برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1404 100 1

آرامش

/'ArAmeS/

مترادف آرامش: آسایش، آسودگی، استراحت، راحت، راحتی، فراغ بال، فراغت، آشتی، صلح، صلحجویی، مسالمت، آرام، تسکین، سکون، قرار، امان، امنیت، ایمنی، سکینه، طمانینه

متضاد آرامش: آشوب، بلوا

معنی آرامش در لغت نامه دهخدا

آرامش. [ م ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از آرامیدن. سکون. آرمِش :
رایتش ساکن نگردد یک زمان در یک زمین
رخشش آرامش نگیرد ساعتی در یک مقام.
فرخی.
|| طمأنینه. (ربنجنی ). اَون. سکینه. (ربنجنی ) (دستوراللغه ) :
دلم را بد آرامشی زآن خبر
روانم ز شادی برآمد بسر.
شمسی (یوسف و زلیخا).
و بنی اسرائیل را بدان [ بتابوت سکینه ] آرامش بود. (مجمل التواریخ ). || غفوه. خواب اندک و سبک. سبت. || رامش. آسایش. استراحت :
منجم بیاورد صلاب را
بینداخت آرامش و خواب را.
فردوسی.
بر این کینه آرامش و خواب نیست
بمانند چشمم بجوی آب نیست.
فردوسی.
ز شب نیمه ای گفت سهراب بود
دگر نیمه آرامش و خواب بود.
فردوسی.
بگسترد آن هر دو در آفتاب
بخواب و به آرامش آمد شتاب.
فردوسی.
زمین سبز و جوئی پر از آب دید
همه جای آرامش و خواب دید.
فردوسی.
ایستادن ملکان را بدر خانه ٔ او
به ز آرامش و آسایش بر تخت بزر.
فرخی.
همه شب گرد چشم من نگردد
ز خیل خواب و آرامش خیالی.
ناصرخسرو.
|| آشتی. سلم :
نخست آفرین کرد بر کردگار
خداوند آرامش و کارزار.
فردوسی.
در تهور کسی فلاح ندید
روی آرامش و صلاح ندید.
سنائی.
|| مأمونی. ایمنی. امنیت : و آرامش اطراف... بسیاست منوط است. (کلیله ودمنه ). || وقفه. || فراغ.
- آرامش با جفت ؛ رفث. مباضعه.
- آرامش دادن ؛ مستریح کردن. مأمون ساختن. آرام و آرمش دادن.
- آرامش یافتن ؛مستریح شدن. مطمئن شدن. آرمش یافتن. آرام یافتن. آسایش یافتن. و رجوع به آرام و آرام کردن و آرامی شود.

معنی آرامش به فارسی

آرامش
( اسم ) ۱- آرامیدن . ۲- فراغت راحت آسایش . ۳ - طمائ نینه سکینه. ۴ - صلح آشتی . ۵ - ایمنی امنیت . ۶ - خواب اندک و سبک . ۷- سکون یا آرامش با جفت . آرامش مباشرت باوی هماغوش گردیدن با او . یا آرامش جان . یا آرامش جهان .
سکون آرمش
بیست و سومین لحن از لحاظ باربدی آرامش جهان رامش جهان .
بیست و سومین لحن از الحان باربدی آرامش جان رامش جهان .
( اسم ) آنکه طالب آرامش است آرامش طلب آرامش خواه.
آرامش طلب
( مصدر ) ۱- استراحت بخشیدن راحت بخشیدن آسایش دادن . ۲ - تسلی دادن تسکین بخشیدن . ۳ - مطمئن کردن .
آرام کردن
آرام گرفتن
[تغذیه] ← کارمایۀ مصرفی آرامش
[shy distance] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مقدار فاصلۀ خودرو تا لبۀ راه به نحوی که موانع یا عوارض موجود در کنار راه برای راننده خطرآفرین نباشد و مجبور نشود در سرعت و مسیر خود تغییر ایجاد کند
[resting energy expenditure] [تغذیه] مقدار انرژی که فرد در حالت استراحت مصرف می کند متـ . انرژی مصرفی آرامش

معنی آرامش در فرهنگ معین

آرامش
(مِ) ۱ - (اِمص .) آرامیدن . ۲ - وقار، سنگینی . ۳ - ( اِ.) خواب کوتاه و سبک . ۴ - فراغت ، آسایش . ۵ - صلح وآشتی . ۶ - سکون .
( ~ِ)(اِمر.) لحن بیست و سوم از الحان باربدی ، آرامش جهان ، رامش جهان .

معنی آرامش در فرهنگ فارسی عمید

آرامش
۱. آسایش، آسودگی، فراغ
۲. سکون.
۳. سکوت.
۴. [مجاز] امنیت.
۵. [مقابلِ جنگ] [قدیمی، مجاز] صلح.
۱. آسایش، آسودگی، فراغ
۲. سکون.
۳. سکوت.
۴. [مجاز] امنیت.
۵. [مقابلِ جنگ] [قدیمی، مجاز] صلح.

آرامش در دانشنامه اسلامی

آرامش
آرامش به آرام بودن، عدم حرکت و همچنین به معنی سکون داشتن و طمأنینه است که در باب صلات آمده است.
آرامش بدن در باب صلات از دو منظر قابل بررسی است:۱ – آرامش بدن در حال نماز۲ - آرامش بدن در غیر حال نماز
← آرامش بدن در حال نماز
 ۱. ↑ طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۶۴۱.۲. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۴۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۱۲۷.    
...
آرامش به آرام بودن، عدم حرکت و همچنین به معنی سکون داشتن و طمأنینه است که در باب صلات آمده است.
آرامش بدن در باب صلات از دو منظر قابل بررسی است:۱ – آرامش بدن در حال نماز۲ - آرامش بدن در غیر حال نماز
← آرامش بدن در حال نماز
 ۱. ↑ طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۶۴۱.۲. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۴۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۱۲۷.    
...
دستیابی به آرامش واقعی یکی از خواسته ها و آرزوهای همیشگی بشر بوده است.
آرامش، اسم مصدر از آرمیدن است، و در برابر اضطراب و دلهره به کار می رود و به حالت و صفت روانی و قلبی خاص (آسودگی خاطر، ثبات و طمانینه) گفته می شود. آرامش در دو سطح فردی و اجتماعی قابل بررسی است؛ که بعد اجتماعی آن در مدخل امنیت آمده است. در این مدخل از واژه های «اطمینان»، «تثبیت فؤاد»، «ثبات»، «ربط قلب»، «سکن»، «سکینه»، «لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» استفاده شده است.
راههای رسیدن به آرامش ازنگاه قرآن
 ۱. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۴.    
...
حوا، همسر و مایه آرامش آدم علیه السّلام بود.
هو الذی خلقکم من نفس وحدة و جعل من ...


نقل قول های آرامش

کتاب گنجینه سخنان بزرگان ایران و جهان، مرضیه یعقوبی ، انتشارات عطار
• «آرامش کامل تنها در آغوش طبیعت امکان پذیر است.» پابلو پیکاسو
• «بشر در ناآرامی و سر و صدای این جهان متولد می شود و در سکوت و آرامش آن جهان از دنیا می رود.» ماکسیم کورکی
• «اگر شما از وقار و آرامش درون سرشار باشید، تقریباً غیرممکن است که دیگران بتوانند شما را آلت دست خود کنند.» وین دایر
• «همه تلاش ما در طول زندگی برای این است که به آرامش برسیم.» ماکسیم کورکی
• «آرامش خیال، آرزویی است که همه دارند ولی همه به آن نمی رسند.» جان دالتون
• «بازوی پدر و آغوش مادر، امن ترین جای آرامش برای هرکس است.» آدام اسمیت
• «آرامش غنیمتی است و ترک آن خسارتی است.» محمد بن عبدالله'''
• «آرامش درون، ضامن آرامش برون نیز هست.» علی ابن ابی طالب

ارتباط محتوایی با آرامش

آرامش در جدول کلمات

آرامش
تسکین
آرامش و بی حرکتی
سکون
آرامش و دلداری
تسلی
آرامش یافتن
آرام گرفتن
آرامش یافته
اسوده
آرامش بخش دلهاست
یاد خداوند
آرامش دادن
تسکین
آرامش دهنده اعصاب
ریحان
آرامش ذهنی
تاف
آرامش و آسودگی
رامش

معنی آرامش به انگلیسی

composure (اسم)
خود داری ، ارامش ، خون سردی ، تسلط بر نفس
peace (اسم)
سازش ، ارامش ، اشتی ، سلامت ، سلامتی ، صلح ، صلح و صفا
calm (اسم)
ارامش ، سکوت ، سکون ، بی سر و صدایی
quiet (اسم)
ارامش ، سکون ، رفاه
solace (اسم)
تسکین ، خوشی ، ارامش ، مایه تسلی ، تسلیت خاطر
calmness (اسم)
سامان ، تمکین ، ملایمت ، روح ، ارامش ، متانت ، خون سردی
silence (اسم)
خاموشی ، ارامش ، سکوت ، خموشی
pacification (اسم)
تسکین دادن ، خمود ، ارامش
equilibrium (اسم)
میزان ، تعادل ، موازنه ، ارامش
repose (اسم)
سامان ، استراحت ، ارامش ، سکون ، اسودگی
lull (اسم)
ارامش ، سکون ، ارامی
quietness (اسم)
ملایمت ، ارامش ، سکون
tranquility (اسم)
راحت ، ارامش ، اسودگی ، اسایش خاطر
serenity (اسم)
ارامش ، بی سر و صدایی ، متانت ، صفاء ، صافی ، وقار
placidity (اسم)
روح ، ارامش ، متانت ، صفاء
quietude (اسم)
ارامش ، سکون
taciturnity (اسم)
خاموشی ، ارامش ، سکوت ، کم حرفی

معنی کلمه آرامش به عربی

آرامش
استتب ، استقرار
استتباب السلام (السلم)

آرامش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zahra
relaxed
Mohi
Relax
غزاله
آرامش صدات







فریماه
ارامش
مرضیه
آرامش اسم دخترانه است، معنی آرامش: (اسم مصدر از آرامیدن و آرمیدن)، فراغت، راحت، آسایش، صلح، آشتی، ایمنی، امنیت، سنگینی، وقار و طمأنینه.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جملات آرامش   • متن آرامش   • آرامش عاشقانه   • آرامش یعنی   • شعر ارامش   • آرامش عشق   • آرامش چیست   • آرامش به انگلیسی   • معنی آرامش   • مفهوم آرامش   • تعریف آرامش   • معرفی آرامش   • آرامش یعنی چی   • آرامش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آرامش
کلمه : آرامش
اشتباه تایپی : Hvhla
آوا : 'ArAmeS
نقش : اسم
عکس آرامش : در گوگل

آیا معنی آرامش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )