برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

آشفته

/'ASofte/

مترادف آشفته: بی سامان، بی نظم، پراکنده، درهم، درهم برهم، ژولیده، متفرق، متلاطم، مختل، مغشوش، نابسامان، ناجور، نامرتب، نامنظم، آتشی، پریشان، پریشان حال، پریشان خاطر، خشمگین، رنجیده، سراسیمه، شوریده، مشوش، مضطرب، ناراحت، نگران

متضاد آشفته: آرام، بسامان، مرتب

معنی آشفته در لغت نامه دهخدا

آشفته. [ ش ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف / نف ) خشمگین. بخشم آمده. مقابل آهسته :
گهی آرمده و گه آرغده
گهی آشفته و گه آهسته.
رودکی.
میغ چون ترکی آشفته که تیر اندازد
برق تیر است مر اورا مگر و رخش کمان.
فرالاوی.
بگفت آنچه خاقان بدو گفته بود
که از کین آن کشته آشفته بود.
فردوسی.
بگفتش بدو آن کجا رفته بود
چو خاقان ورا دید کآشفته بود.
فردوسی.
پراندیشه شد شاه یزدان پرست
ز خون ریختن دست گردان ببست
چو مهر جهانجوی پیوسته شد
دل مرد آشفته آهسته شد.
فردوسی.
سیاوش بگفت آن کجا رفته بود
وز آن کو ز سودابه آشفته بود.
فردوسی.
سپهبد شد آشفته از گفت اوی
نشد پند بهرام یل جفت اوی.
فردوسی.
بگفت آنچه با پیلتن گفته بود
ز طوس و ز کاووس کآشفته بود.
فردوسی.
|| ارغنده. آرغده :
که هرگز ندیدم بدینسان دلیر
نه ببر بیان و نه آشفته شیر.
فردوسی.
نگه کرد برزو بدان ده سوار
چو شیران آشفته در کارزار.
فردوسی.
سپهدار قارن چه آشفته پیل
زمین کرد از خون چو دریای نیل.
فردوسی.
چو آشفته شد شیر و تندی نمود
سر نیزه را سوی او کرد زود.
فردوسی.
شیر ارغنده اگر پیش تو آید بنبرد
پیل آشفته اگر گرد تو آید بجدال...
فرخی.
همی آمد آشفته چون پیل مست
ببازو کمانی ّ و نیزه بدست.
اسدی.
تاج در میان دو شیر آشفته نهادند بر تخت و بهرام با گرز برفت و شیر را بکشت و بر تخت نشست. (مجمل التواریخ ). || کراشیده. ریخته و پاشیده. درهم وبرهم. زَبَرزیر. شلوغ پلوغ. شوریده و گوریده. کالفته. مختلط. آشوفته :
برآنگونه سودابه را خفته دید [ کاوس ]
سراسر شبستان برآشفته دید.
فردوسی.
|| متفرق. پراکنده. پریشان :
سپهبدان بر، آشفته لشکری گشتند
چنانکه خواهند از هر سوئی همی رانند.
مسعودسعد.
- ...

معنی آشفته به فارسی

آشفته
( اسم ) ۱ - پریشان پریشان حال شوریده مضطرب . ۲ - مختل بی نظم بی نسق دچارهرج و مرج درهم و برهم . ۳- متفرق پراکنده. ۴- خشمگین غضبناک مقابل آهسته. ۵ - بهیجان آمده آتشی . ۶- رنجیده سرگردان .۷- کاسد بی رونق .
خشمگین
[disturbed] [علوم جَوّ] حالت سامانه ای که دچار آشفتگی شده باشد
( صفت ) بدبخت بداقبال شقی .
شقی بدبخت
( صفت ) ۱ - پریشانی پریشان حال . ۲ - بی بضاعت مسکین . ۳ - ( تصوف ) مجذوب شوریده.
مجذوب
حالت و کیفیت آشفته حال
( صفت ) پریشان خاطر آشفته دل .
پریشان خاطر
آشفته خاطر بودن پریشان خاطری .
( صفت ) تند خوی تند مزاج .
تند خوی
تند خویی تند مزاجی .
( صفت ) پریشان خاطر آشفته حال .
پریشان خاطر
پریشان خاطری پریشان حالی .
( صفت ) ۱ - پریشان حواس . ۲ - غمین غمگین . ۳ - مخبط دیوانه.
دیوانه پریشان حواس
حالت و کیفیت آشفته دماغ
( صفت ) آنکه نتواند تصمیم بگیرد مردد .
مردد
...

معنی آشفته در فرهنگ معین

آشفته
(شُ تِ) (ص مف .) ۱ - پریشان ، شوریده . ۲ - نابسامان ، بی نظم . ۳ - پراکنده . ۴ - خشمگین . ۵ - به هیجان آمده . ۶ - رنجیده .
( ~. دِ ) (ص مر.) پریشان خاطر، آشفته حال .
( ~. دِ) [ فا - ع . ] (ص مر.) ۱ - حواس پرت . ۲ - غمگین . ۳ - دیوانه .
( ~.) (ص مر.) بدبخت ، بداقبال .
( ~.) (ص مر.)۱ - تهیدست ، فقیر. ۲ - شوریده ، مجذوب .

معنی آشفته در فرهنگ فارسی عمید

آشفته
۱. نامرتب.
۲. به هم برآمده، خشمگین.
۳. شوریده، عاشق، پریشان حال.
۴. سرگردان، حیران، نگران، ناراحت، پریشان.
۵. (قید) حالت آشفته بودن، با تعجب و حیرانی.
بدبخت، تیره بخت.
۱. پریشان حال، شوریده، مضطرب: آن عمادالملک گریان، چشم مال / پیش سلطان دردوید آشفته حال (مولوی: ۹۷۵).
۲. مسکین، مستمند.
۳. (تصوف) شوریده، مجذوب.
پریشان خاطر، آشفته دل.
تندخو.
آشفته خاطر، پریشان خاطر، پریشان حال، شوریده، مضطرب.
۱. آشفته مغز، آشفته عقل.
۲. پریشان حواس، غمگین.
مردد، دودل، کسی که نتواند فکر کند و تصمیم بگیرد.
پریشان روزگار، بدبخت، بی طالع.
۱. فقیر، تهیدست، بینوا: نه بم داند آشفته سامان نه زیر / به آواز مرغی بنالد فقیر (سعدی۱: ۱۱۱).
۲. شوریده، مجذوب.
۱. مخبط، مجنون.
۲. پریشان حواس.
کسی که موهای پریشان دارد، ژولیده مو.
پریشان حواس: بدو گفتم ای یار آشفته هوش / شگفت آمد این داستانم به گوش (سعدی۱: ۱۵۹).

آشفته در دانشنامه ویکی پدیا

آشفته
آشفته فیلم درام آمریکایی به کارگردانی اما فارست است که نخستین تجربه کارگردانی وی می باشد. ستارگان فیلم جیمی درنان، بن مندلسون، لولا کریک و جمیما کریک هستند. تولید این فیلم در اکتبر ۲۰۱۶ آغاز شد و در جشنواره فیلم ترایبکا اکران خواهد شد.
لوک دنیلز
برندون کی هوگان
اسکات لاستیتی
موهیت رمچاندانی
یک نوجوان نابغه به نام آندریا (جمیما کریک) تبدیل به معتادی هروئینی می شود. حالا که پاک شده است، تصمیم دارد نویسنده شود. او با نویسنده ای به نام نیک (جیمی درنان) رابطه برقرار می کند. نیک با بازگویی خاطراتش از زمان جنگ به مقام و پول رسیده است. در عین حال، خواهر کوچک آندریا به نام تارا (لولا کریک) کم کم جذب یک خاخام به نام دیوید (کریستال) می شود و رابطه اش با دوست پسرش مارتین (مندلسون) دچار تزلزل می گردد.
اما فارست فیلم نامه این مجموعه را نوشته و همزمان نخستین تجربه کارگردانی خود را نیز دارد. همسرش، بن مندلسون، از ستارگان این فیلم است. جمیما کریک و خواهرش لولا کریک برای اولین بار در کنارهم بازی می کنند. تهیه این فیلم از ۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ آغاز شد.
آشفته ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
آشفته (ترانه)
آشفته (فیلم)
آشفته (نشریه)
آشفته (به انگلیسی: Frantic) آهنگ آغازین آلبوم خشم مقدس و دومین تک آهنگی از گروه هوی متال امریکایی، متالیکا، می باشد که در سال ۲۰۰۳ توسط کمپانی الکترا منتشر شده است. مانند سایر ترانه های آلبوم خشم مقدس؛ این آهنگ نیز درباره مبارزه های پیشین گروه با اعتیاد به ویژه مشکلات الکی خواننده و ریتم گیتاریست گروه،جیمز آلن هتفیلد که چند ماهی را در دوران توانبخشی برای مبارزه با ترک الکل سپری می کرد.
آشفته (به انگلیسی: Disturbia) فیلمی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی دی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آشفته در جدول کلمات

آشفته
پریشان, ژول
آشفته | حیران
سردرگم
آشفته از عشق
شیدا
آشفته بخت
شقی
آشفته و پریشان
سراسیمه
آشفته و درهم
بی سرو سامان
آشفته و سرگشته
سراسیمه

معنی آشفته به انگلیسی

upset (صفت)
اشفته ، نژند ، ناراحت
disturbed (صفت)
مضطرب ، اشفته ، مختل ، پریشان ، مختل شده ، ناراحت ، پریشانحال
disordered (صفت)
بی نظم ، بی ترتیب ، اشفته ، نا مرتب ، نامنظم ، مختل شده
berserk (صفت)
از جا در رفته ، شوریده ، اشفته
messy (صفت)
کثیف ، اشفته ، شلوغ ، بهم خورده ، شلوغ کار
disheveled (صفت)
ژولیده ، اشفته ، پریشان ، نا مرتب
frenzied (صفت)
از جا در رفته ، شوریده ، اشفته ، عصبانی ، دیوانه وار ، اتشی
frenetic (صفت)
دیوانه ، شوریده ، اشفته ، عصبانی ، اتشی
phrenetic (صفت)
دیوانه ، شوریده ، اشفته
turbulent (صفت)
سرکش ، اشفته ، یاغی ، گردن کش
garbled (صفت)
اشفته ، درهم
frantic (صفت)
اشفته ، عصبانی ، از کوره در رفته ، بی عقل ، اتشی
vexatious (صفت)
مضطرب ، اشفته ، دل ازار ، رنجش امیز
tumultuary (صفت)
اشفته ، پر اشوب

معنی کلمه آشفته به عربی

آشفته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمه
ژول
فرید-م
سر در گم
jvufu
پریشان
ناشناس
غمگین ناراحت به هم ریخته
حمیدرضا دادگر_فریمان
شوریده،سردرگم
علی دوستی نوگورانی
آسیمه
Farhood
volatile
اوزرا
آشفته.آشفت.هر کلمه ایی آش داشته باشد.تورکی است.مثل آشتاب.آشپز.آشدان.آشخانا.آشور(آشیر).آشوب(آشیب داشیب).یولداش.بکتاش.آشتیانی(دیگ آش).باشتیانی(دیگ بزرگتر ازهمه).داشتیانی(دیگ سنگی).قارین داش.آداش)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آشفته در جدول   • مترادف گیج و آشفته   • معنی اشفته وپریشان   • آشفته و پریشان در حل جدول   • آشفته و پریشان در جدول   • معنی لاک پشتها   • گیج و آشفته لیف   • معنی ازمندی   • معنی آشفته   • مفهوم آشفته   • تعریف آشفته   • معرفی آشفته   • آشفته چیست   • آشفته یعنی چی   • آشفته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آشفته

کلمه : آشفته
اشتباه تایپی : Hatji
آوا : 'ASofte
نقش : صفت
عکس آشفته : در گوگل

آیا معنی آشفته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )