برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1400 100 1

آمخته

/'Amoxte/

معنی آمخته در لغت نامه دهخدا

آمخته. [ م ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف / نف ) مخفف آموخته. تعلیم یافته. یادگرفته :
بکشتش بسی دشمنان بی شمار
که آمخته بد از پدر کارزار.
دقیقی.
|| تعلیم داده. یادداده. || در تداول امروزین ، خوکرده. معتاد. خوی گرفته. عادت گرفته.
- آمخته شدن ؛ معتاد شدن.
- آمخته کردن ؛ معتاد کردن.
- گنجشک آمخته ؛ گنجشک که کودکان آن را روزی چند بار بگاه معلوم طعمه دهند آلوده بافیون و آن را سر دهند و او در همان ساعت بازگردد.
- مثل گنجشک آمخته ؛ که در ساعت معلوم هر روز بجائی شود.

معنی آمخته به فارسی

آمخته
( اسم ) ۱ - یاد گرفته تعلیم گرفته. ۲ - موئ دب فرهخته . ۳ - معتاد خوگر. ۴ - رام شده مائ نوس دست آموز .
[ گویش مازنی ] /aamoKhte/ عادت کرده –انس گرفته - دست آموز
نا آموخته . که آمخته و معتاد نیست .

معنی آمخته در فرهنگ معین

آمخته
(مُ تِ) (ص مف .) نک آموخته .

آمخته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به
عادت می گویند *همان آموخته
است*
محبت اله زارع
با ضمه حرف م و فتحه حرف ت..
ظاهرا به معنای آموخته است. آموزش دیده..
اما این واژه در معنای عادت داشتن و کاری را با مهارت و بدون اراده و اختیار انجام دادن به کار می رفته است. در این واژه تاکید بر بی اختیاری در انجام امر مذموم بوده است.
همچنین تفاوت ظریفی با واژه آموخته دارد.
آموخته در معنای اسم مفعول است. یعنی آموزش داده شده ولی آمخته در معنای یادگیرنده است. یعنی آموزش گرفته است. اسم فاعل است.


از واژه های متروک در برخی روستاهای فارس در منطقه شهر استخر باستانی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آمخته   • مفهوم آمخته   • تعریف آمخته   • معرفی آمخته   • آمخته چیست   • آمخته یعنی چی   • آمخته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمخته
کلمه : آمخته
اشتباه تایپی : Hloji
آوا : 'Amoxte
نقش : اسم
عکس آمخته : در گوگل

آیا معنی آمخته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )