برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1465 100 1

آماجگاه

/'AmAjgAh/

مترادف آماجگاه: آماج، نشانه، هدف

معنی آماجگاه در لغت نامه دهخدا

آماجگاه. (اِ مرکب ) آماج. نشانه گاه :
سرشک دیده برخسار تو فروبارد
هر آنگهی که بر آماجگاه او گذری .
عماره.
کند به تیر چو زنبورخانه سندان را
اگر نهند بر آماجگاه او سندان.
فرخی.
زمین هست آماجگاه زمان
نشانه تن ما و چرخش کمان.
اسدی.
برکند تیر تو زآنسان خاک در آماجگاه
برزگربرکنده پنداری به آماج و کلند.
سوزنی.
چو خاک آماجگاه تیر گشته.
نظامی.
|| نشانه. || میدانی که در آن نشانه نهند مشق و ورزش تیراندازی را:
واندر آماجگاه راه کند
تیر او اندر آهنین دیوار.
فرخی.
|| آنجا که شیار کنند. زمین شیاریده. || مجازاً، دنیا. ملک. سریر ملک :
چو الب ارسلان جان بجان بخش داد...
بتربت سپردندش از تاجگاه
نه جای نشستن بد آماجگاه.
سعدی.

معنی آماجگاه به فارسی

آماجگاه
( اسم ) ۱ - جای نشان. تیر نشانه گاه آماج خانه . ۲ - نشانه هدف . ۳ - میدانی که در آن نشانه نهند برای مشق و ورزش تیراندازی . ۴ - آنجا که شیار کنند زمین شیار شده .
[butt] [ورزش] پایه یا افزاره ای که هدف برگ بر روی آن نصب می شود

معنی آماجگاه در فرهنگ معین

آماجگاه
(اِمر.) ۱ - نشانه گاه . ۲ - میدانی که نشانه را درآن قرار دهند برای تمرین تیراندازی .

معنی آماجگاه در فرهنگ فارسی عمید

آماجگاه
آماج خانه، نشانه گاه، جای نشانۀ تیر، میدانی که در آن نشانه بگذارند برای تیراندازی: زمین هست آماجگاه زمان / نشانه تن ما و چرخش کمان (اسدی: ۵۵).

آماجگاه در جدول کلمات

آماجگاه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جواد
سیبل
بهادر
میوه
بی نام
آماجگاه = مقصد ، جایی که نشان شده است ، نشانه گاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آماجگاه در جدول   • خوردنی حرام دو حرفی   • عرب در جدول   • عرب در حل جدول   • زمستان عرب در جدول   • اشرف درحل جدول   • وجود در جدول   • معنی آماجگاه درجدول   • مفهوم آماجگاه   • تعریف آماجگاه   • معرفی آماجگاه   • آماجگاه چیست   • آماجگاه یعنی چی   • آماجگاه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آماجگاه
کلمه : آماجگاه
اشتباه تایپی : Hlh['hi
آوا : 'AmAjgAh
نقش : اسم
عکس آماجگاه : در گوگل

آیا معنی آماجگاه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران