برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

آزمند

/'Azmand/

مترادف آزمند: آزناک، آزور، حریص، طماع، طمعکار، مولع

متضاد آزمند: قانع

معنی آزمند در لغت نامه دهخدا

آزمند. [ م َ ] (ص مرکب ) حریص. مولع. شَرِه ْ. طامع. آزور.صاحب آز. آزناک. طمعکار. پرخواه. ولوع :
حاسد و بدخواه او دائم به مرگ است آزمند
گر در این حسرت بمیرد باک نبود، گو بمیر.
سوزنی.
- امثال :
آزمند هماره نیازمند است .

معنی آزمند به فارسی

آزمند
( صفت ) حریص طمع کار آزور.
حریص طمعکار

معنی آزمند در فرهنگ معین

آزمند
(مَ) (ص مر.) حریص ، طمع کار.

معنی آزمند در فرهنگ فارسی عمید

آزمند
صاحب آز، حریص، آزور، آزناک.

آزمند در جدول کلمات

آزمند
طماع ، شره

معنی آزمند به انگلیسی

avaricious (صفت)
خسیس ، ازمند ، حریص ، طماع ، زیادهجو
avid (صفت)
مشتاق ، ارزومند ، متمایل ، ازمند ، حریص ، پولکی
greedy (صفت)
ازمند ، حریص ، طماع ، پولکی ، دندان گرد ، پر خور
covetous (صفت)
ازمند ، طماع ، دندان گرد
cormorant (صفت)
ازمند

آزمند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آزمندی در جدول   • ازمندی دو حرفی   • آزمندی دو حرفی   • معنی نیزه دار   • معنی آزمندی دوحرفی   • معنی کنده کاری روی چوب   • آزمندی درجدول   • معنی ازمندی دو حرفی   • مفهوم آزمند   • تعریف آزمند   • معرفی آزمند   • آزمند چیست   • آزمند یعنی چی   • آزمند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آزمند

کلمه : آزمند
اشتباه تایپی : Hclkn
آوا : 'Azmand
نقش : صفت
عکس آزمند : در گوگل

آیا معنی آزمند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )