برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1431 100 1

آشکارا

/'ASkArA/

مترادف آشکارا: آشکار، افشا، بی پرده، بین، پدیدار، پیدا، جلوت، جهراً، صریح، ظاهر، علانیه، علنا، علنی، علی الظاهر، فاش، مرئی، مشهود، معلوم، مکشوف، واضح، هویدا

متضاد آشکارا: پوشیده، درخفا، مخفی، مستور، ناآشکارا، نهانی، نهفته

معنی آشکارا در لغت نامه دهخدا

آشکارا. [ ش ْ / ش ِ ] (ص ، ق ، اِ) بی پرده. صریح :
یکی بانگ برزد [ پلاشان ] به بیژن بلند
منم گفت شیراوژن دیوبند
بگوآشکارا که نام تو چیست
که اختر همی بر تو خواهد گریست.
فردوسی.
|| روی ، مقابل پشت. ظاهر، مقابل باطن. صورت ، مقابل معنی :
تفو باد بر این گزند جهان
بتر زآشکارا مر او را نهان.
فردوسی.
خنک آنکه آباد دارد جهان
بود آشکارای او چون نهان.
فردوسی.
بجز داد و خوبی نبد در جهان
یکی بود با آشکارا نهان.
فردوسی.
به بینیم تا کردگار جهان
در این آشکارا چه دارد نهان.
فردوسی.
بگیتی ز نیکی چه چیز است گفت
هم از آشکارا هم اندر نهفت.
فردوسی.
پس چشمه در تیره گردد جهان
شود آشکارای گیتی نهان.
فردوسی.
همی گفت این سخن دل با زبان نه
سخن را آشکارا چون نهان نه.
(ویس و رامین ).
|| علانیه ، مقابل سِر : به ایزد و بزینهار ایزد و بدان خدای که نهان و آشکارا خلق داند... تا... منوچهربن قابوس طاعت دار... سلطان باشد... دوست او باشم. (تاریخ بیهقی ).
در بسته بروی خود ز مردم
تا عیب نگسترند ما را
در بسته چه سود و عالم الغیب
دانای نهان و آشکارا؟
سعدی.
|| مشهود. مرئی. پدیدار. ظاهر. پیدا :
هنر خوار شد جادوئی ارجمند
نهان راستی ، آشکارا گزند.
فردوسی.
مار تا پنهان باشد نتوان کشت او را
نتوان کشت عدو تا آشکارا نشود.
منوچهری.
چه بودی که مرگ آشکارا شدی
سکندر هم آغوش دارا شدی ؟
نظامی.
بسر مناره اشتر رود و فغان برآرد
که نهان شدستم اینجا مکنیدم آشکارا.
مولوی.
|| بظاهر :
وز ایشان یکی زنده اندر جهان
ممان آشکارا نه اندر نهان.
فردوسی.
بسی چشم سَرم دید آشکارا
دوچندان چشم سِر اندر نهان دید.
مسعودسعد.
|| مکشوف :
من آوردمش نزد شاه جهان
همه آشکارا ...

معنی آشکارا به فارسی

آشکارا
۱ - ( صفت ) هویدا روشن بین بدیهی . ۲ - مشهود مرئی . ۳ - مکشوف . ۴ - بی پرده صریح . ۵ - ( اسم ) علانیه مقابل سر. ۶ - روی ظاهر مقابل باطن .
بی پرده صریح
( مصدر ) ۱ - آشکار شدن ظاهر گردیدن . ۲ - از پرده بر آمدن .
( مصدر ) ۱- افشا کردن علنی کردن . ۲ - اظهار کردن ابراز کردن . ۳ - پیدا کردن پدیدار کردن .

آشکارا در جدول کلمات

معنی آشکارا به انگلیسی

aboveboard (قید)
پوست کنده ، اشکارا
signally (قید)
اشکارا ، بطور برجسته
outright (قید)
اشکارا ، کاملا ، بی درنگ ، یکجا

آشکارا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

همت
صراحتا
کیانوش
خوش رویی مهربان پیدا
حمیدرضا دادگر_فریمان
بارز،آشکار، افشا، بی پرده، بین، پدیدار، پیدا، جلوت، جهراً، صریح، ظاهر، علانیه، علنا، علنی، علی الظاهر، فاش، مرئی، مشهود، معلوم، مکشوف، واضح، هویدا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آشکار در جدول   • معنی فهمیدن   • آشکار کننده در جدول   • در نهان و آشکار در جدول   • معنی در نهان و اشکار   • معنی پستی ها   • معنی یک دهم ها   • واضح در جدول   • معنی آشکارا   • مفهوم آشکارا   • تعریف آشکارا   • معرفی آشکارا   • آشکارا چیست   • آشکارا یعنی چی   • آشکارا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آشکارا
کلمه : آشکارا
اشتباه تایپی : Ha;hvh
آوا : 'ASkArA
نقش : صفت
عکس آشکارا : در گوگل

آیا معنی آشکارا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )