برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

آماریدن

معنی آماریدن در لغت نامه دهخدا

آماریدن. [ دَ ] (مص ) آماردن. شمردن. بحساب آوردن. || مجازاً، اهمیت دادن. محلی نهادن. بروی خود آوردن :
ساعتکی روی پیش دار و بِهُش باش
کار بمن مان و برمگرد و میامار.
سوزنی.
تو از سر نغزی ّ و لطیفی ّ و ظریفی
می دان همه افعال من و هیچ میامار.
سوزنی.

معنی آماریدن به فارسی

آماریدن
( مصدر ) ۱ - شمردن بحساب آوردن آماردن . ۲ - اهمیت دادن بروی خود آوردن .

معنی آماریدن در فرهنگ معین

آماریدن
(دَ) (مص م .) ۱ - شمردن ، به حساب آوردن . ۲ - اهمیت دادن ، به روی خود آوردن .

معنی آماریدن در فرهنگ فارسی عمید

آماریدن
به حساب آوردن، آمار کردن، شمردن: تو از سر نغزی و لطیفی و ظریفی / می دان همه افعال من و هیچ میامار (سوزنی: ۵۰).

آماریدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
آماریدن = آماریدن : شمردن(ن)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آماریدن   • مفهوم آماریدن   • تعریف آماریدن   • معرفی آماریدن   • آماریدن چیست   • آماریدن یعنی چی   • آماریدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آماریدن

کلمه : آماریدن
اشتباه تایپی : Hlhvdnk
عکس آماریدن : در گوگل

آیا معنی آماریدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )