برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

آهنگ

/'Ahang/

مترادف آهنگ: اراده، خواست، داعیه، عزم، عزیمت، قصد، میل، نیت، سرود، لحن، مقام، ملودی، نشید، نغمه، نوا، فحوا، مفاد، اسلوب، راه، روش، طرز

معنی اسم آهنگ

اسم: آهنگ
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: āhang) قصد، عزم، صوت، نیت، اندیشه، خرد، اراده، سیما، قیافه، (در موسیقی) لحن، ملودی، قطعه ی موسیقی - قطعه موسیقی، اراده، قصد

معنی آهنگ در لغت نامه دهخدا

آهنگ. [ هََ ] (اِ) قصد. عزم. عزیمت. عمد. (ادیب نطنزی ). تعمد. نیت. بسیج. تأمیم. استواء. اندیشه.توجه به. برفتن بسوی. حرد. نحو. اراده :
خسرو غازی آهنگ بخارا دارد
زده از غزنین تا جیحون تاژ و خرگاه.
بهرامی.
بد گشت چرخ با من بیچاره
وآهنگ جنگ دارد و پتیاره.
کسائی.
نوروز و گل و نبید چون زنگ
ما شادو بسبزه کرده آهنگ.
عماره.
گرفتی ز کردار گیتی شتاب
چو شب تیره شد کرد آهنگ خواب.
فردوسی.
به بیداد جوئی همی جنگ من
چنین با سپه کردن آهنگ من.
فردوسی.
بیفشرد ران رخش را تیز کرد [ رستم ]
برآشفت و آهنگ آویز کرد.
فردوسی.
وزآن پس که او [ کاوس ] شد بهاماوران
ببستند پایش به بند گران
کس آهنگ آن تخت شاهی نکرد
جز از گرم و تیمار ایشان نخورد.
فردوسی.
ولیکن چو رای تو با جنگ نیست
مرا نیز با جنگ آهنگ نیست.
فردوسی.
ور ایدون که رایت جز از جنگ نیست
بخوبی ّ و پیوندت آهنگ نیست.
فردوسی.
تن آسان بدی شادو پیروزبخت
چرا کردی آهنگ این تاج و تخت ؟
فردوسی.
همه آشتی گردد این جنگ ما
بدین رزمگه کردن آهنگ ما.
فردوسی.
بدان حد کشان بود نیرو بجای
سوی گوشت کردند آهنگ و رای.
فردوسی.
بلند آسمان را که فرسنگ نیست
کسی را بدو راه آهنگ نیست.
فردوسی.
همان ماده [ شیر ] آهنگ بهرام کرد
بغرید و چنگش باندام کرد.
فردوسی.
یکی بانگ برزد بدان نره شیر
چو آهنگ اوکرد شیر دلیر
ز بیشه بیک سو جهانید اسب
برافروخت برسان آذرگشسب.
فردوسی.
چو هنگام فرهنگ باشد ترا
بدانائی آهنگ باشد ترا
بایوان نمانم که بازی کنی
ببازی چنین سرفرازی کنی.
فردوسی.
کنون از خردمندی اردشیر
سخن بشنو و یک بیک یاد گیر
هم از داد و آئین و فرهنگ اوی
بنیکی بهرجای آهنگ اوی. ...

معنی آهنگ به فارسی

آهنگ
( اسم ) ۱ - قصد عزم عزیمت . ۲ - سوئ قصد . ۳ - حمله صولت . ۴ - قیافه سیما. ۵ - صوت موزون و متناسب نوا لحن . ۶ - فحوی مفاد ( کلام سخن ) . ۷ - سان گونه روش طرز . ۸- خمیدگی طاق و سقف و ایوان و مانند آن . ۹ - ( اسم ) در کلمات مرکب بمعنی ( آهنگنده ) باشد ( یعنی کشنده ) : آب آهنگ بستر آهنگ پیش آهنگ .
[intonation] [زبان شناسی] تغییرات زیروبمی در گفته
[rate] [علوم مهندسی، قطعات و اجزای خودرو] مقدار و درجۀ نسبی تغییرات یک پدیده برحسب واحدی معین متـ . نرخ 2
[falling intonation] [زبان شناسی] افت پایانی در آهنگ گفته
[shear rate, velocity gradient] [مهندسی بسپار] آهنگ تغییر کرنش برشی با زمان متـ . آهنگ کرنش برشی shear-strain rate
[immission rate] [مهندسی محیط زیست و انرژی] مقدار آلاینده ای که در واحد زمان به دریافت کننده منتقل می شود
[activity] [فیزیک] آهنگ فروپاشی هسته ها در یک مادۀ پرتوزا در واحد زمان متـ . فعالیت
[علوم جَوّ] ← تبخیر بالقوه
[range rate] [مهندسی نقشه برداری] میزان تغییر فاصلۀ اندازه گیری شده در واحد زمان
[respiration rate, specific oxygen uptake rate, SOUR] [مهندسی محیط زیست و انرژی] آهنگ مصرف اکسیژن براثر واکنش های زیستی
[boil-up rate, through put] [مهندسی شیمی] مقدار حجمی بخار بازگشتی از جوش آور، از پایین به بالای برج، در واحد زمان
...

معنی آهنگ در فرهنگ معین

آهنگ
(هَ) [ په . ] ( اِ.) ۱ - قصد، عزم . ۲ - حمله ، صولت . ۳ - نوا، لحن . ۴ - فحوی ، مفاد. ۵ - سان ، گونه ، روش . ۶ - قطعة موسیقی . ۷ - هر صدای موزون . ۸ - میزان تغییر چیزی در طول زمان ، روند.
(هَ. ک دَ) (مص ل .) قصد کردن ، عزم کردن .
( ~. هَ) (اِمر.) آهنی باشد که کفشگران در پس کفش نهند تا به آن کفش را فراخ کنند آنگاه که قالب را در کفش کنند.
( ~. هَ) (اِمر.) آن چه که با آن چرک چیزی را پاک کنند.
( ~ . هَ) (ص مر.) دورپرواز، تیری که هدف های دور را بزند.
(هَ. هَ) (ص .) ۱ - موافق ، متحد. ۲ - دو یا چند صدا که با هم توافق و تناسب داشته باشد.

معنی آهنگ در فرهنگ فارسی عمید

آهنگ
۱. قصد، عزم، اراده، عزیمت: چو آهنگ رفتن کند جان پا ک / چه بر تخت مردن چه بر روی خا ک (سعدی: ۵۹).
۲. روش.
۳. (موسیقی) آواز، لحن، نوا، آوا.
۴. (موسیقی) آواز موزون، قطعۀ موسیقی: چو آهنگ بربط بُوَد مستقیم / کی از دست مطرب خورد گوشمال (سعدی: ۹۶).
۵. جریان تغییر، سرعت افزایش یا کاهش.
سازندۀ آهنگ، موسیقی دانی که آهنگ های موسیقی بسازد.
شغل و عمل آهنگ ساز.
انسان یا حیوانی که از چاه آب بکشد، کشندۀ آب: کرده شیران حضرت تو مرا / سرزده، همچو گاو آب آهنگ (سنائی۲: ۱۹۳).
۱. (موسیقی) ناموزن.
۲. [قدیمی، مجاز] ناموافق، ناساز، ناهماهنگ: بفرمود تا آن دو سرهنگ را / دو کژزخمهٴ خارج آهنگ را (نظامی۵: ۸۴۳).
دارای آهنگ و صدای خوشایند و دل نشین.
۱. آنچه با آن چرک چیزی را پاک کنند.
۲. دارویی که برای معالجۀ زخم، جراحت، و پاک کردن ریم زخم به کار می برند.
۱. دورپرواز.
۲. ویژگی تیری که هدف های دور را بزند.

آهنگ در دانشنامه اسلامی

آهنگ
آواز (در هنر موسیقی )، کلام یا اصوات انسانی که با ایجاد تغییراتی در شدت و ارتفاعشان تبدیل به موسیقی کردند.
آهنگ در پهلوی به معنی «کشش » به کار رفته که از ریشه اوستایی sang به معنی «کشیدن » گرفته شده است و در فارسی بیشتر به معنی قصد و عزم است ، اما به معنی طرز، روش ، قاعده و قانون ، هم چنین به معنی نوا، آوا، لحن و آواز به کار رفته است و به نظر می رسد که معنی لحن برای آهنگ از معنی «طرز و روش و قاعده » گرفته شده باشد.قدما در زبان عربی و نیز غالباً در زبان فارسی ، لفظ الحان (جمع لحن ) را به جای آهنگ به کار برده اند.کلمه آواز در اصل به معنی مطلق صوت و نیز صوت موسیقی به کار رفته است
لغت نامة فارسی ، ج۱، ص۱۷۶- ۱۷۹.
فارابی در تعریف لحن می گوید: «لفظ موسیقی به معنای آهنگ (الحان ) است و نام لحن ، گاه بر نغمه ها (نتها) یی گوناگون که به ترتیبی معین تنظیم شده اند، اطلاق می شود».
فارابی ، محمد، ج۱، ص۴۷، کتاب الموسیقی الکبیر، به کوشش غطاس عبدالملک خشبه ، قاهره ، ۱۹۶۷م .
پژوهش گران اروپایی لحن را ملودی ترجمه کرده اند، چنان که فارمر «تألیف الالحان » را که عنوان مبحث هشتم رساله موسیقی مندرج در النجاة ابن سینا است.در تعریف ملودی (آهنگ ) نیز گفته اند: «ملودی عبارت است از گروهی اصوات متوالی ، با زیر و بمی متنوع ، که گوش صاحبان ذوق و احساس را خوش آید».
چگونگی شکل گیری
...
آهنگ حجاز، کتابی به زبان فارسی، شامل دو سفرنامه درباره حج. کتاب همچنین شرح زندگی و آثار سیدفضل الله حجازی را در برگرفته و علاوه بر آن مقاله ای به نام «از حج خونین بگو» را شامل می شود. سفرنامه اول کتاب، الرِّحلة الحِجازیه نام دارد و نوشته سیدفضل الله حجازی از علماء شهرضا است. او در سال ۱۳۶۲ق/۱۳۲۲ش، به حج رفته و جزئیات سفر خود همچون ویژگی های مکه، مدینه، مسجدالحرام و شمار حاجیان را شرح داده است. در این سفرنامه ماجرای قتل ابوطالب یزدی در مکه بیان شده است. «شاهدی از حج خونین»، سفرنامه دوم کتاب اثر سیدعلی رضا حجازی است. نویسنده آن شاهد کشتار حجاج در سال ۱۳۶۶ش، توسط دولت عربستان بوده و آن را شرح داده است.
بخش عمده آهنگ حجاز ...


آهنگ در دانشنامه آزاد پارسی

در موسیقی ایران به معنای آواز، لحن، نوا، آوا و نیز به معنای وزن آواز یا موزونی آواز. ترکیب جمله های موسیقی آهنگ را به وجود می آورد. در متن های قدیم به معنای کوک کردن نیز ذکر شده است. «... چنان که هر دو وتر را بر یک آهنگ سازند، پس آن ها را حکم پنج وتر باشد...». هم آهنگ، به معنای هم نواخت، هم صدا و نیز منظم به کار می رود. هم آهنگی یعنی با هم بودن، خوش صدا دادنِ تعدادی از صداها. این اصطلاح را اولین بار علینقی وزیری به جای واژۀ هارمونی (آرمونی) به کار برد. امروز به جای آهنگ گاهی از واژۀ «قطعه» نیز استفاده می شود.

آهنگ در جدول کلمات

آهنگ
نوا, ریتم , نغمه
آهنگ انجام کاری کردن
تصمیم
آهنگ موسیقی
شکن
آهنگ نظامی
مارش
آهنگ و آوا
نوا
آهنگ و آواز و سرود
خنیا, نوا
آهنگ کردن
قصد
دارای آهنگ یکسان
همنوا
قطعه موسیقی که از توالی چند صوت تشکیل شده و خو ش آهنگ باشد
ملودی
از آهنگ های موسیقی ایرانی
رهاوی

معنی آهنگ به انگلیسی

intonation (اسم)
لهجه ، تلفظ ، طرز قرائت ، اهنگ ، زیر و بمی صدا ، تکیه صدا ، بیان با الحان
cadence (اسم)
هم اهنگی ، اهنگ ، وزن ، افول
tune (اسم)
اواز ، اهنگ ، رنگ ، نغمه ، لحن ، خنیا ، اهنگ صدا ، نوا ، لحن تلفظ
music (اسم)
غنا ، ساز ، اهنگ ، خنیا ، موسیقی ، موزیک ، رامشگری
air (اسم)
هوا ، باد ، جریان هوا ، فضا ، نسیم ، استنشاق ، هر چیز شبیه هوا ، نفس ، شهیق ، سیما ، اوازه ، اواز ، اهنگ ، نما
tone (اسم)
اهنگ ، صدا ، مقام ، لحن ، دانگ ، نوا ، درجه صدا
tonality (اسم)
اهنگ ، مایه ، رنگ پذیری ، چگونگی صدا
setting (اسم)
اهنگ ، محیط ، زمینه ، موقعیت ، نشاندن ، قرار گاه ، جای نگین ، کار گذاری ، وضع ظاهر
melody (اسم)
اهنگ ، تصنیف ، ترانه ، نغمه ، لحن ، اهنگ شیرین ، صدای موسیقی نوا ، خنیا ، نواخت
lilt (اسم)
اهنگ ، اهنگ موزون
sonance (اسم)
اهنگ ، صدا

آهنگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهری
ملودی
ستایش
ستایش
جدیری
آهنگ ،یک کلمه ترکی است .کلماتی که آخرشان انگ دارند.ترکی هست.آهنگ، کلنگ، انگ،دنگ، ننگ،اورنگ، پورنگ، تفنگ، قشنگ،فشنگ،نهنگ، پلنگ، سوفنگ...
علی باقری
آهنگ : در این کلمه آه به معنای صدا یا تن صدا بوده و پسوند انگ نیز یک پسوند فاعلی قدیمی می باشد و آهنگ به معنای تُن صداکننده بوده است .
دکتر کزازی در ذیل واژه پالهنگ می نویسد:(( می انگارم که این واژه از دو پاره ی : پال / هنگ ساخته شده است . پال به معنی اسب است و هنگ نیز ستاکی است به معنی کشیدن که در آهنگ و آهنجیدن به کار برده شده است .))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 290.)
حمیدرضا دادگر_فریمان
اراده، خواست، داعیه، عزم، عزیمت، قصد، میل، نیت، سرود، لحن، مقام، ملودی، نشید، نغمه، نوا، فحوا، مفاد، اسلوب، راه، روش، طرز
آرش محمدی
Ak یک ریشه ترکی است که یکی از معانی آن حرکت ، جنبش ، می باشد که از آن فعل akmak با معنی حرکت کردن ، جاری شدن ، سیر و سلوک کردن و.... به دست می آید و این فعل برای بیان هر جریان و حرکتی استفاده میشود از جمله جریان هوا جریان آب جریان و حرکت نور و جریان و حرکت صوت به صورت آوا، صدا ،نوا و....که از آن فعل akinmak (آکئنماک)(ترکی آسیای مرکزی) به دست می آید که یکی از معانی آن جریان یافتن صوت با ریتمی خاص به شکلی که باعث ایجاد نوعی نوا یا آوا گردد و همچنین به معنای خود بخود حرکت کردن، با خواست خود حرکت کردن بدون دخالت علل خارجی که از ریشه این فعل کلمه aking (آکئنگ)که به معنی صوتی است که نوعی ریتم منحصربه فرد به خود گرفته ، حرکت برپایه خواست خود وحرکت خود به خودی شکل گرفته واین کلمه بعد از فرسایش حرف k به خ و بعدا به ح و نهایتا ه به شکل ahing(آهئنگ) درآمده و کلمه آهنگ امروزی شکل گرفته و امروزه با معانی چون ریتم ،ملودی ،آوا ،نوا،قصد(حرکت)،نیت (حرکت برای انجام کاری)و.... که صور دیگر آن بعد از حذف حرف g به شکل axin (آخئن)در ترکی آذربایجانی وبه شکل akin(آکئن) در ترکی استانبولی مورد استفاده قرار می گیرند ولی از طرفی همین شکل آهنگ نیز در هر دو زبان ترکی به شکل های
ahangدر آذربایجانی و ahenk در ترکی استانبولی در حال استفاده می باشند
مانی باطنی
آهنگ در فیزیک ٬ تغییر هر کمیت نسبت به زمان است .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود آهنگ قدیمی   • دانلود آهنگ جدید ایرانی   • دانلود آهنگ جدید شاد   • دانلود آهنگ جدید رادیو جوان   • دانلود آهنگ جدید رپ   • دانلود آهنگ جدید معین   • دانلود آهنگ جدید خارجی   • دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی   • معنی آهنگ   • مفهوم آهنگ   • تعریف آهنگ   • معرفی آهنگ   • آهنگ چیست   • آهنگ یعنی چی   • آهنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آهنگ

کلمه : آهنگ
اشتباه تایپی : Hik'
آوا : 'Ahang
نقش : اسم
عکس آهنگ : در گوگل

آیا معنی آهنگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )