برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1421 100 1

آدمیزاد

/'AdamizAd/

مترادف آدمیزاد: آدمی، آدمیزاده، انسان، بشر، مردم

متضاد آدمیزاد: دیو، دیوزاد

معنی آدمیزاد در لغت نامه دهخدا

آدمیزاد. [ دَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) زاده ٔ آدم. انسان. مردم. بشر: یکی را شنیدم از پیران که مریدی را همی گفت ای پسر چندان که تعلق خاطر آدمیزاد بروزی است اگر... (گلستان ).
که هامون و دریا و کوه و فلک
پری وآدمیزاد و دیو و ملک
همه هرچه هستند از آن کمترند
که با هستیش نام هستی برند.
سعدی.
- امثال :
آدمیزاد اگر بی ادب است آدم نیست .
آدمیزاد تخم مرگ است ؛هیچ آدمی را از مرگ گزیری نباشد.
آدمیزاد شیر خام خورده است ؛ هر خطائی از انسان سر تواند زدن.
از سستی آدمیزاد گرگ آدمیخوار پیدا شود ؛ اگر قبول ظلم نکنند ظلم از میان برخیزد.
(که ) باشد دزد طبع آدمیزاد؛ آدمی بمعاشرت بدان بدی آموزد.

معنی آدمیزاد به فارسی

آدمیزاد
( صفت ) زاد. آدمی انسان بشر .
زاده آدم انسان

معنی آدمیزاد در فرهنگ معین

آدمیزاد
(دَ) (ص مر.) = آدمیزاده : انسان ، بشر. ، ~ شیر خام خورده کنایه از: انسان موجودی جایزالخطاست .

معنی آدمیزاد در فرهنگ فارسی عمید

آدمیزاد
مردم، انسان، زادۀ آدمی، بشر.

آدمیزاد را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آدمیزاد   • دانلود کتاب زبان بدن به زبان آدمیزاد   • به زبان آدمیزاد رضا بهاری   • آدمیزاد است دیگر حسین پناهی   • کتاب های به زبان آدمیزاد   • دانلود کتابهای به زبان آدمیزاد   • دانلود کتاب مدیریت به زبان آدمیزاد   • دانلود رایگان کتاب مدیریت به زبان آدمیزاد   • مفهوم آدمیزاد   • تعریف آدمیزاد   • معرفی آدمیزاد   • آدمیزاد چیست   • آدمیزاد یعنی چی   • آدمیزاد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آدمیزاد
کلمه : آدمیزاد
اشتباه تایپی : Hnldchn
آوا : 'AdamizAd
نقش : اسم
عکس آدمیزاد : در گوگل

آیا معنی آدمیزاد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )