برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1468 100 1

آونگ

/'Avang/

مترادف آونگ: آویخته، آویز، پاندول، معلق

معنی اسم آونگ

اسم: آونگ
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته

معنی آونگ در لغت نامه دهخدا

آونگ. [ وَ ] (اِ) رشته ای که انگور و دیگر میوه بندند و آویزند (فرهنگ اسدی ، خطی )، و این کار برای تازه ماندن و گنده نشدن میوه است به زمستان. معلاق. آوند. بند :
چون برگ لاله بودم [ من ] واکنون
چون سیب پژمریده بر آونگم.
رودکی.
دختر رز که تو بر طارم تاکش دیدی
مدتی شد که در آونگ سرش در کنب است.
انوری.
|| (ص ) آویخته. معلق. دَرْوا. آونگان. آویزان. دلنگان :
عیار حلم گرانش پدید نتوان کرد
اگر سپهر ترازو شود زمین پاسنگ
هزاریک گر از آن زآسمان درآویزد
چنان بود که ز کاهی کُهی کنند آونگ.
فرخی.
وآنگه او را سوی دروازه ٔ گرگانج برند
سرنگون باد گران از سر پیلان آونگ.
فرخی.
بخت مردی است از قیاس دو روی
خلق گشته بدو درون ، آونگ.
ناصرخسرو.
آونگ دوزخیم بزنجیر معصیت
دوزخ نهنگ و ما چو یکی لقمه ٔ نهنگ.
سوزنی.
نگونش در آن چاه آونگ کرد
هنوز اندر آنجاست آونگ مرد.
زجاجی.
|| هر چیز درآویخته و معلق و دروا: انگور، خربزه ، سیب ، هندوانه ٔ آونگ :
توئی که خوشه ٔ پروین بر این بلند رواق
ز بهر نقل جلال تو بسته اند آونگ.
ظهیر فاریابی.
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او تن ما بدار سازد آونگ
القصه در این سراچه ٔ پرنیرنگ
یک مرده به نام به که صد زنده به ننگ.
شاه نظر.
- آونگ شدن ؛ آویخته گشتن :
جانی چو بدار هجرت آونگ شود
صحرای جهان بر دل من تنگ شود.
؟
- آونگ کردن ؛ آونگ بستن. آویختن :
وظیفه ٔ تو رسید و نیافت راه ز در
زهی کرم که ز روزن بکردیَش آونگ.
مولوی.
- امثال :
خانه ٔ خرس و انگور آونگ !
|| (اِ) جسمی وزین که تحت اثرقوه ٔ ثقل واقع و پیرامون نقطه ای ثابت جنبان باشد، وآن بر دو گونه است بسیط و یا ساده و آمیغی یا مرکب.و از اقسام مرکب شاهین ترازو و رقاصک ساعت است.

معنی آونگ به فارسی

آونگ
( اسم ) ۱ - رشتهای که خوشه های انگور و دیگر میوه ها را بدان بندند و از سقف آویزند تا فاسد نشود . ۲ - هر چیز آویخته معلق . ۳ - جسم وزینی که حول محوری ثابت حرکت کند مانند پاندول ساعت . یا آونگ الکتریکی ( برقی ) آلتی است مشکل از گلولهای سبک وزن ( مغزنی آقطی ) که بنخی ابریشمین آویخته است پاندول الکتریک
[pendulum] [فیزیک] جسمی که از نقطۀ ثابتی آویخته شده باشد و بتواند براثر گرانی، آزادانه به جلو و عقب نوسان کند
( مصدر ) آویخته گشتن آونگان شدن .
( مصدر ) آویختن آونگان کردن .
پیش آهنگ
ده کوچکی است ار دهستان بلورد بخش مرکزی شهرستان سیرجان .

معنی آونگ در فرهنگ معین

آونگ
(وَ) ( اِ.) ۱ - ریسمانی که خوشه های انگور و دیگر میوه ها را به آن می بندند و از سقف می آویزند تا فاسد نشود. ۲ - هر چیز آویخته ، معلق . ۳ - جسم سنگینی که گرد محور ثابتی حرکت کند، مانند پاندول ساعت .

معنی آونگ در فرهنگ فارسی عمید

آونگ
۱. ریسمانی که خوشه های انگور یا میوۀ دیگر را به آن ببندند و از سقف خانه یا دکان یا جای دیگر آویزان کنند که تا زمستان بماند: چون برگ لاله بوده ام و اکنون / چون سیب پژمریده بر آونگم (رودکی: ۵۲۶).
۲. (صفت) هر چیز آویخته، آویزان.
۳. (فیزیک) جسم سنگینی که به ریسمان آویزان کنند و حرکتی متناوب به طرفین دارد، پاندول: آونگ ساعت.

آونگ در دانشنامه ویکی پدیا

آونگ
آوَنگ یا پاندول (Pendulum)، یک گلولهٔ کوچک به جرم m که به انتهای نخی به جرم ناچیز آویزان است، و سر دیگر نخ به یک تکیه گاه متصل است؛ به طوری که گلوله می تواند به راحتی به اطراف تاب بخورد. اگر گلوله را اندکی از حالت قائم (ساکن) منحرف کنیم به طوری که دامنهٔ نوسان آونگ کوچک باشد، گلوله بر روی قوسی از یک دایره، به راست و چپ حرکت می کند. حرکت آونگ با یک حرکت دایره ای در یک صفحه قائم حول محوری که از نقطه آویز (اتکا) آونگ گذشته و بر صفحه مزبور عمود است، هم ارز است.
مقدار انحراف ماکسیمم از موضع تعادل آونگ، دامنه نوسان نامیده می شود، و ارتباط مستقیمی با زاویه انحراف اولیه آونگ ( θ {\displaystyle \theta } ) دارد.
مدت زمان یک حرکت رفت و برگشت کامل آونگ را دورهٔ تناوب آونگ گویند. اگر آونگ تحت زاویه θ {\displaystyle \theta }   بسیار کوچکی شروع به تاب خوردن کند به طوری که بتوان sin ⁡ ( θ ) ≈ θ {\displaystyle \sin(\theta )\approx \theta }   در نظر گرفت، می توان گفت که نوسان آونگ، نوسان ساده هماهنگ، و دوره تناوب T {\displaystyle T}   آن به صورت زیر است:
T ≈ 2 π l / g {\displaystyle T\approx 2\pi {\sqrt {l/g}}}
عکس آونگ
آونگ بالیستیک (انگلیسی: Ballistic pendulum) دستگاهی است برای اندازه گیری تکانه یک پرتابه که با آن میتوان اندازه سرعت و انرژی جنبشی آن پرتابه را به دست آورد. امروزه این دستگاه با اختراع کرونوگراف تقریبا از استفاده خارج شده است که اجازه اندازه گیری مستقیم سرعت پرتابه را میدهد. با این حال، آونگ بالیستیک مدت زیادی در آزمایشگاه ها با کار گرفته شد و موجب پیشرفت های متعدد ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آونگ در دانشنامه آزاد پارسی

آوَنگ (pendulum)
وزنه ای با نام «گلوله»، متصل به انتهای میله یا نخی در حال نوسان. در قرن ۱۷، براساس نظم نوسان آونگ، نخستین ساعت های دقیق را ساختند. آونگ را برای اندازه گیری شتاب گرانینیز به کار می برند که یکی از ثابت های مهم فیزیک است. برای اندازه گیری سرعت از آونگ بالیستیک، و برای نشان دادن حرکت وضعی یا چرخش زمیناز آونگ فوکواستفاده می کنند که آونگ هایی خاص اند.

ارتباط محتوایی با آونگ

آونگ در جدول کلمات

معنی آونگ به انگلیسی

swing (اسم)
نوسان ، الاکلنگ ، اهتزاز ، تاب ، اونگ ، نوعی رقص واهنگ ان
pendulum (اسم)
پاندول ، اونگ ، جسم اویخته

آونگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریبرز باغشمالی
جرمی آویخته شده از نقطه ای ثابت، که قادر به نوسان آزادانه است.
حمید خاشعی
پاندول
علی سیریزی
آویخته، نگهدارنده. معلق. نام پسرانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آونگ موزیک تصویری   • فروشگاه آونگ   • معنی آونگ   • آونگ ساده   • آونگ چیست   • کمپانی آونگ   • آونگ فیزیک   • آونگ موزیک هنرمندان   • مفهوم آونگ   • تعریف آونگ   • معرفی آونگ   • آونگ یعنی چی   • آونگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آونگ
کلمه : آونگ
اشتباه تایپی : H,k'
آوا : 'Avang
نقش : اسم
عکس آونگ : در گوگل

آیا معنی آونگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران