برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1687 100 1
شبکه مترجمین ایران

آماج

/'AmAj/

مترادف آماج: آماجگاه، تیر، تیررس، مقصد، نشان، نشانه، هدف، پرتاب

معنی آماج در لغت نامه دهخدا

آماج. (اِ) خاک توده کرده که نشان تیر بر آن نصب کنند. آماجگاه :
گر موی بر آماج نهی موی بدوزی
وین از گهر آموخته ای تو نه بتلقین.
فرخی.
چنان چون سوزن از وَشّی ّ و آب روشن از توزی
ز طوسی بیل بگذاری به آماج اندرون بیله.
فرخی.
چو تیر انداختی در روی دشمن
حذر کن کاندر آماجش نشستی.
سعدی.
|| توسعاً، نشان. نشانه. غرض. هدف. (دهار). || پرتاب. تیر پرتاب. تیررَس. بیست و چهار یک ِ فرسنگ. قریب پانصد قدم :
آماج تو از بُست بود تا به سپنج آب
پرتاب تو از بلخ بود تا بفلسطین.
فرخی.
ستاده قیصر و خاقان و فغفور
یک آماج از بساط پیشگه دور.
نظامی.
|| آهن گاوآهن که در زمین فروشود و شیار کند. || مجموع آهن جفت. سپار. گاوآهن : جفت الفدّان ؛ ساخت آماج کشاورز. (منتهی الارب ) :
برکند تیر تو زآنسان خاک در آماجگاه
برزگر برکنده پنداری به آماج و کلند.
سوزنی.
خواجه بهیبت در او نظر کردند، افتاد و سر او چون آماج در زمین می رفت و سر و گردن او در خاک پوشیده گشت. (انیس الطالبین بخاری ).
تیر؛ یوع آماج. (صراح ). || اوماج. (مؤید).

معنی آماج به فارسی

آماج
۱ - خاک توده کرده که نشان تیر بر آن نصب کنند آماجگاه . ۲ - نشان نشانه هدف . ۳ - پرتاب تیررس ۱/۲۴ فرسنگ قریب ۵٠٠ قدم . ۴ - آهن گاو آهن که در زمین فرو شود و شیار کند. ۵ - مجموع آهن جفت گاو آهن سپار .
[نجوم] ← آماج خورشیدی
( اسم ) ۱ - جای نشان. تیر نشانه گاه آماج خانه . ۲ - نشانه هدف . ۳ - میدانی که در آن نشانه نهند برای مشق و ورزش تیراندازی . ۴ - آنجا که شیار کنند زمین شیار شده .
[solar apex, apex] [نجوم] جهت حرکت خورشید و منظومۀ شمسی نسبت به دستگاه مرجع موضعی متـ . آماج
گاو آهن
یوغ و آن چوبی باشد که بر گردن گاو نهند و چوب گاو آهن را بدان بسته زمین را شیار کنند و بعضی با جیم فارسی آورده و گفته اند چوبی است که گاو آهن را بر آن نصب کنند و به عربی عضم گویند .

معنی آماج در فرهنگ معین

آماج
( اِ.) ۱ - تلی از خاک که نشانه تیر را بر روی آن قرار دهند. ۲ - نشان ، نشانه ، هدف .

معنی آماج در فرهنگ فارسی عمید

آماج
۱. نشان، نشانه، هدف: چو تیر انداختی در روی دشمن / حذر کن کاندر آماجش نشستی (سعدی: ۷۶).
۲. جایی که نشانۀ تیر را روی آن قرار بدهند، فاصله تیرانداز تا هدف، نشانه گاه.
۳. تیررس.
۴. آلتی آهنی که برزگران با آن زمین را شیار کنند، گاوآهن: برکند تیر تو زآن سان خاک در آماجگاه / برزگر برکنده پنداری به آماج و کلند (سوزنی: مجمع الفرس: آماج).
۵. (اسم مصدر) نشانه گیری.

آماج در جدول کلمات

آماج
نشان , هدف , نشانه
آماج و هدف
سیبل

معنی آماج به انگلیسی

gruel (اسم)
حریره ، اماج

آماج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسمین
به لحاظ لغوی به معنای نشانه رفتن و نشانه گیری است! اما در علم سخنوری / بلاغت و یا "رتوریک"، آماج معمولا در مواردی استفاده میشود که در آن گوینده: "نیت، منظور، مقصود و غرضی" را که مخاطب پیشاپیش با آن آشنا شده است را، با تاکید بر اجرای پر احساس آن، از سوی فاعلی را مطرح میکند!
--
بسیاری به اشتباه "آماج" را "هدف" میپندارند. در صورتیکه "آماج"، خودِ "هدف" نیست بلکه "نیت، منظور، مقصود، غرض و دلیلی" پیشاپیش دانسته از سوی مخاطب و در ضمن با اجرایی شدید، پر احساس و غلیظ، در جهت کسب و رسیدن به هدفی است!
مثال:
"پرویز، مهناز را مورد آماج بوسه قرار داد!"
در مثال بالا: "هدف"، "بوسیدن" است! علتِ به کار بردنِ واژۀ "آماج" از سوی گوینده، تاکیدِ او بر اجرای پر احساسِ فاعل (پرویز) در رابطه با "مقصود" او است. مقصودی که در ضمن گوینده، پیشاپیش من و شمای مخاطب را بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم، از آن مطلع نموده است.
بعبارتی دیگر:

"پرویز با منظور (نیت، دلیل، غرض و مقصودی)، مهناز را پر احساس، غلیظ و شدید، مورد هدفِ بوسیدن قرار داد!"
(مقصود، منظور، غرض و نیت پرویز این است که به هدفی برسد که آن هدف "بوسیدن" است.)
توجه!
بین هدف و علتِ رسیدن به هدف، تفاوت است!
1- میتوان با علت و مقصودی خوب به هدفی خوب نیز رسید!
2- میتوان با منظور، نیت، غرض و مقصودی خوب اما متاسفانه در پاره ایی از موارد به هدفی بد رسید!
3- میتوان با منظور و غرضِ بدی به هدفی بد رسید!
4- حتی پیش میاید که هر چند با نیت و مقصودی بد اما در هر حال به هدفی خوب رسید!
پرویز در اینجا میتواند پدر و یا برادر مهناز باشد! میتواند شوهر او باشد! اما میتواند یک غریبۀ متعرض نیز باشد که با نیت بدی مهناز را میبوسد.
در مثال یاد شده بالا: "پرویز، مهناز را مورد آماج بوسه قرار داد!"
منظور این است که که پرویز با نیت و غرضی که پیشاپیش از سوی توی مخاطب شناخته شده است، به هدفِ بوسیدن خود رسید.
شاید بهترین نوع معنا کردن این جمله، با تعبیری بلاغی و از دیدگاهِ رتوریک، اینچنین باشد:
پرویز، با همان منظورِ خاصی، که من قبلا تو را از آگاه کرده ام، به شدت و بسیار پر احساس، مهناز را بوسید!
چو نیک بنگری، در نوشته ها، داستان ها، کتاب ها، سخنرانی ها و غیره، معمولا نویسنده و یا سخنران قبل از اینکه به جمله ایی برسد که بخواهد در آن از واژۀ آماج استفاده کند، پیشاپیش در پیش زمینه یا متن قبلی خود، منظورِ فاعل را برای خواننده بصورت مستقیم یا غیر مستقیم توضیح داده است تا به آنجایی که حالا که به این جمله میرسد که در آن از واژۀ آماج استفاده میکند، خواننده یا شنونده پیشاپیش، از خوب یا بد بودن غرض، نیّت، مقصود و منظورِ فاعل آگاه شده است!
در واقع نویسنده و یا سخنران با بکار بردن واژۀ آماج، دیگر خودِ منظور را توضیح نمیدهد!! بلکه تاکید بر غلظت و شدت احساس اجرای آن منظوری را میکند که خواننده و یا شنونده پیشاپیش از آن آگاه شده است!
در مثال بالا:
- اگر گوینده، پیشاپیش، پدر بودن پرویز را برای مخاطب تفهیم کرده باشد، حالا "آماج" تاکیدی بر غلظتِ بوسه های بسیار پر مهر و نوازشگرِ پدریِ پرویز است.
- اگر گوینده، پیشاپیش، دوستِ پسر بودن / شوهر بودن مهناز را برای مخاطب تفهیم کرده باشد، حالا "آماج" تاکیدی بر شدت و غلظتِ بوسه های عشقی (با تاکید بر مهر همسری و تمایلات جنسیِ دو طرفۀ بین پرویز و مهناز) است.
- اگر گوینده، پبشاپیش، غریبه بودن پرویز را برای مخاطب تفهیم کرده باشد، حالا "آماج" تاکیدی بر غلظتِ بوسه های شهوانی، یک طرفه، غیر مجاز و متعرضانۀ پرویز است.
در هر سه حالت، به دلیل فضای خاصِ موضوع مورد بحث که گوینده پیشاپیش آن را مستقیم و یا غیر مستقیم برای مخاطب میسازد، در هر حال صحبت از شدّت غلظتِ رسیدن به این هدف است!
یاد آوری شود که فضای مورد بحث میتواند فضایی عاطفانه، عاشقانه، رومانتیک، هیجانی و شوق زده، جنایتکارانه، غم انگیز و ستایش گرایانه، مهربانانه، خصمانه، جنگجویانه، سلحشورانه، حماسی، . . . یا غیره باشد که همۀ اینها از سوی گوینده، بوسیلۀ کلام، توضیح، ژست ها و حرکاتِ بدنی، نوع نگاه، سکوت ها، . . . و غیره (حال یا بصورت مغالطه و یا بصورت واقعی) برای مخاطب ساخته میشود!
خواننده یا شنونده با خواندن یا شنیدنِ واژۀ "آماج" میفهمد که از سوی فاعلی، شدت و غلظتی خاص، در بدست آوردن هدفی (در این مثال، بوسیدن)، به دلیل و نیتِ خاصی که او پیشاپیش از آن آگاه شده است وجود دارد!
مهسا امینی
-هدف
-نشانه
اردم
آماج یا amac واژه‌ای ترکی است به معنی نشانه یا هدف.

منبع: "دیوان لغات الترک" شیخ محمود کاشغری

توضیح کاربر یاسمین کمی اغراق آمیز است به این دلیل که وقتی واژه‌ای غریب وارد زبان دیگر میشود به دلیل استفاده‌های به خصوصی از واژه ممکن است برداشت متفاوتی از آن شود، مثل واژه " ارمغان" که از زبان ترکی وارد فارسی شده و شاید در معنی، آن را متفاوت از برابر پارسی آن معنا کنند.
آرش محمدی
آماج از فعل ترکی akmak به معنی حرکت کردن وبه سوی مقصد یا هدف یا نقطه ای رفتن گرفته شده از آن مشتق akma� (آکماچ) به دست می آيد که به معنی هر گونه نقطه ، هدف یا مقصدی است که با حرکت یا جریان یا طی مسافتی به آن رسیده می شود که با گذشت زمان علاوه‌بر اهداف یا مقاصد عینی موارد انتزاعی و ذهنی را نیز در بر گرفته است
کلمه akma� به مرور زمان به صورت ağmac (آغماج) و سپس در نتیجه گویش سریع و خفیف به شکل aamac (آآماج) و amac (آماج) امروزی درآمده است و وارد فارسی شده است.
دیگر مشتق آن به همین شکل amak به معنی محل یا موقعیت مقصد می باشد از آن فعل amaklamak به معنای تعیین کردن موقعیت مکان مقصد می باشد و اسم مصدر آن عبارت است از :
amaklama (یک کلمه): تعیین موقیعت مقصد(یک گروه اسمی)
وهسودان مرزبان
این ارش محمد تا کنون پنجاه تا واژه گوناگون که هیچ کدام پیوندی معنایی و واژگانی به هم نداشته اند را دیده ام که نوشته از ریشه اکماک گرفته شده مثلا اهنگ را بروید نگاه کنید کم مانده که بگوییند کورش همان کوراغلی روشن است -
وهسودان مرزبان
مغولی زوریلتوت تاتاری ازبکی قرقیزی قزاقی مقصد استامبولی و باکویی هدف ایغوری و ترکمنی نشان چهار تا مقصد و دوتا هدف دوتا نشان و تنها مغول است که نشان فارسی و مقصد و هدف عربی بکار نمی برند اگر اماج ترکی بود انها اینگونه بیچاره واژگان دگران بکار نمی بردند البته اذربایجان و اران میتوانند همه وازگان فارسی را مال خود بدانند چرا که انها از ما هستند اما انرا به نام بیگانگان نزنند اکنون بنگریم به زبان پارسی اگرچه بیشینه از وازگان و نوشته های پارسی در ترکتازی نابود شده و بدست ما نرسیده انچه مانده دشمن کورکن است اماج نشانه تلوک اوغان تکوک تلوک و تموک اینها که من میدانم بی گمان بسیار بیشتر است
طاهان
آماج:در زبان ترکی به معنی هدف و نشانه است

منبع:لغات الترک کاشغری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اماج چیست   • طرز تهیه اماج   • کانال اماج   • معنی آماجگاه در جدول   • شرکت آماج   • معنی دفاع نظامی   • آماج حملات   • دادگستری قدیم   • مفهوم آماج   • تعریف آماج   • معرفی آماج   • آماج چیست   • آماج یعنی چی   • آماج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آماج

کلمه : آماج
اشتباه تایپی : Hlh[
آوا : 'AmAj
نقش : اسم
عکس آماج : در گوگل

آیا معنی آماج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )