برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

آزاد کردن

آزاد کردن در جدول کلمات

آزاد کردن
وارهاندن

معنی آزاد کردن به انگلیسی

liberation (اسم)
رهایی ، ازاد کردن ، نجات
extrication (اسم)
رهایی ، ازاد کردن ، خلاصی
liberalization (اسم)
ازاد کردن ، ترقیخواه کردن
uncage (فعل)
ازاد کردن ، از قفس رها کردن
unfasten (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، باز کردن
unhitch (فعل)
ازاد کردن ، باز کردن ، شل کردن
unloose (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، گشودن ، ضعیف کردن ، ول کردن ، شل کردن
unstring (فعل)
ازاد کردن ، شل کردن ، نخ چیزی را کشیدن ، نخ یا بند چیزی را سست کردن
unyoke (فعل)
ازاد کردن ، از زیر یوغ ازاد کردن
unfix (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، غیر ثابت کردن ، باز کردن
unwrap (فعل)
ازاد کردن ، صاف کردن ، باز کردن ، واپیچیدن
enfranchise (فعل)
ازاد کردن ، معاف کردن ، از بندگی رهاندن ، حق رای دادن ، حقوق مدنی اعطا کردن به
liberalize (فعل)
ازاد کردن ، روشنفکر کردن ، لیبرال کردن ، ازادیخواه کردن ، رفع ممانعت کردن
extricate (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، خلاصی بخشیدن
ease (فعل)
سبک کردن ، ازاد کردن ، راحت کردن
franchise (فعل)
ازاد کردن ، حق رای دادن
deliver (فعل)
ازاد کردن ، تحویل دادن ، ایراد کردن ، رستگار کردن
release (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، مرخص کردن ، منتشر ساختن
liberate (فعل)
رها کردن ، تجزیه کردن ، ازاد کردن
free (فعل)
ترخیص کردن ، خالی کردن ، ازاد کردن ، فروهشتن ، حق رای دادن ، ازادی بخشیدن
assert (فعل)
ادعا کردن ، اثبات کردن ، حمایت کردن ، دفاع کردن از ، ازاد کردن ، اظهار قطعی کردن
assoil (فعل)
پاک کردن ، بخشیدن ، تبرئه کردن ، روسفید کردن ، ازاد کردن ، مغفرت کردن ، مرخص کردن ، حل کردن ، رفع کردن ، تقاص پس دادن

معنی کلمه آزاد کردن به عربی

آزاد کردن
اِخْلاءٌ ، اِخلاءٌ السَّبيلِ

آزاد کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آزاد کردن   • مفهوم آزاد کردن   • تعریف آزاد کردن   • معرفی آزاد کردن   • آزاد کردن چیست   • آزاد کردن یعنی چی   • آزاد کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آزاد کردن
کلمه : آزاد کردن
اشتباه تایپی : Hchn ;vnk
عکس آزاد کردن : در گوگل

آیا معنی آزاد کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )