برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1418 100 1

آمبروز بیرس

آمبروز بیرس در دانشنامه ویکی پدیا

آمبروز بیرس
آمبروز گوینت بیرس (به انگلیسی: Ambrose Gwinnett Bierce) (زادهٔ ۲۴ ژوئن ۱۸۴۲ - درگذشته ۱۹۱۴ یا پس از آن) روزنامه نگار، نویسنده، ویراستار و داستاننویس آمریکایی بود. بیشتر نامداری او به دلیل نگارش کتاب فرهنگ شیطان یا دائرةالمعارف شیطان و داستان حادثه ای در پل اول کریک است. او پیرو مکتب رئالیسم ادبی بود و با دیدی طعنه آمیز به رخدادها می نگریست.
ادراک: خیلی دیر به حماقت خود پی بردن
بنای یادبود: بنایی که به منظور یادآوری چیزی برپا می شود که یا نیازی به یادبود ندارد یا به یادماندنی نیست.
بی دفاع: ناتوان از حمله
بی دین: در نیویورک به کسی می گویند که به دین مسیح معتقد نیست و در قسطنطنیه به کسی که به دین مسیح معتقد است.
پارتی بازی: برای خیر و صلاح حزب به مادر بزرگ خودمان پست و مقام بخشیدن
تبریک: حسادت مودبانه
تبعیدی: آنکه با اقامت در خارج به وطن خود خدمت می کند و سفیر هم نیست.
تولد: اولین و هولناک ترین بدبیاری
جهنم : محل سکونت نویسندگان دائرةالمعارف
دیکتاتور: رئیس یک جامعه که وبای استبداد را به طاعون هرج و مرج ترجیح می دهد.
گدا: کسی که به یاری دوستان اعتماد کرده است.
متعصب: کسی که با شدت و شور به عقیده ای دل بسته است که شما آن را نمی پسندید.
مشورت: درخواستن از دیگری که روشی را که شما اتخاذ کرده اید تأیید کند.
معذرت: گذاشتن بنای توهین بعدی
مقبره: آخرین و مضحک ترین جنون اغنیا
او قلم تندی داشت از این رو بدو لقب بیرس تلخ را داده بودند.
او در اوهایو زاده شد و در ایندیانا بالید. پدرش مارکوس اورلیوس بیرس بود و آمبروز فرزند دهم وی از سیزده فرزندش بود.
در جنگ داخلی آمریکا در ارتش ایالات متحده آمریکا خدمت کرد و پس از چهارسال نبرد زخمی شد. یادمان های تلخ این جنگ خمیرمایهٔ نوشته های او گردید.
عکس آمبروز بیرس


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های آمبروز بیرس

آمبروز بیرس (۱۸۴۲ - ۱۹۱۴ میلادی)، نویسنده، روزنامه نگار و مهندس مساح آمریکایی.
• «سپیده دم: (اسم). زمانی که انسان منطقی به رختخواب می رود.»
• «پوزش خواستن: (فعل). پایه ریزی برای اهانت های بعدی.»
• «عشق: (اسم). نوعی جنون موقت که با ازدواج یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شده است، درمان می گردد. این بیماری در میان طوایفی متمدن که تحت شرایط مصنوعی زندگی می کنند شایع است و اقوام وحشی و بربر که هوای خالص تنفس می کنند و غذای ساده می خورند در برابر آثار مخرب آن مصون هستند. این بیماری بعضی مواقع کشنده است، اما این خطر جانی اغلب پزشک را تهدید می کند و نه بیمار.»
• «فجایع بر دو نوع اند؛ بدشانسی خودمان و خوش شانسی دیگران.»
• «جنگ شیوهٔ آموزشی خداوند برای آموختن جغرافیا به آمریکایی هاست.»
• ادراک: خیلی دیر به حماقت خود پی بردن
• بنای یادبود: بنایی که به منظور یادآوری چیزی برپا می شود که یا نیازی به یادبود ندارد یا به یادماندنی نیست.
• بی دفاع: ناتوان از حمله
• بی دین: در نیویورک به کسی می گویند که به دین مسیح معتقد نیست و در قسطنطنیه به کسی که به دین مسیح معتقد است.
• پارتی بازی: برای خیر و صلاح حزب به مادر بزرگ خودمان پست و مقام بخشیدن
• تبریک: حسادت مودبانه
• تبعیدی: آنکه با اقامت در خارج به وطن خود خدمت می کند و سفیر هم نیست.
• تولد: اولین و هولناک ترین بدبیاری
• جهنم: محل سکونت نویسندگان دائرةالمعارف
• دیکتاتور: رئیس یک جامعه که وبای استبداد را به طاعون هرج و مرج ترجیح می دهد.
• گدا: کسی که به یاری دوستان اعتماد کرده است.
• متعصب: کسی که با شدت و شور به عقیده ای دل بسته است که شما آن را نمی پسندید.
• مشورت: درخواستن از دیگری که روشی را که شما اتخاذ کرده اید تأیید کند.
• معذرت: گذاشتن بنای توهین بعدی
• مقبره: آخرین و مضحک ترین جنون اغنیا

ارتباط محتوایی با آمبروز بیرس

آمبروز بیرس را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آمبروز بیرس   • مفهوم آمبروز بیرس   • تعریف آمبروز بیرس   • معرفی آمبروز بیرس   • آمبروز بیرس چیست   • آمبروز بیرس یعنی چی   • آمبروز بیرس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آمبروز بیرس
کلمه : آمبروز بیرس
اشتباه تایپی : Hlfv,c fdvs
عکس آمبروز بیرس : در گوگل

آیا معنی آمبروز بیرس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )