برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

آسوده

/'Asude/

مترادف آسوده: آرام، راحت، خاطرجمع، فارغ، بی خیال، فارغ البال، فارغ بال، مرفه، خلاص، سبکبار، بی حرکت، ساکن، آرمیده، مرده، مدفون

معنی اسم آسوده

اسم: آسوده
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: āsude) (صفت فاعلی از آسودن) استراحت یافته، راحت کرده، آرام گرفته، ساکن، فارغ، خوش، مسرور، بی رنج - راحت و آرام

معنی آسوده در لغت نامه دهخدا

آسوده. [دَ / دِ ] (ن مف / نف ) فارغ. فراغ یافته :
نباید که آسوده باشد سپاه
نه آسوده از رنج تدبیر شاه.
فردوسی.
چو از جنگ این لشکر آسوده شد
بلشکرگه شاه پرموده شد.
فردوسی.
ببد شاه چندی بدان رزمگاه
چو آسوده شد شهریار و سپاه...
فردوسی.
هر جا که دلی هست ز غم فرسوده ست
کس نیست که از رنج جهان آسوده ست.
کمال اسماعیل.
|| دور. جدا :
بتو آسوده بودم از همه غم
تو بمردی ّ و من نیاسایم.
مسعودسعد.
|| خوش :
تن آسوده دارید یکسر ببزم
که زود آید اندیشه ٔ روز رزم.
فردوسی.
|| با خاطری مجموع. مطمئن :
اگر از خویش برون آمده ای چون مردان
باش آسوده که دیگر سفری نیست ترا.
صائب.
|| مستریح. بی مشقت. آرام یافته. بی ترس. بی هراس و بیم از بدی و مصائب. جمام : وطلیعه ها نامزد کرد و مردم آسوده و من بازگشتم. (تاریخ بیهقی ). تا خلایق روی زمین آسوده و مرفّه پشت بدیوار امن و فراغ آوردند. (کلیله و دمنه ).
|| آرمیده. تسکین یافته. مقابل شورانیده :
چنین گفت شاپور [ طائر ] بدنام را
که از پرده چون دخت بهرام را
بیاری ّ و رسوا کنی دوده را
بشورانی این کین آسوده را...
فردوسی.
|| فارغ البال :
آسوده زهرچه نیست میباید زیست
وآزاده ز هرچه هست می باید بود.
سلمان ساوجی.
|| ماندگی گرفته. مقابل مانده :
بخفتی ّ و آسوده برخاستی
ز نو باز جنگی بیاراستی.
فردوسی.
یکی اسب آسوده را برنشست
رخ از خون دیده شده چون کبست.
فردوسی.
برآسود روزی بر آنجایگاه
چو آسوده گشت اسب و شاه و سپاه
بکشمیهن آمد بهنگام روز...
فردوسی.
جهاندار [ افراسیاب ] چون بخت برگشته دید
دلیران توران همه کشته دید
بیفکند شمشیر هندی ز دست
یکی اسب آسوده را برنشست
خود و سرکشان سوی توران شتافت
کز ایرانیان کام کینه نیافت.
فردوسی.
بدان جایگه شا ...

معنی آسوده به فارسی

آسوده
( اسم ) ۱ - استراحت یافته راحت کرده. ۲ - آرام گرفته ساکن . ۳ - فارغ فراغ یافته . ۴ - خوش مسرور . ۵ - دور جدا . ۶ - ماندگی گرفته رفع خستگی کرده . ۷ - بی رنج بی تعب . ۸ - بهره مند محفوظ . ۹ - مدفون آرام گرفته در قبر .
فارغ
( صفت ) آسوده دل فارغ البال .
آسوده دل
کیفیت و حالت آسوده خاطر آسوده دلی .
( صفت ) آسوده خاطر فارغ البال بی دلواپسی مقابل مضطرب .
فارغ البال
حالت و کیفیت آسوده دل فراغ بال آسوده خاطری .
فارغ بال
بیکاری عطلت .
بیکاری
( اسم . بر آسودن ) استراحت کرده آسایش یافته .
راحت شده آرام یافته .
کنایه از مرغانی که در چمن زمزمه پرداز باشند و این در مقابل مرغان گرفتار است . سرود گوینده در باغ به آزادی و آسودگی مانند مرغان .
( صفت ) کسی که او را رنجی و ناراحتیی نباشد بی دغدغه مقابل خاطر آشفته .
آسوده دل . خاطر جمع .
فارغ
( صفت ) ۱- استراحت نیافته . ۲ - فراغت نیافته مقابل آسوده .

معنی آسوده در فرهنگ معین

آسوده
(دِ) (ص مف .)۱ - خستگی در کرده . ۲ - آرام گرفته ، ۳ - فارغ . ۴ - خوش ، شادمان . ۵ - تنبل ، بی کاره . ۶ - بی رنج ، بی تعب . ۷ - بهره مند.
( ~. طِ) [ فا - ع . ] (ص مر.)آسوده - دل ، فارق البال .
( ~. دِ ) (ص مر.) آسوده خاطر، فارغ البال ، بی دلواپسی .

معنی آسوده در فرهنگ فارسی عمید

آسوده
۱. آرام، آرام گرفته.
۲. فارغ، آسایش یافته، دارای آسایش، آن که در حال استراحت است، بی درد، بی غم، نگه داری شده، حفظ شده، محفوظ، درامان.
آسوده دل.
آسوده خاطر، کسی که دلواپس و مضطرب نباشد: کسی خسبد آسوده در زیر گل / که خسبند از او مردم آسوده دل (سعدی۱: ۷۹).

آسوده در جدول کلمات

آسوده
امن, فراغ, راحت
آسوده | آسان
راحت
آسوده از وضعی دشوار یا ناخوشایند
فارغ
آسوده از وضعی ناخوشایند
فارغ
آسوده خاطر
مطمین
آسوده شدن
فراغ
آســوده و آرام
امن
آسوده و بی تشویش
خاطر جمع

معنی آسوده به انگلیسی

easy (صفت)
ساده ، ملایم ، اسوده ، سبک ، روان ، اسان ، سهل ، بی زحمت ، بدون اشکال
calm (صفت)
ساکت ، ارام ، خاطر جمع ، ملایم ، ساکن ، اسوده
tranquil (صفت)
ارام ، خاطر جمع ، اسوده ، بی جنبش
snug (صفت)
راحت ، اسوده ، دنج ، گرم و نرم ، راحت واسوده ، امن و امان ، اماده و مجهز

آسوده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آسو
آسوده : نوع: دخترانه ریشه اسم: فارسی معنی: (تلفظ: āsude) (صفت فاعلی از آسودن) استراحت یافته، راحت کرده، آرام گرفته، ساکن، فارغ، خوش، مسرور، بی رنج - راحت و آرام .
هانیه شمس الدینی
راحت بودن از چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آسوده   • فروشگاه پروتئینی   • فروشگاه آسوده   • فروشگاه مرغ و ماهی   • دکوراسیون مغازه پروتئینی   • سود مغازه پروتئینی   • راه اندازی فروشگاه مواد پروتئینی   • فروشگاه پروتئینی امیر   • مفهوم آسوده   • تعریف آسوده   • معرفی آسوده   • آسوده چیست   • آسوده یعنی چی   • آسوده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آسوده

کلمه : آسوده
اشتباه تایپی : Hs,ni
آوا : 'Asude
نقش : صفت
عکس آسوده : در گوگل

آیا معنی آسوده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )