برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

آمد

/'Amad/

معنی آمد در لغت نامه دهخدا

آمد. [ م َ ] (مص مرخم ،اِمص ) اسم مصدر یا مصدر مرخّم آمدن. ایاب. مَجی ٔ.
- آمد و رفت ؛ رفت و آمد. ایاب و ذهاب.
- بدآمد ؛ ضجرت. کراهت.
- || شقاوت. نحوست.
- بِه ْآمد ؛ نیک آمد. خیر. سعادت :
نیک آمد و به آمد خلق خدا ازوست
آن بِه ْ بود که قوّت و قدرت بود ورا.
سوزنی.
- بیرون آمد ؛ خروج : و میهم چون خبر بیرون آمد امیر با جعفر بشنید... (تاریخ سیستان ).
- خلاف آمد ؛ خلاف کرد. مخالفت. تخالف :
هرچه خلاف آمدِ عادت بود
قافله سالارِ سعادت بود.
نظامی.
از خلاف آمدِ عادت بطلب کام ، که من
کسب جمعیّت از آن زلف پریشان کردم.
حافظ.
- خوش آمد ؛ اقبال. مقابل ادبار. سعادت.
- || تملّق. تَبَصْبُص. مَزیدگوئی.
- درآمد ؛ مدخل. مقدّمه (در ساز و آواز).
- رفت و آمد ؛ آمد و رفت. ذهاب و ایاب. ذهاب و مَجی ٔ. مقابل رفت و شد.
- سرآمد ؛ انقضاء.
- نیامد ؛ نحوست. فال بد.
|| بازدید، مقابل دید.
- رفت و آمد ؛ دید و بازدید.
|| بازگشت. مراجعت. ایاب. || (ن مف مرخم / نف مرخم ) مخفف آمده ، در ترکیب با کلمه ٔ دیگر.
- پیش آمد ؛ مخفف ِ پیش آمده. حادثه. واقعه. وقعه. عارضه. رویداد.
- درآمد ؛ مخفف ِ درآمده. دخل. حاصل. نتیجه.
- سرآمد ؛مخفف ِ سرآمده. برتر. مقدم. افضل. پیشوا.
- کارآمد ؛ مخفف ِ کارآمده. کاردان. فعال.
- نوآمد ؛ مخفف ِ نوآمده. نوزاد. نورسیده :
فریدون چو روشن جهان را بدید
بچهر نوآمد [ منوچهر ] یکی بنگرید.
فردوسی.

آمد. [ م َ ] (مص مرخم ، اِمص ) اقبال. روی کردن بخت. مقابل ادبار: دیدن روباه در سفر آمددارد. || خجستگی. میمونی. میمنت. مقابل نیامد: سرکه انداختن آمد نیامد دارد؛ یعنی برای بعضی فرخنده و بفال نیک و برای برخی شوم و بفال بد است.
- آمد داشتن ؛ همیشه بفال نیک بودن.
- آمدِ کار ؛ فال نیک. خجستگی. یمن. میمنت : لانه کردن پرستو در خانه آمد کار است.
- آمد ...

معنی آمد به فارسی

آمد
شهری بود در شمال بین النهرین که رود خانه دجله از کنار آن میگذشته و امروز به دیار بکر معروف است .
( مصدر ) ۱ - آمدن ایاب : رفت و آمد مقابل رفت ذهاب . ۲ - بازگشت . ۳ - اقبال روی آوردن بخت خجستگی مقابل نیامد . یا آمد کار . خجستگی یمن میمنت .
( مصدر ) مبارک بودن میمون بودن یمن داشتن .
( مصدر ) ۱ - آمد و شد رفت و آمد مراوده . ۲ - تکرار .
( مصدر ) ۱ - آمدن و رفتن . ۲ - مراوده داشتن .
( مصدر ) آمد و نیامد
( مصدر ) احتمال میمنت و شومی داشتن محتمل یمن و بد اغری بودن .
( مصدر ) آمد و شد تردد مراوده ایاب و ذهاب آمد رفت .
( مصدر ) آمد و شد تردد مراوده ایاب و ذهاب آمد رفت .
( مصدر ) آمد و نیامد
( مصدر ) احتمال میمنت و شومی داشتن محتمل یمن و بد اغری بودن .
پیش آمد بد بخت بد .
روا کردن اسعاف .
( مصدر ) خوبی و خوشی پیش آمدن مقابل بد آمد .
خوبی و خوشی پیش آمدن . مقابل بد آمد .
نافع تر انفع سودمندتر به آمد.
...

معنی آمد در فرهنگ معین

آمد
(مَ) (مص مر.) ۱ - آمدن ، رفت و آمد. ۲ - بازگشت . ۳ - بخت ، سازگاری بخت .
( ~. تَ) (مص ل .) فرخنده بودن ، خوش قدم بودن .
( ~. شُ) (مص مر.) ۱ - آمد و شد، رفت و آمد. ۲ - تکرار.
(مَ مَ) (مص مر.) آمد و نیامد، فرخنده بودن و نبودن .
( ~ُ رَ) (مص مر.) مراوده ، ایاب و ذهاب ، تردد.
( ~.) (ص .) خجستگی ، فرخنده .
(پَ مَ) (اِ.) ۱ - عارضه . ۲ - حادثه .
(مَ) (اِمر.) حادثه ، روی داد.
( ~. مَ)(مص مر. اِمر.) = خوشامد: س خنی مبنی بر تبریک و تهنیت و تعارف .

معنی آمد در فرهنگ فارسی عمید

آمد
۱. اقبال، میمنت، فرخندگی.
۲. (اسم) [مجاز] حاصل.
۳. (بن ماضیِ آمدن) = آمدن
۴. آمده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پیامد، پیشامد، سرآمد، درآمد.
۵. آمدن (در ترکیب با کلمۀ دیگر): خوشامد.
* آمدورفت:
۱. آمدن و رفتن، ایاب وذهاب.
۲. مراوده، دیدوبازدید.
* آمدوشد: = * آمدورفت

آمد در دانشنامه اسلامی

او خواهد آمد، اثر علی اکبر مهدی پور، ارائه مباحثی است در خصوص تولد امام زمان(ع)، ظهور و نقش وی در جهان هستی که به زبان فارسی و در سال 1418ق تدوین شده است.
شنیدن تعبیر «هسته مرکزی جهان آفرینش» در مورد امام زمان(عج) و تفکرات مؤلف در پی پیدا کردن ارتباط میان این تعبیر و تشبیه ایشان به خورشید نهان در پشت ابر، انگیزه تألیف این اثر شده است.
کتاب با دو مقدمه از مؤلف، در ذکر ویژگی های جهان پس از ظهور و بیان سرگذشت کتاب، آغاز شده است.
نویسنده، مطالب را در چهار بخش کلی ارائه و با بهره گیری از کتاب های تاریخی و روایی، نخست شخصیت و سرگذشت حضرت نرجس، مادر امام زمان(ع) و تولد امام از وی، شاهدان بر این تولد و اعتراف جمعی از علمای اهل سنت، مثل بیهقی، ابن خلکان، ابن حجر و ابن صباغ بر تولد امام در نیمه شعبان 225ق را تبیین نموده است.
سپس، متونی را که در کتاب های روایی شیعه و عامه بر ضرورت شناخت امام زمان تأکید دارند، نقل و بشارت های ادیان و مذاهب مختلف جهان را اعم از وثنیت، کلیمیت، مسیحیت، مجوسیت، زرتشتی و اسلام به آمدن مصلح آخرالزمان و برپاکننده حکومت عدل جهانی متذکر شده است.

آمد در دانشنامه ویکی پدیا

آمد
مختصات: ۳۷°۵۸′۵۵″ شمالی ۴۰°۱۲′۳۸″ شرقی / ۳۷٫۹۸۱۹۴°شمالی ۴۰٫۲۱۰۵۶°شرقی / 37.98194; 40.21056
آمِد یا اَمیدا (به یونانی: Ἄμιδα) نام شهری باستانی که در حال حاضر در کشور ترکیه و استان دیاربکر قرار دارد. تاریخ نگاران رومی همچو امیانوس مارسلینوس و پروکوپیوس از آن به عنوان بخشی از بین النهرین نام بردند اما در واقع قسمتی از ارمنستان بزرگ است.
آمد بعداً به دیار بکر و اکنون به نام استان «ایل» تغییر نام داده است. البته قلمرو و مختصات جغرافیایی و مدنی آن هم تحولاتی داشته است. این منطقه در شمال بین النهرین و در کشور ترکیه کنونی واقع است. در دوره عثمانیان، نام دیار بکر بر این منطقه تصویب شد و قبل آن، به آمد شهرت داشت. آمد از شهرهای مشهور و مهم در دوره عباسیان، سلجوقیان، تیموریان بود. اما آمد در دوره صفویه در قلمرو ایران قرار داشت. البته عثمانیها در جنگ چالدران، آمد را از ایران جدا کرده و به نام دیار بکر، جزء پنجمین ایالت خود تثبیت کردند.
امیدا، لغت نامه دهخدا
عکس آمد
«۲ نیمه شب بود که شوهرم به خانه آمد» (انگلیسی: Two A.M. ; or, the Husband's Return) یک فیلم بریتانیایی صامت است که در سال ۱۸۹۶ منتشر شد. این فیلم دربارهٔ مرد مستی است که ساعت ۲ نصف شب به خانه بازمی گردد و قصد آزار همسرش را دارد.
اوت ۱۸۹۶ (۱۸۹۶-08)
آن مرد آمد فیلمی به کارگردانی حمید بهمنی و نویسندگی شادمهر راستین ساختهٔ سال ۱۳۸۶ است.
کوروش تهامی
آتنه فقیه نصیری
علی دهکردی
قربان نجفی
عبدالرضا زهره کرمانی
کاوه سماک باشی
ناصر فخری
امیر زمستانی
محمدرضا ایزدی یکتا
شقایق ناظری
ملیکا ناظری
جمشید هاشم پور
یک جانباز شیمیایی سالها پس از جنگ، جواب سؤال خود را که چرا در یک عملیات همه دوستانش بجز او شهید شده اند، از دختر جوانش می شنود.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آمد در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:دیاربکر

آمد در جدول کلمات

آمد و رفت و دوستی با کسی
مراوده
آمد و شد
تردد
آمد و نیامد دارد
تعارف
با آمد آید
رفت
برتر از گوهر آمد پدید
هنر
خوش آمد گویی
خیرمقدم
در اصطلاح ساختمان به محلی گفته می شود که محل رفت و آمد کلیه ساکنان است
مشا
رفت و آمد خویشاوندان
صله رحم
رفت و آمد در خیابان
تردد
فرود آمد و سقوط کرد
افتاد

معنی آمد به انگلیسی

came (فعل)
امد ، گذشته فعل امدن

معنی کلمه آمد به عربی

إبتأَسَ ، أحْجَمَ
إَحْرَزَ قَصَبَ السَّبْق
استشاط غضباً
استعاد وعيه
أخَذَتْهُ الشّفَقَة
أحرَزَ الإنْتصارَ
استسلم

آمد را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهرهای کردنشین ترکیه   • جمعیت کردهای جهان   • بزرگترین شهر کردنشین جهان   • انتشارات آمد   • شهر آمد   • غازی عینتاب   • اسامی شهرهای کردنشین ایران   • استان دیاربکر   • معنی آمد   • مفهوم آمد   • تعریف آمد   • معرفی آمد   • آمد چیست   • آمد یعنی چی   • آمد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمد

کلمه : آمد
اشتباه تایپی : Hln
آوا : 'Amad
نقش : اسم
عکس آمد : در گوگل

آیا معنی آمد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )