برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1434 100 1

آرستن

معنی آرستن در لغت نامه دهخدا

آرستن. [ رِ ت َ ] (مص ) توانستن. یارستن. جرأت. تجرؤ. دلیری کردن. این مصدر صورتی از یارستن است و منفی یارستن را که نیارستن باشد میتوان منفی آرستن شمرد بتبدیل همزه بیاء :
دل جنگجویان ازاو شد بدرد
نیارد کسی رزم او یاد کرد.
فردوسی.
کس از نامداران و شاهان گُرد
چنین رنجها برنیارد شمرد.
فردوسی.
کس این رازپیدا نیارست کرد
بماندند با درد و رخساره زرد.
فردوسی.
نیارد شدن پیش گُرد گزین
نشیند براه وی اندر کمین.
فردوسی.
بدرگاه خسرو بدی روز و شب
نیارست بر کس گشادن دو لب.
فردوسی.
نیارست کردن کس آنجا گذر
زدیوان و پیلان و شیران نر.
فردوسی.
کس از نامداران ایران سپاه
نیارست کردن بدو در نگاه.
فردوسی.
ندارم سواری ورا هم نبرد
از ایران نیارد کس این کار کرد.
فردوسی.
همی این بدان آن بدین گفت ماه
نیارد بدین شاه کردن نگاه.
فردوسی.
هیچکس دانه در دهان نیارست نهادن از آن همی ترسیدند که نباید زهر باشد و هلاک شوند. (نوروزنامه ). و غلامان بیرون از قانون قرار و قاعده هیچ از رعایا نیارستندی خواست. (نوروزنامه ). و از آن پس کس طمع ایرانیان نیارست کردن. (مجمل التواریخ ). و رجوع به یارستن شود.

آرستن. [ رَ ت َ ] (مص ) مخفف آراستن :
بسیار مشو غره بدین حسن دلاویز
کاین حسن دلاویز تو از عشق من آرست.
سلمان ساوجی.

معنی آرستن در فرهنگ معین

آرستن
(رِ تَ) ۱ - (مص ل .)توانستن . ۲ - (مص م .) نک آراستن .

آرستن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
کوتاه شده (مخفف) آراستن به معنای توانستن و یارستن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آرستن   • مفهوم آرستن   • تعریف آرستن   • معرفی آرستن   • آرستن چیست   • آرستن یعنی چی   • آرستن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آرستن
کلمه : آرستن
اشتباه تایپی : Hvsjk
عکس آرستن : در گوگل

آیا معنی آرستن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )