برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

آزمندی

/'Azmandi/

مترادف آزمندی: آزپیشگی، حرص، طماعی، طمع، طمعکاری، ولع

متضاد آزمندی: قناعت

معنی آزمندی در لغت نامه دهخدا

آزمندی. [ م َ ] (حامص مرکب ) حرص. ولع. طمع. شره. پرخواهی :
ایا دانشی مرد بسیارهوش
همه چادر آزمندی مپوش.
فردوسی.
دگر آزمندیست اندوه و رنج
شدن تنگدل در سرای سپنج.
فردوسی.

معنی آزمندی به فارسی

آزمندی
کیفیت و حالت آزمند حرص ولع طمع .
حرص و ولع

معنی آزمندی در فرهنگ معین

آزمندی
( ~.)(حامص .) حرص ، ولع ، طمع .

معنی آزمندی در فرهنگ فارسی عمید

آزمندی
حرص، ولع، بسیارخواهی: ایا دانشی مرد بسیار هوش / همه چادر آزمندی مپوش (فردوسی: ۱/۳۱۵).

آزمندی در جدول کلمات

آزمندی
شح
آزمندی و طمع
حرص

معنی آزمندی به انگلیسی

avidity (اسم)
از ، اشتیاق ، طمع ، حرص ، پر خوری ، ازمندی

آزمندی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عسل
شه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آزمندی در جدول   • ازمندی دو حرفی   • آزمندی دو حرفی   • آشفته و پریشان   • معنی آزمندی دوحرفی   • نوعی دریبل در بسکتبال   • آزمندی درجدول   • مالیات فرنگی جدول   • مفهوم آزمندی   • تعریف آزمندی   • معرفی آزمندی   • آزمندی چیست   • آزمندی یعنی چی   • آزمندی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آزمندی

کلمه : آزمندی
اشتباه تایپی : Hclknd
آوا : 'Azmandi
نقش : اسم
عکس آزمندی : در گوگل

آیا معنی آزمندی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )