برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

آمپول

/'Ampul/

مترادف آمپول: سوزن

برابر پارسی: آوندک

معنی آمپول به فارسی

آمپول
( اسم ) شیش. کوچک سربسته محتوی داروی تزریقی یا خوراکی .
[ampoule] [پزشکی] کپسول شیشه ای یا پلاستیکی بی منفذ، حاوی یک چنده دارو به صورت محلول سترون

معنی آمپول در فرهنگ معین

آمپول
[ فر. ] ( اِ.) شیشة کوچکی محتوی داروی تزریقی یا خوراکی .

معنی آمپول در فرهنگ فارسی عمید

آمپول
۱. شیشۀ کوچک مخصوص برای نگه داری داروی تزریقی.
۲. داروی نگه داری شده در چنین شیشه ای.
۳. سرنگ.

آمپول در دانشنامه ویکی پدیا

آمپول
آمپول (به فرانسوی: Ampoule) کپسول شیشه ای یا پلاستیکی بی منفذ، حاوی یک یا چند دارو یا واکسن به صورت محلول سترون وجود دارد.
فهرست وام واژه های فرانسوی در فارسی
سرسوزن
اشکال دارویی
ویال
آمپول معمولاً به دو شیوه داخل وریدی و عضلانی به بیمار تزریق می شود. البته شیوه های غیر مرسومی مانند تزریق داخل جلدی، زیرجلدی و داخل مفصلی نیز وجود دارند.
معمولاً موقع آمپول زدن دردی در آن محل به وجود می آید که بعد از چند ساعت از بین می رود. به همین خاطر بچه های کوچک از آمپول فرار می کنند یا به پیش دکتر نمی روند.
عکس آمپول
آمپول های لورنزینی یک سری اندام های حسی اند که شبکه ای از مجاری پر شده از نوعی مادهٔ ژلاتینی را در خود دارند. این نوع اندام های حسی در غضروف ماهیانی همچون کوسه، پرتوماهی و موش ماهی دیده می شود البته غضروفی استخوانانی مانند طناب ماهی و ماهیان خاویاری هم از این اندام برخوردارند. این اندام نخستین بار از سوی استفانو لورنزینی در سال ۱۶۷۸ شناسایی شد.
کوسه
این آمپول ها می توانند میدان الکتریکی در آب یا به طور دقیق تر اختلاف پتانسیلی که در سطح منافذ روی پوستشان ایجاد شده را تشخیص دهد. هر آمپول یک لایه سلول دارد که در اثر جریان الکتریکی برانگیخته می شوند و از سلول های پشتیبان جدا شده اند. سلول ها به گونه ای به هم پیوند خورده اند که هیچ نشت جریانی رخ ندهد. در سطح سلول های دریافت کننده مجراهای کلسیم یا پتاسیم با کلسیم فعال شده وجود دارد.
کوسه ها نسبت به دیگر جانداران نسبت به میدان الکتریکی حساس ترند و می توانند ردپای 5 nV/cm را که برابر است با ۵/۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ولت اندازه گیری شده در یک آمپول یک سانتیمتری را حس کنند. ماهیچه های جانداران هنگام حرکت میدان الکتریکی تولید می کند و کوسه می تواند این میدان را درک کند.
کوسه ها می توانند با این آمپول ها تغییرات دمای آب را هم تشخیص دهند.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آمپول در جدول کلمات

آمپول زدن
تزریق
آمپول منبسط کننده رگها
میلرینون

معنی آمپول به انگلیسی

ampoule (اسم)
امپول
vial (اسم)
امپول ، شیشه کوچک دارو

آمپول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جوادشجاعی
آمپول=ترزیقدان(مثل‌‍‌گلدان).
درد داره
درد داشت
ایرزاد
آمپول
آزَن( از آ- و زَن : زَدَن)،آژَن،آجین،آگَن،
زَنال مانند پوشال ، زَنول،زَنوله
زَنَن مانند تاوَن
پسوند -اوله و -اول کوچکی را میرساند:زَنگوله
سوزَن،سوزال
سُوبَن از سُفتَن و سوبیدن = سوراخ کردن
سولَن از سوله و سولاخ و سوراخ
ایرزاد
آمپول
در گویش سمنانی به سوزن " دَرزَن " می گویند .
در پارسی نه چندان کهن به دوزنده " دَرزی" می گفتند.
به پارگی و شکاف هم " دَرز" می گویند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آمپول آپارات   • امپول زدن   • آمپول زدن به باسنم   • آمپول زدن به زن   • آمپول زدن به زور   • خاطرات امپول زدن   • آمپول زدن تینا   • آمپول زدن به بچه   • معنی آمپول   • مفهوم آمپول   • تعریف آمپول   • معرفی آمپول   • آمپول چیست   • آمپول یعنی چی   • آمپول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمپول

کلمه : آمپول
اشتباه تایپی : Hl~,g
آوا : 'Ampul
نقش : اسم
عکس آمپول : در گوگل

آیا معنی آمپول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )