی چی   • آگوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آگوش

کلمه : آگوش
اشتباه تایپی : H',a
عکس آگوش : در گوگل

آیا معنی آگوش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )