برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

آمستردام (رمان)

آمستردام (رمان) در دانشنامه ویکی پدیا

آمستردام (رمان)
آمستردام (انگلیسی: Amsterdam) نام رمانی است نوشتهٔ ایان مک یوون که در سال ۱۹۹۸ در بریتانیا منتشر شد. این کتاب توانست جایزه ادبی من بوکر را از آنِ خود کند.
در ایران نشر افق آمستردام را در سال ۱۳۹۱ با ترجمهٔ میلاد زکریا منتشر کرده است.
عکس آمستردام (رمان)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های آمستردام (رمان)

آمستردام (به انگلیسی: Amsterdam) نام رمانی است نوشتهٔ ایان مک یوون که در سال ۱۹۹۸ در بریتانیا منتشر شد. این کتاب توانست جایزه ادبی من بوکر را از آنِ خود کند.
• «ما چه کم در مورد هم می دانیم. بیش تر وجودمان پنهان است، هم چون کوه های یخ و خودِ اجتماعی ما تنها خنکی و سفیدی را باز می تاباند.»
• «این که ورنون بخواهد آشتی کند و به همین خاطر به آمستردام بیاید مطمئناً چیزی بیش از تصادف، یا تصادف صرف بود. او جایی در قلب سیاه و نامتعادلش، سرنوشتش را پذیرفته بود. او داشت خودش را به دست کلایو می سپرد.»
• «عموماً او را به عنوان مردی آرام و بی حاشیه می شناختند، مردی بدون خطا یا فضیلت، مردی که تمام و کمال وجود ندارد…»
• «او تمام شب را کار کار می کرد و تا ناهار فردا می خوابید. در حقیقت کار دیگری برای انجام دادن نبود. چیزی بساز و بمیر.»
• «اگر بخواهیم از منظر آسایش و منفعت تمام موجودات زندهٔ روی کرهٔ زمین نگاه کنیم، پروژهٔ خلق انسان نه تنها یک شکست بوده است، بلکه از ابتدا یک اشتباه بوده است.»
• «می توانستند سقوط آدم را مدیریت کنند، ولی نمی توانستند از آن ممانعت کنند…»
• «کلایو طی این مدت، وقتی مشغول کار نبود، نقشه هایش را مطالعه می کرد. به پوتین های پیاده رویش موم مایع می مالید و ابزارآلاتش را بررسی می کرد. او می توانست با استفاده از مجوز «روحیهٔ آزاد هنری»، از مسئولیت هایش شانه خالی کند؛ ولی از چنین نخوتی نفرت داشت. چندنفری از دوستانش، هروقت لازم می شد از کارت نبوغ استفاده می کردند و مسئولیت های کوچک و بزرگ خود را نادیده می گرفتند، با این اعتقاد که هر ناراحتی موقتی تنها سبب ازدیاد احترام نهایی برای طبیعت غیرقابل نافرمانی رسالت والای آن ها خواهد شد. این جور آدم ها، رمان نویس ها از همه بدتر بودند، می توانستد دوستان و خانواده شان را متقاعد کنند که نه تنها ساعات کاری، بلکه هر چرت و پیاده روی، هر دورهٔ سکوت، افسردگی یا مستی آن ها نقش برائت آمیز نیت والاتری را در خود نهفته دارد. به نظر کلایو این نقابی برای ابتذال بود. او شک نداشت که رسالت والاست، ولی رفتار بد، جزئی از آن نبود. شاید می شد در هر قرن یکی دو استثناء قائل شد؛ بتهوون بله. دیلان توماس، به احتمال قریب به یقین نه.»
• «وقتی مالی وسط نمایش وانمود کرده بود سیبی را گاز می زند، ...

آمستردام (رمان) را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آمستردام (رمان)   • مفهوم آمستردام (رمان)   • تعریف آمستردام (رمان)   • معرفی آمستردام (رمان)   • آمستردام (رمان) چیست   • آمستردام (رمان) یعنی چی   • آمستردام (رمان) یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمستردام رمان
کلمه : آمستردام (رمان)
اشتباه تایپی : Hlsjvnhl (vlhk)
عکس آمستردام (رمان) : در گوگل

آیا معنی آمستردام (رمان) مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )