برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

آمر

/'Amer/

مترادف آمر: امرکننده، حاکم، فرمانده، کارفرما

متضاد آمر: مامور

برابر پارسی: فرمان دهنده، فرمان پاد، فرماینده

معنی آمر در لغت نامه دهخدا

آمر. [ م ِ ] (ع ص ) فرماینده. فرمانده. کارفرما. صاحب امر. ج ، آمِرین. || (اِ) ششم روز از ایام عجوز یا چهارم روز آن.

معنی آمر به فارسی

آمر
( اسم ) ۱ - امر کننده فرماینده کار فرما. جمع : آمرین . ۲ - روز ششم یا چهارم از ایام عجوز .
لقب ابو علی منصور دهمین خلیفه فاطمی مصر که در سال ۴۹۵ ه. ق . در سن پنجاه سالگی او را به خلافت برداشتند و در سنه ۵۲۴ ه. ق . بقتل رسید .
لقب ابو علی منصور از خلفای فاطمی مصر
تاجریزی .

معنی آمر در فرهنگ معین

آمر
(مِ) [ ع . ] ۱ - (اِفا.) امر کننده ، فرماینده . ۲ - ( اِ.) روز ششم یا چهارم از ایام عجوز.
(مِ عَ) (اِمر.) آدم فضول که مدام دستور می دهد.

معنی آمر در فرهنگ فارسی عمید

آمر
امرکننده، امردهنده، فرمان دهنده، فرمانده، کارفرما.

آمر در دانشنامه اسلامی

آمر
آمر به معنای طلب کننده چیزی از کسی به صورت الزامی است.
آمر، کسی است که چیزی را از مأمور، به صورت الزامی طلب نماید؛ به عبارت دیگر، با سفارشی اکید، از طریق استعمال ماده- یا صیغه امر ، او را به سوی انجام کاری روانه کند.
اعتبار علو و استعلاء
اصولیون در این مسئله اختلاف دارند که آیا آمر باید نسبت به مأمور، مقام و رتبه بالاتری داشته باشد (هر چند درخواست او متواضعانه باشد)، که از آن به "علو واقعی" تعبیر می شود، و یا همین قدر که از مقام و موقعیت برتر سخن بگوید کفایت می کند و علو واقعی لازم نیست، مثل این که بگوید: "من به تو امر می کنم"، که از آن به " استعلا " تعبیر می شود، و یا این که در آمر وجود هر دو ( علو و استعلا ) شرط است و یا وجود هیچ کدام شرط نمی باشد.
سبحانی، جعفر، الموجز فی اصول الفقه، ص۵۱.    
• ماده امر• علو• استعلا

آمر در دانشنامه ویکی پدیا

آمر
آمر (به اسپانیایی: Amer, Girona) یک شهرستان در اسپانیا است که در خرنا واقع شده است.
فهرست شهرهای اسپانیا
آمر ۴۰٫۰۵ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۳۰۴ نفر جمعیت دارد و ۱۸۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
عکس آمر
آمر اکبر آنتونی (به انگلیسی: Amar Akbar Anthony) یک فیلم کمدی بالیوودی بود که در سال ۱۹۷۷ توسط مانموهان دسای ساخته شد. این فیلم داستان ۳ برادر است که در کودکی در اثر حادثه ای از هم جدا می شوند و هر کدام یک دین را می پذیرند. در سالی که فیلم ساخت شد یکی از پرفروش ترین فیلم های سینمای هند بود و جوایز بسیاری را کسب کرد.
پروین بابی
وینود خانا
ریشی کاپور
شبانه عظمی
نیتو سینگ
آمر دلیچ (انگلیسی: Amer Delić؛ زادهٔ ۳۰ ژوئن ۱۹۸۲) یک تنیس باز اهل ایالات متحده آمریکا است.
آمر طاهر احمد (متولد ۱۹۷۸) پژوهشگر ادبیات تطبیقی است. تحقیقات او عمدتاً در حوزه ادبیات معاصر فارسی و کردی و شعرشناسی است. یکی از کتاب های او برنده جایزه جهانی کتاب سال ایران شد.
انقلاب ادبی: مطالعه تأثیر شعر فرانسه در نوسازی اشکال شعر فارسی در آغاز قرن بیستم، آمر طاهر احمد، وین: فرهنگستان علوم اتریش، ۲۰۱۲
آمر طاهر احمد پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه دهوک، بورس دکتری وزارت امور خارجه فرانسه را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۲ به فرانسه رفت. او در سال ۲۰۰۹ از دانشگاه سوربن، دکترای ادبیات تطبیقی گرفت. طاهر احمد از مارس ۲۰۱۰ در مؤسسه ایران شناسی آکادمی علوم اتریش مشغول به کار است و در دانشگاه هاروارد نیز تدریس می کند.
توماس آمر (انگلیسی: Thomas Ammer؛ زا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی آمر به انگلیسی

matter (اسم)
ماده ، جوهر ، امر ، مطلب ، چیز ، خیم ، جسم ، اهمیت ، ذات ، ماهیت ، موضوع ، نکته
order (اسم)
سامان ، ساز ، امر ، سیاق ، دسته ، ترتیب ، نظم ، ارایش ، انجمن ، حواله ، خط ، دستور ، فرمان ، نوع ، مقام ، صنف ، زمره ، رسم ، ارجاع ، فرمایش ، ضابطه ، ردیف ، رتبه ، امریه ، انتظام ، ایین ، سفارش ، طرز قرار گیری ، راسته ، نظام ، ایین و مراسم ، فرقهیاجماعت مذهبی ، گروهخاصی ، دسته اجتماعی ، درمان
circumstance (اسم)
پیش امد ، شرح ، امر ، چگونگی ، حال ، شرایط محیط ، تفصیل ، اهمیت ، روی داد
job (اسم)
کار ، امر ، ساخت ، شغل ، ایوب
ploy (اسم)
کار ، اقدام ، امر ، وجد ، تمجید
precept (اسم)
خطابه ، پند ، امر ، حکم ، فرمان ، نظام نامه ، امریه ، قاعده اخلاقی
affair (اسم)
کار ، امر ، عشقبازی ، کار و بار ، مطلب
behest (اسم)
امر ، دستور ، وعده ، قول
fiat (اسم)
امر ، رخصت ، حکم ، اجازه ، حکمی
ordinance (اسم)
امر ، تقدیر ، حکم ، فرمان ، ایین
authoritative (صفت)
توانا ، امر ، معتبر
imperious (صفت)
امر ، متکبر ، مغرور ، مبرم ، امرانه ، تحکمامیز

آمر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سمی
از القاب پیامبر (ص)ب معنای مهربان ، مهربانی
اسیه حسینی
من اسم پسرمو آمر گذاشتم در جوشن کبیر کلمه آمر که از نامهای خدا است یعنی امرکننده به نیکیها ویکی از القاب امام مهدی عج به معنی فرمانده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی امر   • عامر   • ماشین امر   • معنی گدا   • منفی فعل امر   • اوامر   • معنای اصطلاحی فعل امر   • معنی گود   • معنی آمر   • مفهوم آمر   • تعریف آمر   • معرفی آمر   • آمر چیست   • آمر یعنی چی   • آمر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمر

کلمه : آمر
اشتباه تایپی : Hlv
آوا : 'Amer
نقش : اسم
عکس آمر : در گوگل

آیا معنی آمر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )