برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

آمرغ

معنی آمرغ در لغت نامه دهخدا

آمرغ. [ م ُ ] (اِ) مقدار. قدر. ارز. ارج. محل. وزن. منزلت. قیمت. آب. خطر. بها :
جوان تاش پیری نیامد بروی
جوانی بی آمرغ نزدیک اوی.
ابوشکور.
نداند دل آمرغ پیوند دوست
بدانگه که با دوست کارش نکوست.
ابوشکور.
|| قلیل. اندک. یسیر. ناچیز :
از عمر نمانده ست برِ من مگر آمرغ
در کیسه نمانده ست بمن بر مگر آخال.
کسائی.
|| نفع. سود. فائده ، مجازاً :
بیکی دلو سیر گردد مرغ
صد درم مر مرا شود آمرغ.
سنائی.
|| همت. مقصود عالی. کمال مطلوب. غایت و جدوای معنوی :
بدو گفت جم کی بت مهرچهر
ز چهر تو بر هر دلی مُهر مِهر
ز شاهانی ار پیشه ور گوهری
پدر برزگر داری ار لشکری
که بازاریان مایه دارند و سود
کدیور بود مرد کشت و درود
بچیزفراوان بوند این دو شاد
ندارند آمرغ مردم نژاد
سپاهی بمردی نماید هنر
بود پادشازادگان را گهر
تو زین چار گوهر کدامی بگوی
دلم را ره شادمانی بجوی
بت زابلی گفت کز این چهار
نیَم من جز از تخمه ٔ شهریار.
اسدی.
|| ذخیره و مایه. حِصّه. اصل و زبده و خلاصه ٔ هر چیز. (برهان ). بفتح میم نیز گفته اند. و معانی و ضبط اخیر ظاهراً همه از حدسهای مختلفی است که در بیت سنائی زده اند.

معنی آمرغ به فارسی

آمرغ
( اسم ) ۱ - مقدار قدر ارز ارجمع : ۲ - نفع سود فایده . ۳ - همت مقصود عالی کمال مطلوب ۴ - اندک کم .
بی قدر . بی ارزش . بی ارج . بی بها . بی فائده .

معنی آمرغ در فرهنگ معین

آمرغ
(مُ) ( اِ.) ۱ - مقدار، مایه ، ارج . ۲ - نفع ، سود. ۳ - خلاصه ، ذخیره . ۴- اندک ، کم .
(مُ) ( اِ.) چیز اندک .

معنی آمرغ در فرهنگ فارسی عمید

آمرغ
۱. مایه، مقدار، قدر، قیمت، ارج، ارز: نداند دل آمرغِ پیوند دوست / بدانگه که با دوست کارش نکوست (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۹۸).
۲. خلاصه.
۳. ذخیره، بهره.
۴. اندکی از چیزی: از عمر نمانده ست بر من مگر آمرغ / در کیسه نمانده ست بر من مگر آخال (کسائی: ۴۱).

آمرغ را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آمرغ   • مفهوم آمرغ   • تعریف آمرغ   • معرفی آمرغ   • آمرغ چیست   • آمرغ یعنی چی   • آمرغ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمرغ

کلمه : آمرغ
اشتباه تایپی : Hlvy
عکس آمرغ : در گوگل

آیا معنی آمرغ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )