برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1428 100 1

آراسته

/'ArAste/

مترادف آراسته: آماده، بانظم، بسامان، جمیل، متحلی، مرتب، مزین، منتظم، منظم، نیکو

معنی اسم آراسته

اسم: آراسته
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: ārāste) (صفت مفعولی از آراستن) آرایش شده و زینت و زیور داده شده، آن که علاوه بر ظاهر مرتب دارای صفت های خوب اخلاقی نیز هست، (در قدیم) منظم، مرتب، دارای سامان، با زیور و زینت - آن که دارای صفتهای خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است

معنی آراسته در لغت نامه دهخدا

آراسته. [ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) آموده. موده. پدرام. مزیّن. مجمل. مُحلی. حالی. حالیه. مُطرّز. مزخرف. بغازه و گلگونه کرده :
گر زآنکه به پیراسته ٔ شهر برآئی
پیراسته آراسته گردد ز رخانت.
ابوشعیب.
و بهر پانزده روزی اندر وی [ اندرپریم قصبه ٔ قارن ] روز بازار باشد و از همه ٔ این ناحیت مردان و کنیزکان و غلامان آراسته ببازار آیند و با یکدیگر مزاج کنند. (حدودالعالم ).
شبستان همه پیش باز آمدند
بدیدار او [ بزمساز ] آمدند...
شبستان بهشتی بد آراسته
پر از خوبرویان و پر خواسته.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 1 ص 297).
سپه را مر او بود ز ایران پناه
بدو گشت آراسته تختگاه.
فردوسی.
بدو گردد آراسته تاج و تخت
از آن رفته نام و بدین مانده بخت.
فردوسی.
به آذین جهانی شدآراسته
در و بام و دیوار پرخواسته.
فردوسی.
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس.
فردوسی.
ز یاقوت سرخ است چرخ کبود...
بچندان فروغ و بچندان چراغ
بیاراسته چون بنوروز باغ.
فردوسی.
چو دیدند زیبا رخ شاه را
بدانگونه آراسته گاه را
نهادند همواره سر بر زمین
بر او بر همی خواندند آفرین.
فردوسی.
زمین چون بهشتی شد آراسته
ز داد وز بخشش پر از خواسته.
فردوسی.
بیاراسته همچو باغ بهار
سراسر پر از رنگ و بوی و نگار.
فردوسی.
زر و گنج آن لشکر نامدار
بیاراسته چون گل اندر بهار.
فردوسی.
بنام و کنیتت آراسته باد
ستایشگاه شعر و خطبه تا حشر.
عنصری.
آراسته و مست ببازار آئی
ای دوست نترسی که گرفتار آئی ؟
(از اسرارالتوحید).
جهان چون عروسی آراسته را مانست در آن روزگار مبارکش. (تاریخ بیهقی ). سرائی دیدم چون بهشت آراسته.(تاریخ بیهقی ). دو منشور نبشته آمد و بتوقیع آراسته گشت. (تاریخ بیهقی ). ناچار چون وی مقدم تر بود آن روز، در هر بابی سخن میگفت و ما آن را به استصواب آراسته می داشتی ...

معنی آراسته به فارسی

آراسته
( اسم ) ۱ - مزین زینت داده شده. ۲ - منظم مرتب . ۳ - آماده مهیا
مزین مزخرف
( صفت ) خوش بیان خوش کلام .
خوش بیان نوروز نامه
( مصدر ) زینت یافتن مزین گردیدن آراسته گردیدن .
تزین ازدیان
( مصدر ) آراستن یاخود ( خویشتن ) را آراسته کردن . تصنع .
تصنع آراستن
پیراینده آراینده
سفره رنگین سفره در کمال زیبایی و رنگینی .
( صفت ) ۱ - زینت داده نشده نامزین . ۲ - آماده نشده نامهیا. ۳ - نامنظم غیرمرتب . ۴ - تباه فاسد مقابل آراسته.

معنی آراسته در فرهنگ معین

آراسته
(تِ) ۱ - (ص مف .) مزیُن ، زینت شده . ۲ - منظّم . ۳ - (ص .) آماده ، مهیّا. ۴ - آهستگی ، درنگ . ۵ - آسایش ، راحتی . ۶ - خاموشی ، سکوت . ۷ - امن ، امان . ۸ - بستر، خوابگاه . ۹ - جایگاه ، مقام . ۱٠ - جای خلوت . ۱۱ - (ق .) آهسته ، به تأنی . ۱۲ - اطمینان خاطر

معنی آراسته در فرهنگ فارسی عمید

آراسته
۱. زینت داده شده.
۲. پاک سرشت: جوان آراسته.
۳. [قدیمی] مرتب، منظم.
۱. زینت داده شده.
۲. پاک سرشت: جوان آراسته.
۳. [قدیمی] مرتب، منظم.

آراسته در جدول کلمات

آراسته سخن
خوش بیان
آراسته شده با چیزهای فریبنده
مزخرف
آراسته و تمیز
مرتب
آراسته و زیبا
ور ساز
آراسته و منظم
مرتب
با یکدیگر آراسته شدن
تناسق
سخن آراسته و هنرمندانه
شیوا
موی آراسته و مرتب شده جلوی سر
فکل

معنی آراسته به انگلیسی

brisk (صفت)
تند ، تیز ، زرنگ ، چابک ، چالاک ، سریع ، با روح ، سرزنده ، سرزنده و بشاش ، چست ، رایج ، اراسته ، پاکیزه ، تیز هوش
clean-limbed (صفت)
خوش ریخت ، اراسته ، پاکیزه
decent (صفت)
محجوب ، پاک بین ، نجیب ، اراسته
spruce (صفت)
قشنگ ، اراسته ، پاکیزه ، صنوبر
decorous (صفت)
اراسته ، مودب ، زینت دار
natty (صفت)
ماهر ، چالاک ، اراسته ، پاکیزه ، قشنگتر
politic (صفت)
اراسته ، دیپلوماسی
prissy (صفت)
اراسته ، مردیا جوان زن صفت ، تر و تمیز

آراسته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

😘😘آرینا اسدی😘😘
با نظم،مرتب،تمیز.

مرسی که لایک میکنین
علی باقری
آراسته: در پهلویآراستگ ārāstag بوده است .
((ز خارا به افسون برون آورید
شد آراسته بندها را کلید))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 270.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بخاری آراسته   • محسن اراسته   • اراسته در جدول   • فیروز هنرپیشه قدیمی   • معنی آراسته   • یدی هنرپیشه قدیمی   • حسين گيل بازيگر قديمي   • حسن رضایی هنرپیشه   • مفهوم آراسته   • تعریف آراسته   • معرفی آراسته   • آراسته چیست   • آراسته یعنی چی   • آراسته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آراسته
کلمه : آراسته
اشتباه تایپی : Hvhsji
آوا : 'ArAste
نقش : صفت
عکس آراسته : در گوگل

آیا معنی آراسته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )