برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1434 100 1

آرامی

/'ArAmi/

معنی آرامی در لغت نامه دهخدا

آرامی. (حامص ) آرام. سکون. سکنه. قرار. راحت. استراحت. آسایش. سکونت. || آهستگی. رفق. تأنی. مدارات. || هَون. (صراح ).

آرامی. (ص نسبی ) منسوب به آرام ، فرزند پنجم سام.
- زبان آرامی ؛ لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات.
- قوم آرامی ؛ آرامیان.

معنی آرامی به فارسی

آرامی
۱ - منسوب به آرام قومی از قبایل بدوی سامی نژاد سوریه که در جنوب فلسطین در پیرامون کویر و شرق رود اردن و بحر المیت میزیستند . از قرن ۱۴ ق . م . آرامیان به سر زمینهای متمدن همسایه خود ( سوریه و شمال بین النهرین ) روی آوردند و دست به غارت زدند . آنان در حدود ۱۲٠٠ ق . م . بر دمشق و حلب خیره شدند و دیگر شهریاران سوریه را از میان بردند و بمرور زمان در بازرگانی مهارت یافتند . ۲ - نام زبان قوم مذبور که از شعب زبانهای سامی است . ۳ - نام خط قوم مذبور در حدود ۱٠٠٠ ق . م . آرامیان الفبای فنیقی را برگزیده بکار بردند و هر جا رفتند این الفبا را رواج دادند .
( صفت ) منسوب به آرام .
قرار راحت
خطی است که آرامیها از عبری گرفته و باشکال مختلف در آورده اند .
[پزشکی] ← مراقبه
لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات
۱ - عدم آرام و سکون . ۲ - شتابندگی عجله . ۳ - بیقراری اضطراب . ۴ - ناامنی آشوب مقابل آرامش .

معنی آرامی در فرهنگ معین

آرامی
(ص نسب .) قومی از قبایل سامی نژاد که نسبشان به «آرام » (اِرَم ) پسر سام بن نوح می رسد. این قوم در قرن دوازده ق .م . به سرزمین های سوریه و شمال بین النهرین حمله بردند و بر دمشق و حلب دست یافتند. زبان منسوب به این قوم را زبان آرامی گویند.

معنی آرامی در فرهنگ فارسی عمید

آرامی
۱. مربوط به آرام: قوم آرامی. &delta، بنابر روایات، آرام پسر پنجم سام بن نوح بوده است.
۲. زبانی از خانوادۀ زبان های حامی ـ سامی که اکنون جمعی از مسیحیان سُریانی در حوالی موصل به آن تکلم می کنند.
۱. مربوط به آرام: قوم آرامی. &delta، بنابر روایات، آرام پسر پنجم سام بن نوح بوده است.
۲. زبانی از خانوادۀ زبان های حامی ـ سامی که اکنون جمعی از مسیحیان سُریانی در حوالی موصل به آن تکلم می کنند.

آرامی در دانشنامه آزاد پارسی

آرامی (Aramaic)
زبان قومی سامی به همین نام، پیش از قرن ۱۲پ م رایج در شام و بین النهرین و آسور بابل، از مهم ترین شاخه های زبان های گروه سامی از خانوادۀ افریقایی و آسیایی (حامی و سامی). این زبان در آغاز زبان گفت وگو بود و سپس زبان نوشتار شد. کتیبه هایی از زبان آرامی مربوط به قرون ۹ و ۸پ م در شام و بین النهرین به دست آمده است. نیز در کشفیات تخت جمشید، افزارهای سنگی مانند هاون، سینی و جز آن ها به زبان و خط آرامی پیدا شده که تاریخ قرن ۵پ م روی آن ها خورده است. ترجمۀ آرامیِ قطعاتی از کتیبۀ داریوش در بیستون و بر روی پوست در مصر موجود است. در نواحی مختلف آسیای صغیر و بابل، شمال عربستان و فلسطین، ارمنستان و گرجستان اسنادی به زبان آرامی به دست آمده است. در افغانستان و پاکستان، کتیبه ای از آشوکا به آرامی از قرن ۳پ م کشف شده است. با روی کارآمدن سلسله های ایرانی، زبان آرامی از رونق افتاد و جای آن را زبان های ایرانی میانه، مانند پارتی، سغدی، فارسی میانه (پهلوی) و خوارزمی گرفت. با این همه، الفبای زبان های یادشده مأخوذ از آرامی است. در این زبان ها برخی کلمات رایج را به آرامی می نوشتند، اما به زبان خود می خواندند که به این نوع کلمات و این رسم در زبان پهلوی هزوارش می گویند. بخش هایی از عهد عتیق مانند قسمتی از کتاب عزرا و قسمتی از کتاب دانیال، دو واژه از سفرتکوین و سوره ای از کتاب ارمیا به زبان آرامی است. به این بخش از زبان، آرامیِ کتاب مقدس می گویند. زبان آرامی به دو گروه شرقی و غربی تقسیم شد که تفاوت هایی در میان آن ها دیده می شود. آرامی شرقی از دورۀ مسیحیت به بعد شامل یهودی ـ بابلی، مندایی و سُریانی بود. امروزه گونه ای از آن در میان مسیحیان و یهودیان شرق ارومیه به کار می رود که به آن اورمَژنایا می گویند و لغات فارسی، کردی، ترکی و عربی را در میان آن می توان دید. آرامی غربی شامل آرامی مسیحیان فلسطینی و آرامی یهودی است. خط آرامی مأخوذ از خط فنیقی است و ۲۲ حرف دارد که از راست به چپ نوشته می شود. خط نوشتاری عبری، نَبَطی، پالمیری، عربی، سُریانی و خط های ایرانی پهلوی، سندی، خوارزمی و خطّ خَروشتی هند از خط آرامی اقتباس شده است. بسیاری از واژه های آرامی مخصوصاً افعال، ضمایر، حروف اضافه و ربط، به زبان های دیگر وارد شدند.

نقل قول های آرامی

آرامی ممکن است به این موارد اشاره داشته باشد:

ارتباط محتوایی با آرامی

معنی آرامی به انگلیسی

equanimity (اسم)
خود داری ، قرار ، متانت ، خون سردی ، تعادل فکری ، ارامی ، قضاوت منصفانه
lull (اسم)
ارامش ، سکون ، ارامی
self-possession (اسم)
خود داری ، متانت ، خون سردی ، ارامی

آرامی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• الفبای زبان آرامی   • آرامی نماینده بندرعباس   • "منصور آرامي"   • زبان سامی   • دانلود انجیل آرامی   • خط سریانی   • انجیل به زبان آرامی   • خط آرامی چیست   • معنی آرامی   • مفهوم آرامی   • تعریف آرامی   • معرفی آرامی   • آرامی یعنی چی   • آرامی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آرامی
کلمه : آرامی
اشتباه تایپی : Hvhld
آوا : 'ArAmi
نقش : اسم
عکس آرامی : در گوگل

آیا معنی آرامی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )