برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

آمیزه

/'Amize/

مترادف آمیزه: سرشت، آمیخته، مخلوط، ممزوج

معنی آمیزه در لغت نامه دهخدا

آمیزه. [ زَ / زِ ] (ن مف / نف ) آمیخته. مخلوط. ممزوج. کمیژه :
گرد کرده بسی سخن ریزه
نیک و بد خیره درهم آمیزه.
سنائی.
الاخلاس ؛ آمیزه شدن موی یعنی سیاهی با سپیدی آمیختن. (مجمل اللغه ). || پیر و کهل. (برهان ). || (اِمص ) بضاع. وقاع. آمیغ. آمیغه. || (اِ) مزاج.
- آمیزهای دارو ؛ عَقّار (ج ، عقاقیر). (مهذب الاسماء) (دهار).

معنی آمیزه به فارسی

آمیزه
( صفت ) ۱ - آمیخته مخلوط ممزوج . ۲ - آنکه ریش دو مویه دارد ۳ - اختلاط و امتزاج
[blend] [زبان شناسی] واحد زبانی منفردی که در نتیجۀ فرایند آمیزه سازی ایجاد می شود
[cocktail] [گردشگری و جهانگردی] مخلوطی از چند نوشیدنی که غالباً قبل از غذا عرضه می شود
[compound] [شیمی، مهندسی بسپار] مخلوطی که از اختلاط یک بسپار مذاب مانند لاستیک یا پلاستیک با مواد دیگر به کمک یک مخلوط کن به دست آید
[mélange] [زمین شناسی] توده ای از سنگ با اندازه ای قابل نقشه برداری که در آن مرز بین واحدهای سنگی پیوستگی ندارد و قطعاتی از سنگ های بومی یا بیگانه با اندازه های گوناگون در آن یافت می شود
[mixotroph] [زیست شناسی] اندامگانی که برای رشد خود به ترکیبی از مواد آلی و معدنی نیاز دارد
[mixotrophy] [زیست شناسی] فرایند رشد اندامگان با استفاده از ترکیب مواد آلی و مواد معدنی
[compounder] [شیمی، مهندسی بسپار] دستگاهی که در آن فرایند آمیزه سازی صورت می گیرد
[blending] [زبان شناسی] فرایندی در واژه سازی که ازطریق آن دو عنصر زبانی با رعایت قواعد زبانی در هم ادغام می شوند
[compounding] [شیمی، مهندسی بسپار] فرایندی که در آن از اختلاط یک بسپار مذاب با مواد دیگر، آمیزه به دست آید
[image blending] [مهندسی نقشه برداری] تلفیق یا ادغام دو تصویر هم اندازه
( صفت ) آنکه بخشی از موهای وی سیاه و بخشی سفید باشد ( پس از دور. جوانی ) دومویه .
حالت و کیفیت آمیزه مو
پوش رنگ پایۀ ...

معنی آمیزه در فرهنگ معین

آمیزه
(زِ) (ص مر.) ۱ - آمیخته ، مخلوط . ۲ - کسی که ریش جوگندمی دارد. آمیژه هم گویند.
( ~.) (ص مر.) کسی که موهای سرش جوگندمی (سیاه و سفید) باشد.

معنی آمیزه در فرهنگ فارسی عمید

آمیزه
۱. آمیخته، مخلوط.
۲. (اسم) مزاج، طبیعت.
۳. (اسم مصدر) آمیزش، اختلاط، امتزاج.
دومو، دومویه، کهل، کسی که موهای سیاه و سفید در سر داشته باشد.

معنی آمیزه به انگلیسی

mix (اسم)
مخلوط ، امیزه ، اختلاط
blend (اسم)
ترکیب ، مخلوط ، امیختگی ، مخلوطی ، امیزه
mixture (اسم)
ترکیب ، مخلوط ، امیزش ، مخلوطی ، امیزه ، اختلاط ، معجون ، اشوره
melange (اسم)
ترکیب ، مخلوط ، امیختگی ، امیزه ، اختلاط

آمیزه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آمیخته بازاریابی چیست   • آمیخته بازاریابی 8p   • آمیخته بازاریابی 7p   • انواع آمیخته بازاریابی   • عناصر آمیخته بازاریابی   • آمیخته بازاریابی خدمات   • آمیخته بازاریابی pdf   • آمیخته بازاریابی 4c   • معنی آمیزه   • مفهوم آمیزه   • تعریف آمیزه   • معرفی آمیزه   • آمیزه چیست   • آمیزه یعنی چی   • آمیزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمیزه

کلمه : آمیزه
اشتباه تایپی : Hldci
آوا : 'Amize
نقش : اسم
عکس آمیزه : در گوگل

آیا معنی آمیزه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )